نقش امآی۶ در نجات جمهوری اسلامی؛ وقتی لندن و واشنگتن به داد خمینی رسیدند
در تابستان ۱۹۸۲، در حالی که جمهوری اسلامی تازه داشت از جنگ تحمیلی و انزوای بینالمللی نفس میکشید، یک اتفاق عجیب رخ داد: سرویسهای جاسوسی غرب، یعنی امآی۶ بریتانیا و سیا، تصمیم گرفتند با ارائه اطلاعات محرمانه به تهران، جان تازهای به رژیم تازهتأسیس بدهند. این داستان، که اخیراً توسط تایمز فاش شده، نشان میدهد که چگونه غرب برای مقابله با شوروی، به نجات بزرگترین دشمن خود در خاورمیانه شتافت؛ یک بازی خطرناک که در نهایت به تقویت استبداد مذهبی انجامید.
مأموریت نجات: امآی۶ و سیا چگونه به کمک خمینی آمدند؟
کوزیچکین، افسر سابق کاگب که بعدها به غرب پناه برد، حزب توده ایران را «اسب تروآی» شوروی توصیف کرد؛ تشکیلاتی با شبکهای نظامی و زیرزمینی، انبارهای سلاح، منابع مالی و حمایت گسترده کاگب. در آن زمان، غرب به شدت نگران بود که دومین انقلاب ایران، این بار در قالب کودتایی کمونیستی، میدانهای نفتی و تنگه هرمز را به دست مسکو بسپارد؛ کابوسی که سازمانهای اطلاعاتی غربی در جنگ سرد از آن میترسیدند.
طرح محرمانه در اسلامآباد
کریس کرون، مدیر ضدجاسوسی امآی۶، طرحی پرخطر پیشنهاد کرد: تحویل تمام اطلاعات مربوط به حزب توده به جمهوری اسلامی. قرار شد کوزیچکین شخصاً شواهد را به مقامات ایرانی ارائه دهد. این طرح با موافقت فرانسیس پیم، وزیر خارجه بریتانیا، و تأیید مارگارت تاچر، به مرحله اجرا درآمد. آمریکاییها نیز محرک اصلی بودند.
صبح ۲۲ سپتامبر، کوزیچکین با دو صندوق پروندههای «ردوود» عازم اسلامآباد شد. هیأت ایرانی، متشکل از افسران ارشد سپاه پاسداران، در مقر سازمان اطلاعات نظامی پاکستان منتظر بود. یکی از افسران امآی۶ نوشت: «ایرانیها گروهی نامنعطف، کمحرف و عبوس بودند که همهچیز را با دقت یادداشت میکردند.» اما وقتی کوزیچکین از نقش کاگب در تأمین مالی و تسلیح حزب توده گفت، زبان بدنشان عوض شد.
سرکوب خونین: از بازداشتهای گسترده تا اعدامهای ۱۳۶۷
اطلاعات «ردوود» بحثی جدی در رهبری جمهوری اسلامی برانگیخت. سپاه خواستار حمله فوری بود و علی خامنهای، رئیسجمهور وقت، موافقت کرد. اول اکتبر، جلسهای در خانه خمینی برگزار شد و او گفت: «باید این موضوع را جدی بگیرید.»
نیروهای سپاه روز ۶ فوریه ۱۹۸۳ عملیات را آغاز کردند. تنها در چند ساعت، ۲۰۰ نفر از سازماندهندگان حزب توده، از جمله ۳۰ عضو کمیته مرکزی، بازداشت و به زندان توحید منتقل شدند. علی شمخانی بر بازجوییها نظارت داشت. بنابر گزارش تایمز، شکنجه از روز بعد شروع شد. حزب توده در ۵ مه منحل شد و صدها نفر خود را تسلیم کردند.
شمار قربانیان: هرگز مشخص نخواهد شد
دستکم شش هزار و شاید تا ۱۰ هزار عضو حزب بازداشت شدند. موج نخست اعدامها بعدها با اعدامهای گستردهتر سال ۱۳۶۷ تکمیل شد که طی آن، بنا بر برآوردهای مختلف، بین چهار هزار تا ۱۲ هزار نفر جان باختند. خمینی از سپاه تقدیر کرد و ۱۸ دیپلمات شوروی اخراج شدند.
پشیمانی غرب: وقتی امآی۶ فهمید چه کرده است
در ظاهر، عملیات دقیقاً همان نتیجهای را داشت که کیسی و کرون میخواستند: نابودی حزب توده و ناکام گذاشتن کاگب. اما با آشکار شدن ابعاد سرکوب، احساس ناخوشایندی پدید آمد. اندرو برایت، افسر امآی۶، بعدها نوشت: «آرزو میکردم کاش این کار را نکرده بودیم. سرنوشت کسانی که به ایرانیها لو دادیم، تنها رویداد دوران کاری من است که با نگاه به گذشته همچنان عذابم میدهد.»
امآی۶ و سیا انتظار داشتند کانالی دوستانه با تهران ایجاد کنند؛ اما این بخش از طرح کاملاً شکست خورد. تحلیلگران غربی بهتدریج دریافتند که از میان برداشتن آخرین سنگر سازمانیافته مخالفان، در عمل به تقویت جمهوری اسلامی منجر شده است. حالا، با گذشت بیش از چهار دهه، این داستان نهتنها عبرتی برای غرب، بلکه یادآوری تلخ برای ایرانیان است که چگونه رژیمهای مستبد از هر فرصتی برای بقای خود استفاده میکنند.
سؤالات متداول درباره نقش امآی۶ در نجات جمهوری اسلامی
چرا امآی۶ اطلاعات حزب توده را به جمهوری اسلامی داد؟
غرب نگران بود که کودتای کمونیستی با حمایت شوروی، کنترل میدانهای نفتی و تنگه هرمز را به دست مسکو بدهد. بنابراین، امآی۶ و سیا تصمیم گرفتند با ارائه اطلاعات به تهران، بلندپروازیهای شوروی را ناکام بگذارند.
نتیجه این عملیات چه بود؟
حزب توده منحل شد و هزاران عضو آن بازداشت، شکنجه و اعدام شدند. اما در بلندمدت، این عملیات به تقویت جمهوری اسلامی کمک کرد و غرب نتوانست کانال دوستانهای با تهران ایجاد کند.
آیا غرب از این اقدام پشیمان شد؟
بله، بسیاری از افسران امآی۶ مانند اندرو برایت ابراز پشیمانی کردند و گفتند که سرنوشت قربانیان همچنان عذابشان میدهد.