سوخوهای سوخته، دروغهای تازه؛ قطر میگوید جسد خلبان را داریم، تهران میگوید زنده است!
تهران بار دیگر دست به دامان یک سناریوی تازه شده تا از پاسخگویی در برابر ماجرای سقوط دو فروند سوخوی ۲۴ در آسمان قطر فرار کند. مقامات ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی روز شنبه ۲۴ مرداد ادعای عجیبی را مطرح کردند: سه خلبان ایرانی که گفته میشد در این سانحه مفقود شدهاند، زندهاند و شش ماه است که در چنگ قطریها اسیرند.
این ادعا چنان بیمایه بود که وزارت خارجه قطر همان روز با لحنی قاطع آن را «از اساس» رد کرد. اما رژیم که در فن تکرار دروغ استاد است، روز بعد از زبان سپاه پاسداران همان حرف را با کمی چاشنی تهدید تکرار کرد: «قطر از ورود کمیته جستجو برای تحقیق درباره سرنوشت خلبانان ایرانی سرپیچی میکند. اعضای این کمیته ماهها در انتظار اجازه دولت قطر برای سفر به آن کشور و انجام تحقیقات میدانی به سر میبرند.»
ماجرای ساقط شدن سوخوهای ایرانی چه بود؟
شبکه سیانان به نقل از دو منبع آگاه از عملیات سرنگونی این دو جنگنده گزارش داده که ماجرا از این قرار بوده: سوخوهای ۲۴ وارد حریم هوایی قطر شدند، هشدار رادیویی گرفتند، پاسخی ندادند و در نتیجه به عنوان «هواپیمای نظامی متخاصم» طبقهبندی شدند. سپس دو فروند اف ۱۵ قطری به مصاف آنها رفتند و بیدرنگ آنها را ساقط کردند.
ماجد انصاری، سخنگوی وزارت خارجه قطر، با خونسردی تمام توضیح داد: «بعد از این که پاسخی از دو جنگنده مهاجم دریافت نشد، اقدامات لازم برای دفاع از کشورمان را انجام دادیم و قواعد درگیری را کاملا رعایت کردیم.» او همچنین گفت که جزئیات کامل عملیات در همان زمان از کانال رسمی در اختیار طرف ایرانی قرار گرفته است.
قطر چه میگوید و چه مدرکی دارد؟
داستان از این هم جالبتر میشود. قطر میگوید که عملیات جستجو و نجات را بلافاصله آغاز کرده و حتی جسد یکی از خلبانان را پیدا کرده است. اما در بیانیه وزارت خارجه قطر آمده: «هیچگونه همکاری از سوی جمهوری اسلامی» برای تحویل این جسد مشاهده نشده است. یعنی تهران آنقدر در بنبست سیاسی خودش غرق شده که حتی برای پس گرفتن پیکر خلبانش هم اقدام نمیکند. چه رسد به اینکه بخواهد برای سرنوشت دو خلبان دیگر شفافسازی کند.
تحلیل رسانههای عربی: چرا تهران به دوحه حمله میکند؟
در محافل رسانهای جهان عرب، چهار دسته تحلیل برای این اتهامزنی تازه مطرح شده است. هر کدام از این تحلیلها، پرده از یک زاویه تاریک از سیاست خارجی رژیم برمیدارد:
۱. فشار بر طرف ضعیفتر
چون رژیم نمیتواند آمریکا را در موضوع خلبانان ناپدید شده تحت فشار قرار دهد، فشارها را متوجه قطر کرده؛ طرف ضعیفتری که امیدوار است از طریق او، پیامش را به واشنگتن برساند.
۲. کارشکنی در روند مذاکرات
قطر و پاکستان در تلاشند تا گره مذاکرات آمریکا و ایران را باز کنند و زمینه اجرای کامل «توافق اسلامآباد» را فراهم سازند. اما تندروهای تهران که از هر راهحل سیاسی بیزارند، با این حمله رسانهای به قطر، میخواهند این روند را نابود کنند و وضعیت رویارویی موجود را حفظ نمایند.
۳. شکار پولهای بلوکه شده
فشار بر قطر میتواند راهی برای آزاد کردن پولهای بلوکه شده ایران در این کشور باشد. مذاکرات در این باره در اردیبهشت گذشته به مراحل پیشرفتهای رسیده بود، اما به دلیل عقیم ماندن «توافق اسلامآباد»، مسکوت ماند. حالا تهران با این اتهامات تازه، تلاش میکند دوحه را وادار کند تا تحریمهای آمریکا را نادیده بگیرد و پولها را آزاد کند.
۴. نبرد تندروها و عملگرایان
جنگ قدرت در داخل نظام بر سر اداره بحران فعلی شدت گرفته. مطرح کردن موضوع خلبانان مفقود، ابزاری است در دست تندروها تا با حمله به قطر، سیاست خارجی را بیشتر قبضه کنند و عملگرایان را به حاشیه برانند.
سوال اصلی: مسئول واقعی کیست؟
فارغ از این همه تحلیل و استدلال، یک حقیقت تلخ بر سر این ماجرا سایه انداخته: مسئول اول و آخر آنچه بر سر این خلبانان آمده، خود جمهوری اسلامی است. این رژیم بود که سوخوهای مهاجم را به آسمان کشوری فرستاد که هیچ جنگی با ایران ندارد. این رژیم بود که خلبانانش را به کام مرگ یا اسارت فرستاد. و حالا این رژیم است که به جای پاسخگویی به ملت ایران، مشغول بازیهای سیاسی و اتهامزنی به همسایگان است.
چه خلبانان زنده باشند و چه مرده، چه جسدشان پیدا شده باشد و چه نشده، یک چیز مسلم است: آنها قربانی ماجراجوییهای بیمحابای یک رژیم مستأصل هستند که حتی در برابر جنازههای فرزندان این ملت نیز پاسخگو نیست. تاریخ قضاوت خواهد کرد؛ همانطور که درباره بسیاری از جنایتهای دیگر این رژیم قضاوت کرده است.