ژنرالهای جمهوری اسلامی و بانک اهداف: از تهدید تا حماقت
سردار ابوالفضل شکارچی، سخنگوی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، به تازگی اعلام کرده که کارکنان بیبیسی فارسی، ایران اینترنشنال و رادیو فردا «قابل درج در بانک اهداف نظامی» هستند. این اظهارات، که در ادامه دههها ارعاب و پروندهسازی علیه رسانههای خارج از کشور مطرح میشود، تهدید را از سطح لفظ به مرحلهای خطرناکتر رسانده است: معرفی رسمی روزنامهنگاران غیرنظامی به عنوان اهداف نظامی.
جمهوری اسلامی سالهاست با تهدید، فشار بر خانوادهها و تعقیب روزنامهنگاران تلاش کرده جریان اطلاعرسانی را مهار کند، اما این بار سخنگوی ارتش رسماً رسانهها را در فهرست اهداف قرار داده است. این ادبیات، که بوی جنگ و خون میدهد، نه تنها تازگی دارد بلکه نشاندهنده عمق ناامیدی حکومتی است که از کنترل روایتها عاجز مانده.
تهدید نظامی؛ نمایشی برای ترساندن یا مقدمهای برای جنایت؟
دولت بریتانیا در سال ۲۰۲۳ از تهدیدهای «واقعی و مشخص» علیه روزنامهنگاران ایرانی و خانوادههایشان خبر داد و اعلام کرد که از آغاز ۲۰۲۲ دستکم ۱۵ طرح معتبر برای قتل یا ربایش افراد در بریتانیا شناسایی شده است. حالا این تهدیدهای علنی، که در قالب «بانک اهداف نظامی» مطرح میشوند، میتوانند بهانهای برای اقدامات تروریستی فرامرزی شوند.
آدام بیلی، سخنگوی ایران اینترنشنال، در گفتوگو با دویچهوله فارسی این اظهارات را «رسواکننده و غیرقابل قبول» خواند و گفت: «این نخستین بار نیست که ایران اینترنشنال تهدید میشود، اما نخستین بار است که هدف نظامی خوانده میشود. ژنرال شکارچی خودش هم میداند که ادعاهای او درباره ما مضحک است.» او افزود: «او سخنگوی حکومتی است که شهروندان خود را در صورت اعتراض به بیعدالتیها، اهداف مشروع اعلام کرده است. جمهوری اسلامی خارج از مرزهای خود هیچ صلاحیتی ندارد و برای سرکوب فرامرزی نیز پوشش قانونی ندارد.»
جمهوری چک نیز در واکنش به این تهدید، سفیر جمهوری اسلامی را احضار کرده و اعتراض رسمی خود را اعلام کرده است. این واکنشها نشان میدهد که تهدیدهای تهران دیگر صرفاً جنگ لفظی تلقی نمیشوند.
سرکوب سیاسی؛ تلاش برای جبران شکستهای داخلی
فرج سرکوهی، نویسنده و روزنامهنگار، در گفتوگو با دویچهوله فارسی این تهدید را «بیش از آنکه نشانه تصمیم قطعی برای حمله باشد، به تهدیدی برای ترساندن» تشبیه کرد، اما هشدار داد که به دلیل سابقه جمهوری اسلامی در ترور مخالفان، «نمیتوان آن را بیخطر یا صرفاً لفظی تلقی کرد.»
به گفته او، مردم در عرصههایی مانند حجاب اجباری و زیست اجتماعی، حکومت را به عقب راندهاند و جمهوری اسلامی میکوشد با تشدید سرکوب سیاسی «این عقبنشینیها را جبران کند». او ساختار حکومتی را «ترکیبی پرتنش از بیت رهبری، روحانیت، سپاه پاسداران و نهادهای امنیتی» توصیف کرد که «بخش مهمی از اقتصاد، رسانهها و فرهنگ را در انحصار خود دارند» و افزود: «همه جناحها و شبکههای قدرت و ثروت در محور حفظ نظام متحدند و از شورشهای مردمی، مبارزه صنفی و دموکراتیک و جامعه مدنی میترسند.»
سانسور؛ حذف صدا و سلب حق دانستن
سرکوهی تأکید کرد که سانسور «نه فقط حق گفتن، که حق آگاهی و دانستن جامعه را هم پایمال میکند» و افزود: «حکومت میخواهد خبر، روایت و تفسیر را در کنترل خود بگیرد و دیگران را حذف کند، اما موفق نشده است؛ یکی به دلیل انقلاب ارتباطات و دیگری به این دلیل که اعتماد اکثریت مردم را از دست داده است.»
او گفت: «مردم سالهاست دیگر روایت حکومتی را، حتی اگر به ندرت درست باشد، نمیپذیرند و به روایتهای غیرحکومتی روی میآورند؛ هر گروه متناسب با گرایش خودش، و حکومت که نمیتواند فضای خبری و روایت را کنترل کند خود را برای سرکوب فیزیکی بیشتر آماده میکند.»
جنگ ترکیبی؛ بهانهای برای حذف رسانهها
رضا علیجانی، فعال سیاسی و روزنامهنگار، با اشاره به اینکه جمهوری اسلامی پیشتر هم منتقدان و رسانههای خارج از کشور را «همکار دشمن» خوانده بود، گفت: «قرار دادن کارکنان سه رسانه در بانک اهداف نظامی یک گام فراتر است و به این تهدید، جنبهای نظامی و حقوقی میدهد.»
به گفته او، این موضع از تحلیل امنیتی جمهوری اسلامی درباره «جنگ ترکیبی» ناشی میشود که در آن «ابعاد نظامی، اقتصادی، سیاسی و رسانهای در یک پکیج دیده میشوند و بخش رسانهای نیز بخشی از نقشه دشمن تلقی میشود.» علیجانی افزود: «حالا وقتی سه رسانه را در کنار هم اهداف نظامی معرفی میکنید، یعنی همه کارکنان آنها، حتی کارکنان بخشهای ورزشی و اجتماعی را بخشی از پادگان تروریستی دشمن میدانید. این موضوع قطعاً تبعات حقوقی دارد، چون میتواند مقدمه اعمالی باشد که تروریستی تلقی شوند یا به چنین اقداماتی متصل شوند.»
او با اشاره به بیاثر بودن تهدیدهای جمهوری اسلامی در جلوگیری از خروج اطلاعات از ایران گفت: «جلوی طوفان را نمیشود با شلاق گرفت. جمهوری اسلامی بارها از این تهدیدها استفاده کرده، ولی همچنان ویدئو و خبر از داخل کشور خارج شده و خانوادههای قربانیان و جانباختگان ویدئو ضبط میکنند و برای رسانههای خارج از کشور میفرستند.»
جستوجوی جاسوس در داخل ساختار قدرت
علیجانی با اشاره به اینکه جمهوری اسلامی در میان اهالی رسانه به دنبال «جاسوس»، «همکار دشمن» و عوامل «جنگ ترکیبی» میگردد، گفت: «اگر قرار است علت حملات به کشور، زیرساختها و مراکز نظامی ایران بررسی شود، باید آن را در سیاستهای خود جمهوری اسلامی جستوجو کرد.»
او تأکید کرد: «این استراتژی جمهوری اسلامی است که با عناصر منطقهای و جهانی درگیر شده و این درگیری را به کشور ما آورده است. سادهترین شکلش این است که وقتی میخواهید نظم منطقه را به هم بزنید، میگویید «اطراف اسرائیل شش حلقه آتش تشکیل دادهایم و از هر کسی که به اسرائیل حمله کند حمایت میکنیم». همانطور که به گروههای مختلف سلاح دادهاید، میگویید باید گروههای دیگر را هم مسلح کنیم. همانطور که به دروغ گفتید به سوریه رفتیم تا با داعش بجنگیم، در حالی که هدفهای دیگری داشتید و میخواستید حکومت بشار اسد را حفظ کنید و از آنجا سلاح به حزبالله برسانید. اینها همه سیاستهای تهاجمی است و ربطی به سیاست بازدارندگی، که یک سیاست دفاعی است، ندارد.»
او خطاب به جمهوری اسلامی افزود: «اگر برنامه هستهای، موشکی و نیروهای نیابتی را یک پکیج ببینیم، میبینیم این سیاستها زمینهساز آن جنگ ترکیبی شدهاند. اگر دنبال جاسوس و نفوذی میگردید، باید در درون خودتان بگردید، نه میان چند خبرنگار و روزنامهنگار یا شهروند-خبرنگارانی که ویدئوها و مطالبشان را برای رسانههای خارج از کشور میفرستند.»
علیجانی در پایان هشدار داد که این نوع تهدیدها حتی میتوانند «سرمنشأ جنایت جنگی توسط خود شما باشند» و افزود: اگر جمهوری اسلامی در خارج از کشور اقدامی انجام دهد، همین تهدیدهای علنی میتواند علیه آن مورد استناد قرار گیرد.
در این میان، حکومتی که خود را در برابر طوفان خشم مردمی میبیند، به جای پاسخ به مطالبات، به تهدید رسانهها روی آورده است. اما تاریخ نشان داده که شلاق نمیتواند جلوی طوفان را بگیرد، و این بار نیز موج اطلاعات از هر سد و بانکی عبور خواهد کرد.