هفت ماه از کشته شدن علی خامنهای، دومین رهبر جمهوری اسلامی، میگذرد و هنوز هیچ نشانی از وصیتنامه سیاسی او در دسترس نیست. بر اساس گزارش بیبیسی، تنها سندی که در این مدت منتشر شده، وصیتنامهای شخصی و کهنه است که تاریخ تنظیم آن به فروردین ۱۳۴۲ برمیگردد؛ یعنی به روزگاری که آقا سیدعلی هنوز به فکر مُهر و مُوم پارلمان نبود.
در همین مدت، نه صدایی از جانشین او شنیده شده و نه تصویری، و این دو سکوت، به قول معروف، همخانوادهاند. حکومتی که نیم قرن مدعی «شفافیت امامیه» بود، حالا حتی نمیتواند بگوید وصیتنامه رهبرش کجاست؛ یا شاید بهتر بگوییم، نمیخواهد بگوید.
فرضیه «زیر آوار»؛ بُرزخ اسناد مقدس
روایت رسمی، اگر بتوان نامش را روایت گذاشت، این است که سند در جریان بمباران اقامتگاه رهبر نابود شده باشد. روزنامه اطلاعات، از نشریات زیر نظر نهاد رهبری، فرضیه «زیر آوار ماندن» وصیتنامه را مطرح کرده و علیرضا زاکانی، شهردار وقت تهران، هم از «از بین رفتن دستنوشتهها و کتابخانه» سخن گفته است.
این روایت اما جایی میلنگد که فکر کنید سند حکومتی در مقام «وصیتنامه سیاسی مقام اول نظام» را در کتابخانه شخصی نگه میدارند؛ کنار دیوان حافظ و دفترچه تلفن. به گزارش بیبیسی، روحالله خمینی وصیتنامه سیاسی خود را در دو نسخه مُهر و موم کرد که یکی در آستان قدس و دیگری در مجلس خبرگان نگهداری میشد. یعنی حتی بنیانگذار این نظام، که به قول خودشان «امام راحل» بود، برای اسنادش از کتابخانه شخصی امنتر جایی میشناخت. ظاهراً نسل بعد، هم در باره امنیت و هم در باره وصیت، «تجدد» را کشف کرده بودند.
تجربه خمینی؛ وصیتنامهای که فقط تلاوت شد
اما نگران نباشید؛ حتی اگر وصیتنامه خامنهای فردا منتشر شود، تجربه تاریخی میگوید چندان اتفاقی نمیافتد. وصیتنامه مفصل خمینی، که در خرداد ۱۳۶۸ در مجلس خبرگان قرائت شد، توصیههای صریحی داشت؛ از جمله نهی مطلق «قوای مسلح، چه نظامی و انتظامی و پاسدار و بسیج» از ورود به «بازیهای سیاسی».
نتیجه؟ سپاه و بسیج در دوره جانشین، به بزرگترین و قدرتمندترین تشکیلات سیاسی ایران تبدیل شدند. وصیتنامه، مثل هر سند دیگری در این نظام، در «روایت» حاکمان گم شد، نه در بمباران.
جالبتر از آن، بند کلیدی وصیتنامه خمینی بود که میگفت: «آنچه به من نسبت داده شده یا میشود، مورد تصدیق نیست، مگر آنکه صدای من یا خط و امضای من باشد، با تصدیق کارشناسان؛ یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم.»
تنها ساعاتی پس از قرائت همین متن، اکبر هاشمی رفسنجانی روایت کرد که خمینی در خلوت به او و احمد خمینی گفته علی خامنهای گزینه خوبی برای جانشینی است. نه صدایی، نه خط و امضایی، نه تصدیق کارشناسانی. مجلس خبرگان هم، به روایت حاضران از جناحهای رقیب، همین نقلقول بیسند و بیکران را خرید و حتی کسی نپرسید اصلاً قرائت وصیتنامه چه فایدهای داشت.
از لنین و استالین تا مائو؛ سنت جهانی مخفیکاری
جمهوری اسلامی در این باره هم، مثل خیلی چیزهای دیگر، تقلیدش از غرب و شرق بد است. ولادیمیر لنین در نامهای به کنگره حزب کمونیست شوروی، هشداری صریح درباره تمرکز قدرت در دستان ژوزف استالین داد. استالین هم، مثل هر جانشین وظیفهشناسی، انتشار عمومی آن را ۳۲ سال به تعویق انداخت؛ تا اینکه در ۱۹۵۶ نیکیتا خروشچف در کارزار «استالینزدایی» آن را آزاد کرد، البته بعد از افشای آن در ۱۹۲۶ توسط نیویورکتایمز.
در چین، مائو تسهتونگ بیست سال پیش از مرگ متنی امضا کرده بود که بر سوزاندن اجساد رهبران و ممنوعیت ساخت مقبره برایشان تأکید میکرد. جانشینش هوا گوئوفنگ، که به نمادهای مشروعیت تشنه بود، برای مائو بارگاهی بزرگ ساخت و جسدش را مومیایی کرد؛ فراتر از سنتی که امپراتوران چین هم جرئتش را نداشتند. چهار سال طول کشید تا دنگ شیائوپینگ از «مصلحتاندیشیهای پس از مرگ» مائو حرف بزند.
پس سنت کهن است: وصیت رهبر، تا وقتی به کار جانشین نیاید، در کشوی «تا اطلاع ثانوی» میماند.
پس وصیتنامه خامنهای کجاست؟
به گزارش بیبیسی، تصور اینکه خامنهای اساساً وصیتنامه سیاسی ننوشته باشد، دشوار است؛ مردی که برای هر پروندهای موضع تعیین میکرد، به قید خودش بیوصیت نمیمرد. و تصور اینکه سند در بمباران از بین رفته باشد، دشوارتر هم هست.
محتملترین فرضیه، آن است که رهبر جدید یا تیم او، به هر دلیلی، انتشار این سند را به مصلحت خود ندانستهاند. شاید متن، پر از توصیههایی است که حالا ناخوشایند شده؛ شاید نامها و ارزیابیهایی در آن هست که جنگ قدرت را گرمتر میکند؛ و شاید هم، به سنت لنین و مائو، وصیتنامهای که به درد «روایت رسمی» نخورد، در این نظام چیزی جز کاغذی خطرناک نیست.
در هر حال، ملت ایران این را میداند: هرچه زیر آوار رفته، جان آدمها بوده، نه سند آقایان. آنچه زیر فرش رفته است، وصیتنامه است، و فرش این حکومت، به قامت تاریخش بلند و پهن است.
پرسشهای پرتکرار
چرا وصیتنامه سیاسی علی خامنهای هنوز منتشر نشده است؟
به گزارش بیبیسی، هفت ماه پس از کشته شدن او هیچ متن رسمیای منتشر نشده و محتملترین فرضیه آن است که رهبر جدید یا تیم او انتشار آن را به مصلحت خود ندانستهاند. روایت رسمی درباره نابودی سند در بمباران اقامتگاه، با شیوه نگهداری وصیتنامه خمینی در دو نسخه مُهر و موم، سازگار نیست.
وصیتنامه روحالله خمینی چه سرنوشتی داشت؟
مهمترین توصیههای آن، از جمله نهی قوای مسلح از بازیهای سیاسی، بلافاصله پس از مرگ خمینی در خرداد ۱۳۶۸ نادیده گرفته شد و سپاه و بسیج به قدرتمندترین تشکیلات سیاسی ایران تبدیل شدند.
سابقه مخفیکردن وصیتنامه رهبران در جهان چیست؟
نامه لنین که هشداری علیه استالین داشت، در شوروی ۳۲ سال بعد از مرگش و در جریان «استالینزدایی» منتشر شد، و توصیه مائو درباره سوزاندن اجساد رهبران، توسط جانشینش هوا گوئوفنگ رسانهای نشد و مائو مومیایی شد.
