هرم تازه قدرت؛ طائب و رضایی بر تخت نشستند، قالیباف به حاشیه رفت
پس از مرگ علی خامنهای، ساختار قدرت در جمهوری اسلامی بهتدریج از یک سطح تقریباً مسطح به هرمی مشخص تبدیل شده است. حالا دیگر تکلیف روشن است: حسین طائب و محسن رضایی دو چهره اصلی در سطح بلافاصله پس از مجتبی خامنهای هستند و جایگاه محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، در مقایسه با چند ماه پیش بهوضوح تضعیف شده است. این جابهجاییها، که یادآور روش مدیریتی علی خامنهای است، نشان میدهد که در این نظام، مناصب انتصابی امنیتی همچنان بر صندلیهای انتخابی چیرهاند.
چه کسی در رأس هرم قدرت ایستاده است؟
تصویر روشنتر شده است. حسین طائب، رئیس جدید سازمان بسیج و رئیس پیشین سازمان اطلاعات سپاه، به لطف اعتماد دیرینه مجتبی خامنهای، نهادی را در اختیار دارد که نقش محوری در سرکوب ناآرامیهای داخلی ایفا میکند. محسن رضایی نیز دبیری شورای عالی امنیت ملی را به دست گرفته است. در سطح بعدی، احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه؛ علی عبداللهی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح؛ و حسین نجات، فرمانده قرارگاه ثارالله، جای گرفتهاند. اما قالیباف؟ او هنوز شبکه نفوذ دارد، اما شخصاً از مرکز قدرت فاصله گرفته است. در جمهوری اسلامی، این قاعده همیشگی است: مقام انتصابی از منتخب قدرتمندتر است.
اختلاف بر سر هرمز چگونه به صعود رضایی انجامید؟
ماجرا از آنجا شروع شد که تفاهمنامهای میان قالیباف و جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، مذاکره و به امضای روسای جمهور دو کشور رسید. هواداران جمهوری اسلامی فریاد برآوردند که قالیباف و پزشکیان از خطوط تعیینشده عبور کردهاند. مجتبی خامنهای در نخستین پیام مکتوب خود گفت: «از دشمن غرامت خواهیم گرفت و اگر ندهند، به اندازهای که خودمان صلاح بدانیم، از اموالشان توقیف خواهیم کرد و اگر نشد، همان اندازه از اموالشان را نابود خواهیم کرد.» در این میان، رضایی با مواضع تندش در تلویزیون ظاهر شد و خواستار انتقام، خروج نیروهای آمریکایی و کنترل دائمی بر تنگه هرمز شد. اندکی بعد، او به دبیری شورای عالی امنیت ملی رسید. تصادف؟ بعید است.
هرمز؛ اهرم فشار یا بمب ساعتی؟
تهران دیگر هرمز را صرفاً ابزاری برای یک امتیاز نمیبیند. به تعبیر تحلیلگران نزدیک به سپاه، ایران جنگ نظامی علیه خود را به مشکلی اقتصادی برای جهان تبدیل کرده است. اما این محاسبه یک نقطه کور دارد: در حالی که آنها قیمت بنزین در آمریکا را زیر ذرهبین گرفتهاند، تورم ۶۲ درصدی داخل ایران و افزایش ۱۳۴ درصدی قیمت مواد غذایی را نادیده میگیرند. انگار فراموش کردهاند که سفره مردم زودتر از صندوق رأی آمریکاییها خالی میشود.
آیا آرامش کنونی صلح است یا آمادهسازی برای جنگ؟
تحلیلگران نزدیک به سپاه میگویند حملات موشکی ساحلبهدریا علیه کشتیهای تجاری دو هدف دارد: اجرای عملی بستهماندن تنگه و تمرین برای حمله به نیروهای دریایی آمریکا. اما این بازی خطرناک است. یک اشتباه محاسباتی، یک شناسایی نادرست، میتواند ظرف چند ساعت راهبرد تدریجی را به رویارویی بزرگ تبدیل کند. جمهوری اسلامی میخواهد تعادلی حفظ کند: فشار به اندازهای که کشتیرانی را مختل کند، اما نه آنقدر که جنگی را که میخواهد به تعویق بیندازد، شعلهور سازد.
تداوم، نه تغییر: جهانبینی ثابت در قاب جدید
رضایی، طائب و دیگران از همان دستگاه امنیتی برخاستهاند که جمهوری اسلامی را در دوران علی خامنهای شکل داد. برداشتهای بنیادین آنها درباره آمریکا، اسرائیل و «جبهه مقاومت» تغییری نکرده است. ممکن است توافقهایی با واشنگتن امضا شود، تاکتیکها عوض شود، اما این هرم تازه دلیلی برای انتظار تغییر بنیادین ارائه نمیدهد. در این قاب، فقط چهرهها جابهجا میشوند؛ بازیگران هماناند.