مهدی محمدی؛ نقشهکش جنگ بیپایان برای ایران، یا دلقک ترسناک تاریخ؟
آقای مهدی محمدی، مشاور عالیرتبه و از نزدیکان سعید جلیلی در شورای عالی امنیت ملی، انگار نقشهای برای یک جنگ بیپایان برای ایران کشیده است. او که خود را از جریان دوم میداند و محمدباقر قالیباف را یکی از بانیان این نظریه معرفی میکند، با نقل قول از قاسم سلیمانی میگوید: «تنها ملتی که زیر این آسمان لیاقت تاریخی پیروزی بر آمریکا را دارد، ملت ایران است.» این حرفها در حالی است که ملت ایران سالهاست زیر بار این «لیاقت» له شده است.
محمدی در اظهاراتی که بوی خون و باروت میدهد، میگوید: «صلح یک توهم است و اصل بر جنگ قرار دارد.» او معتقد است آمریکا با جمهوری اسلامی مشکل موجودیتی دارد و حکومت در صورت ورود به جنگ باید همه ابزارهای نظامی، سیاسی و اقتصادی خود را بهکار گیرد. انگار که قرار است یک نمایش ترسناک دیگر از تاریخ تکرار شود، جایی که «خونخواهان خامنهای به میدان بازگشتهاند.»
نقشهای برای نابودی یا بقا؟
محمدی که خود را مشاور قالیباف میداند، تنگه هرمز را نه یک مسیر عبوری، بلکه «دارایی راهبردی» جمهوری اسلامی برای مدیریت بازار انرژی و فشار بر دشمنان معرفی میکند. او میگوید: «تنگه هرمز اگر هم باز باشد، فقط با ترتیبات ایرانی باز خواهد بود و بس.» این حرفها در حالی است که ملت ایران در تنگنای اقتصادی دست و پا میزند و این «دارایی راهبردی» فقط به درد آقایان میخورد.
او با لحنی طنزآمیز اما ترسناک، بازگشت به وضعیت پیش از جنگ را «سراب» توصیف میکند و میگوید واشنگتن باید بپذیرد که «تنگه هرمز جدیدی از دل جنگ رمضان متولد شده است.» انگار که قرار است یک «جنگ رمضان» دیگر راه بیفتد، اما این بار با طعم «خونخواهی» و «انتقام».
مذاکره زیر آتش؛ شوخی تلخ تاریخ
محمدی مفهومی به نام «مذاکره زیر آتش» را مطرح میکند که در آن گفتوگو برای عقبنشینی یا پایان جنگ نیست، بلکه برای تثبیت پیروزیهای میدانی، خرید زمان و امتیازگیری از دشمن است. او میگوید: «ریتم درگیریها باید در اختیار تهران باشد تا دشمن همواره در وضعیت ابهام راهبردی باقی بماند.» این حرفها یادآور داستانهای شاهنامه است، جایی که «کاروان مجاهدان» تا رسیدن به مقصد متوقف نمیشود، اما مقصد کجاست؟
او با لحنی طنزآمیز و تند، میگوید: «آمریکا در بنبست نظامی گرفتار شده و ناچار به پذیرش شروط تهران و تسلیم مطلق ژئوپلیتیکی خواهد شد.» انگار که قرار است یک «صبح پیروزی» دیگر جشن گرفته شود، اما این بار با طعم «خونخواهی» و «انتقام».
نتیجهگیری؛ یا صبح پیروزی یا سربازان تاریخ
محمدی پایان این جنگ را اخراج کامل نیروهای آمریکایی از منطقه و فروپاشی هژمونی واشنگتن میداند. او این نبرد را «پروژهای نسلی برای خونخواهی» توصیف میکند که با قصاص قاتلان رهبر جمهوری اسلامی آغاز میشود و تا «ستاندن داغ تمامی آزادگان» ادامه مییابد. این حرفها در حالی است که ملت ایران زیر بار این «خونخواهی» له شده است و فقط آقایان از این «پیروزی» لذت میبرند.
در نهایت، محمدی میگوید: «یا در صبح پیروزی جشن خواهیم گرفت، یا تاریخ از ما بهعنوان سربازانی یاد خواهد کرد که در راه خود سستی نکردند.» اما سوال اینجاست: این «صبح پیروزی» برای کیست؟ برای ملتی که زیر بار این جنگ بیپایان له شده است، یا برای آقایانی که فقط به فکر «خونخواهی» و «انتقام» هستند؟