کوچ مریوان؛ وقتی یک شهر برای زنده ماندن، خودش را خالی کرد
تابستان ۱۳۵۸، مریوان شهری نبود که از جنگ فرار کند؛ شهری بود که برای جلوگیری از جنگ، خودش را خالی کرد. در ۲۹ یا ۳۰ تیر آن سال، شورای شهر و نهادهای مردمی تصمیمی گرفتند که در تاریخ معاصر ایران کمنظیر است: کوچ اعتراضی دستهجمعی. روز بعد، حدود ۷۵ درصد از ساکنان مریوان خانههایشان را رها کردند و در منطقه کانیمیران، بیرون از شهر، اردو زدند. این یک فرار نبود؛ یک پیام بود: «ما نمیگذاریم شهرمان میدان جنگ شود.»
کوچ مریوان چه پیامی برای حکومت داشت؟
مردم مریوان با خالی کردن شهر، به حکومت تازهتأسیس نشان دادند که مقاومت فقط تفنگ نیست. آنها با سازماندهی زندگی در اردوگاه کانیمیران، از تأمین نان و آب تا اداره امور جمعی، ثابت کردند که میتوانند بدون دولت، زندگی و مبارزهشان را پیش ببرند. این کوچ، یک اقدام سیاسی آگاهانه بود؛ نه واکنشی هراسان. شورای شهر، اتحادیههای کارگری و دهقانی، تشکلهای زنان و جامعه معلمان، همگی در این حرکت نقش داشتند و نشان دادند که کردستان فقط در برابر سرکوب واکنش نشان نمیدهد، بلکه میتواند ابتکار عمل را در دست بگیرد.
بازگشت به شهر؛ پایان مقاومت یا آغاز سرکوب؟
این کوچ حدود دو هفته طول کشید. پس از مذاکرات میان نمایندگان مردم و حکومت، در مردادماه مردم به شهر بازگشتند. اما بازگشت، پایان ماجرا نبود. با صدور فرمان ۲۸ مرداد خمینی، جنگ حکومت علیه کردستان وارد مرحلهای خونینتر شد. مقاومت مدنی و مسالمتآمیز مردم مریوان، نه تنها آنها را از تعرض حکومت در امان نگذاشت، بلکه آنها را هدف مستقیم سرکوب قرار داد.
خلخالی در مریوان؛ دادگاههای صحرایی و جوخههای اعدام
در روزهای پایانی مرداد ۱۳۵۸، صادق خلخالی، حاکم شرع اعزامی جمهوری اسلامی، وارد مریوان شد. او در یک روند بسیار شتابزده و بدون رعایت معیارهای دادرسی عادلانه، حکم اعدام ۹ نفر را صادر کرد. مرکز اسناد حقوق بشر ایران تأکید کرده است که متهمان فرصت واقعی برای دفاع از خود نداشتند. این ۹ نفر در ۳ شهریور ۱۳۵۸ اعدام شدند: حسین مصطفی سلطانی، امین مصطفی سلطانی، سید حسین پیرخضرانیان، سید احمد پیرخضرانیان، فایق عزیزی، علی دادستانی، بهمن اخضری، جلال نسیمی و احمد قادرزاده.
قربانیان؛ از معلم و پزشک تا دو برادر
در میان اعدامشدگان، حسین و امین مصطفی سلطانی دو برادر بودند. جلال نسیمی معلم و فعال اجتماعی بود و فایق عزیزی عضو شورای شهر. بهمن اخضری نیز پزشکی بود که داوطلبانه برای خدمت به مریوان آمده بود. خانوادههای قربانیان روایت میکنند که برخی از آنان تنها مدت کوتاهی در بازداشت بودند. خانواده مصطفی سلطانی وقتی برای پیگیری آزادی فرزندانشان مراجعه کردند، با پیکرهای اعدامشده آنها روبهرو شدند.
پیکرها در برابر بیمارستان؛ سوگواری زیر سایه نظامیان
گزارشها نشان میدهد که پیکر اعدامشدگان را با کامیون به مقابل بیمارستان مریوان منتقل کردند. خانوادهها و مردم شهر برای تحویل و دفن پیکرها اقدام کردند، اما حضور سنگین نیروهای نظامی، حتی برگزاری مراسم سنتی سوگواری را محدود کرده بود. این اعدامها فقط یک واقعه قضایی نبود؛ بخشی از موج سرکوبی بود که پس از حمله نظامی به کردستان در مرداد و شهریور ۱۳۵۸ به راه افتاد. خلخالی و همکارانش در شهرهای مختلف کردستان، بازداشتشدگان را در روندهایی بسیار کوتاه و بدون تضمینهای دادرسی عادلانه به جوخههای اعدام میسپردند.
کوچ مریوان؛ سندی بر مقاومت یا طلیعهای برای سرکوب؟
کوچ تاریخی مریوان، حلقهای مهم میان مقاومت مردمی پیش از ۲۸ مرداد و سرکوب خونین پس از آن است. مردم مریوان ابتدا با کوچ جمعی کوشیدند مانع جنگ و کشتار شوند؛ اما حکومت اسلامی پاسخ این مقاومت را با نظامیکردن منطقه، حمله نظامی، بازداشت، محاکمههای شتابزده و اعدام داد. این کوچ تنها خاطرهای از یک شهر و یک مقطع تاریخی نیست؛ بلکه سندی است از این واقعیت که در نخستین ماههای استقرار جمهوری اسلامی، مردم کردستان برای دفاع از آزادی، امنیت، حق تعیین سرنوشت و زندگی خود، شیوههای گوناگون مقاومت را به کار گرفتند؛ از اعتراض و تحصن و سازماندهی شورایی گرفته تا کوچ جمعی و مقاومت در برابر حمله نظامی.
فرمان ۲۸ مرداد؛ پاسخی به جنبشی که نمیخواست تسلیم شود
فرمان ۲۸ مرداد ۱۳۵۸ از خلأ سیاسی و اجتماعی صادر نشد؛ بلکه در شرایطی صادر شد که جنبشی گسترده در کردستان برای دفاع از حقوق سیاسی و اجتماعی مردم و اداره امور محلی شکل گرفته بود و حاضر نبود سلطه سیاسی و نظامی حکومت تازهتأسیس را بدون مقاومت بپذیرد. کوچ تاریخی مردم مریوان، از این منظر، تنها داستان ترک یک شهر نیست؛ روایت مقاومت مردمی است که برای جلوگیری از جنگ، شهر خود را ترک کردند، زندگی جمعی خود را در کانیمیران سازمان دادند و سپس، پس از بازگشت، با سرکوب، بازداشت و اعدام روبهرو شدند.
چرا کوچ مریوان امروز هم مهم است؟
کوچ مریوان یک درس تاریخی برای امروز است: مقاومت مدنی میتواند خلاق و سازمانیافته باشد، اما در برابر حکومتی که از خشونت ابایی ندارد، ممکن است با سرکوب وحشیانه پاسخ داده شود. این روایت همچنین یادآور این است که مردم کردستان، در آن برهه حساس، برای تعیین سرنوشت خود، دست به ابتکاراتی زدند که هنوز هم در تاریخ ایران بینظیر است. مریوان نه فقط یک شهر، بلکه نمادی از مقاومت و همبستگی مردمی است که در برابر جنگ و سرکوب، راهی جز ایستادگی نداشتند.