صد روز جنگ ملاها؛ گردشگری ایران در کام مرگ
صد روز از آغاز ماجراجویی نظامی جمهوری اسلامی میگذرد. ماجراجوییای که ملاها آن را «مقاومت» مینامند، اما بهای سنگین آن را مردم و کسبوکارهای بیدفاع میپردازند. صنعت گردشگری، که پیش از این هم با سوءمدیریت آخوندها له شده بود، حالا زیر آوار جنگی بیسرانجام، نفسهای آخرش را میکشد.
در روزهای نخست، رسانههای حکومتی مشغول فریادهای پیروزی و دفاع مقدس دوم بودند، اما حالا که سه ماه گذشته، واقعیت تلخ خودش را نشان داده است. گردشگری، صنعتی که به ثبات، امنیت و اعتماد وابسته است، قربانی ترجیحدادهشدهی یک حکومت توفیقزده است که هیچ درکی از اقتصاد و زیست بشری ندارد.
ویرانههایی که آمار نمیخواند
وزارت میراث فرهنگی، آن بقیهای از دولت، اعتراف کرده که دستکم ۶۲ واحد گردشگری در ۱۲ استان آسیب دیده یا نابود شدهاند. این واحدها شامل هتلها، رستورانها و مجتمعهایی است که زمانی میزبان مسافر بودند و اکنون خاکستر شدهاند.
- کرمانشاه: ۱۳ واحد آسیبدیده، بیشترین خسارت
- آذربایجان غربی: ۱۰ واحد
- خوزستان و کردستان: هر کدام ۷ واحد
- لرستان: ۵ واحد
استانهای تهران، همدان، قم، گیلان، زنجان، اصفهان و البرز نیز از بلای جهل و جنگ در امان نماندهاند. دولت، در عادت همیشگیاش، از بستههای حمایتی و تسهیلات خبر میدهد. اما فعالان میدانند که این وعدهها بیشتر به جیب نهادهای وابسته به سپاه میرود تا کسبوکارهای واقعی.
هستی پودفروش، روزنامهنگار این حوزه، به درستی یادآور میشود که رقم ۲۸.۵ هزار میلیارد تومانی خسارت که معاون وزارت میراث اعلام کرده، تنها نوک کوه یخ است. زیانهای واقعی بسیار فراتر از آمارهای دستکاریشدهی حکومتی است.
قربانیان ناشناس اقتصاد مقاومتی
اقتصاد گردشگری فقط هتلهای لوکس و مجتمعهای بینراهی نیست. بخش مهمی از این اقتصاد به کسبوکارهای کوچک و محلی وابسته است. همانهایی که در آمارهای رسمی ثبت نمیشوند، اما نان شبشان به حضور مسافر گره خورده است.
یک پنچرگیری در روستا یا فروشنده صنایع دستی، وقتی مسافری وجود نداشته باشد، درآمدش صفر میشود. اینها قربانیان بیصدای جنگی هستند که ملاها برای آن پای صندوق نمیروند.
ورود گردشگر خارجی عملا به صفر رسیده است. هشدارهای امنیتی، لغو پروازها و ترس از گسترش درگیریها، کار خود را کرده است. حتی گردشگران تجاری هم به این مرز و بوم خطرناک قدم نگذاشتهاند. در کشوری که امنیتش زیر سوال رفته، گردشگری نخستین قربانی است و آخرین بخشی که شاید روزی به حالت عادی برگردد.
فرار یا گردش؟ واقعیت تلخ داخلی
ملاها هنوز به گردشگری داخلی دل خوش کردهاند، اما واقعیت این است که در شرایط جنگی، آرامش روانی جامعه به کلی از بین میرود. آن سفرهایی که در روزهای جنگ دیدیم، گردشگری نبود.
خانوادهها با خودروهایی مملو از مواد غذایی و مایحتاج ضروری، از ترس جانشان فرار میکردند، نه برای تفریح. این آوارگی داخلی است، نه توریسم. مسافرانِ در حال فرار، هیچ تاثیری بر اقتصاد مقاصد گردشگری ندارند، چون کسی برای خرید یا تفریح هزینه نمیکند.
اقامتگاههای بومگردی و مرگ تدریجی
اقامتگاههای بومگردی که در سالهای اخیر با تلاش مردم محلی کمی نفس کشیده بودند، حالا در آستانه تعطیلی کامل هستند. انجمن این اقامتگاهها هشدار داده که ادامه شرایط، یعنی ادامه جنگ و سوءمدیریت، به معنای مرگ این واحدها است. بلاگرها، آژانسهای کوچک و راهنمایان گردشگری همگی بیکار شدهاند. اگر این افراد برای تامین معاش به مشاغل دیگر روی آورند، بازگرداندنشان به صنعت گردشگری در آینده تقریبا محال خواهد بود.
تبلیغات خندهدار وزارت میراث و یادآوری تاریخ
در این میان، وزارت میراث با طرحی به نام «این روزهای ایران» سعی میکند تصویری عادی از کشور به دنیا بدهد! ویدئوهایی از زندگی روزمره مردم و جاذبههای فرهنگی! گویی دنیا بیخبر است و ما زیر بمباران و قطعی اینترنت، در حال تماشای ققنوس هستیم.
این انفعال و دروغگویی رسمی، یادآور روزگاری است که امپراتوری کوروش بزرگ، میهماننوازترین سرزمین روی زمین بود و جهانگشایان متمدن به جای جنگ، فرهنگ را به جهان هدیه میدادند. امروز اما، جای میهمانان خارجی، خاشقجیهای جنگ و ویرانی نشستهاند.
فعالان امیدوارند توافقی مثل برجام، اگر رخ دهد، گردشگری را نجات دهد. همانطور که در سال ۲۰۱۵ ورود توریستهای اروپایی و آسیایی به شیراز و یزد افزایش یافت. اما اعتماد، شیشهای است که ملاها با هر جنگی آن را میشکنند و بازسازیاش سالها زمان میبرد.
صدمین روز؛ انتظار برای صلحی که ملاها نمیفهمند
امروز صدمین روز جنگی است که ثمرهی چهل سال سیاستهای ضدبشری حکومت است. گردشگری ایران نه جنگ را دارد و نه صلح را. در این برزخ، تنها چیزی که حاکم است، نااطمینانی مطلق است.
تا زمانی که این ساختار توفیقزده تغییر نکند و دموکراسی جایگزین استبداد دینی نشود، هیچ توریستی به این مرز و بوم نخواهد آمد و هیچ سرمایهگذاری ریسک سرمایهگذاری در کشوری را ندارد که رهبرانش، دشمنی با جهان را افتخار میدانند.