مصاحبهای که رضا پهلوی را لو داد: از چاقو تا تهدید کامیون، افراطیها چه بلایی سر 'آلترناتیو' آوردند؟
خبرنگاران تحقیقی معمولاً برای مصاحبه با سیاستمداران صف نمیکشند، مگر اینکه بوی یک رسوایی یا تناقض به مشامشان برسد. وقتی رویترز سراغ رضا پهلوی رفت، نه برای تعریف و تمجید از 'شاهزاده تبعیدی'، بلکه برای کندوکاو در زخمی که هواداران افراطیاش بر پیکر دموکراسیخواهی زدهاند. استیو استکلو، خبرنگار رویترز، چهار ماه تمام روی این پرونده کار کرد، با بیش از ۵۰ نفر حرف زد و مدارک را زیر و رو کرد تا به این نتیجه برسد که وقتش رسیده از خود رضا پهلوی بپرسد: چرا سکوت کردهای؟
استکلو در این مصاحبه که بهقول خودش 'سؤالهای سخت' را شامل میشد، مستقیماً به سراغ رفتارهای خشونتآمیز هواداران رضا پهلوی رفت. او با لحنی محترمانه اما بیپروا، از حمله با چاقو به یک خبرنگار کُرد در لندن، تهدید به زیر کامیون کشیدن یک فعال در کنفرانس CPAC تگزاس، و فشار به صاحبان رستوران در لندن و وین برای نصب پرچم شیر و خورشید گفت. این فقط نوک کوه یخ بود. استکلو حتی کلیپی از همان حمله به خبرنگار کُرد را به رضا پهلوی نشان داد تا واکنشش را ببیند.
رضا پهلوی در پاسخ، با لحنی که بوی ناچاری میداد، گفت: 'من به تکثرگرایی اعتقاد دارم. به مدارا، احترام متقابل، گفتوگو...' اما وقتی استکلو پافشاری کرد که اینها حوادث پراکنده نیستند و یک الگوی مشخص از خشونت وجود دارد، رضا پهلوی به نفوذیهای جمهوری اسلامی اشاره کرد که 'خود را هوادار این یا آن گروه معرفی میکنند تا تنش ایجاد کنند.' یک پاسخ کلاسیک که نه قانعکننده بود و نه تازه.
نکته جالبتر، بازنشر شعار 'مرگ بر سه فاسد؛ چپی، ملا، مجاهد' توسط یاسمین پهلوی، همسر رضا پهلوی، در اینستاگرام بود. استکلو با زیرکی این موضوع را پیش کشید و یادآور شد که یکی از مشاوران رضا پهلوی هم در شبکه اجتماعی ایکس نوشته بود: 'یا با شاهزاده رضا پهلوی هستید، یا با جمهوری اسلامی.' رضا پهلوی توضیح داد که آن تصویر توسط مردم داخل ایران گرفته شده و همسرش بعد از فهمیدن متن، آن را حذف کرده است. اما این توضیح هم نتوانست سایه شک را از بین ببرد.
بزرگترین بمب خبری اما قتل مسعود مسجودی در کانادا بود. مسجودی که روزگاری از هواداران رضا پهلوی بود، بعداً به یکی از منتقدانش تبدیل شد و در دو پرونده جداگانه علیه او اقامه دعوا کرد. استکلو با احتیاط گفت: 'هیچ مدرکی وجود ندارد که شما را به قتل او مرتبط کند.' اما دادستانهای کانادا دو نفر از هواداران رضا پهلوی را به این قتل متهم کردهاند. رضا پهلوی در پاسخ گفت که مسجودی را به خاطر نمیآورد، اما وقتی استکلو ویدئویی از یک جلسه زوم در سال ۲۰۲۱ پیدا کرد که در آن مسجودی مستقیماً با رضا پهلوی گفتوگو میکرد، این پاسخ هم رنگ باخت.
سؤال اینجاست: چرا رضا پهلوی با وجود آگاهی از این 'سؤالهای سخت'، مصاحبه را پذیرفت؟ آیا او به دنبال دیده شدن بیشتر بود؟ بعید است. با پیشینه خانوادگی و سالها حضور رسانهای، نیازی به این کار نداشت. به نظر میرسد او این مصاحبه را پذیرفت تا صدای مردم ایران را به گوش جهان برساند، حتی به قیمت به خطر افتادن اعتبار خودش. اما این فداکاری وقتی بیمعنا میشود که هواداران افراطیاش، با هر اقدام خشونتآمیز، دوباره او را به حاشیه میرانند.
هواداران افراطی؛ قاتلان خاموش اعتبار رضا پهلوی
این مصاحبه نشان داد که مشکل اصلی رضا پهلوی، نه جمهوری اسلامی، که هواداران خودش هستند. هوادارانی که با شعار 'مرگ بر...' و تهدید و خشونت، چهرهای خشن از او به جهان نشان میدهند. جهان میخواهد از شر جمهوری اسلامی خلاص شود، اما اگر قرار باشد یک نیروی افراطی دیگر جایگزین آن شود، طبیعی است که تردید کند. این تردید، به زیان مردم ایران تمام میشود؛ مردمی که هنوز در کشتارگاه جمهوری اسلامی به گروگان گرفته شدهاند.
آیا محکوم کردنهای مقطعی کافی است؟
رضا پهلوی در این مصاحبه و مصاحبههای قبلی، بارها افراطگرایی را محکوم کرده است. اما سؤال اینجاست: اگر این محکوم کردنها کافی نبوده و رفتارهای افراطی ادامه دارد، پس چه باید کرد؟ پاسخ روشن است: مبارزه با افراطگرایی باید یک پروژه بلندمدت فرهنگی باشد، نه یک واکنش مقطعی. هواداران رضا پهلوی هم باید در برابر این رفتارها سکوت نکنند و افراطگرایان را در صفوف خود منزوی کنند.
در نهایت، این مصاحبه رویترز یک زنگ خطر جدی بود. اگر رضا پهلوی و هوادارانش نتوانند این غده سرطانی را از پیکره خود جدا کنند، نه تنها اعتبار او، بلکه آرزوی دموکراسی برای ایران نیز در هالهای از خشونت و افراطگرایی گم خواهد شد.