دادسرای «امنیت اخلاقی»؛ نمایش تازهٔ حکومت برای فراموشیبازی
تابستان که از راه میرسد، حکومت هم مثل همیشه دست به دامن «اخلاق» میشود تا از یاد ببرد که زمستانها را با خون مردم سر کرده است. این بار نوبت به «دادسرای ویژه امنیت اخلاقی» رسیده؛ نهادی تازه با ۱۲ قاضی که قرار است به «تخلفات و جرایم منافی عفت» کافهها و رستورانهای تهران برسد. انگار که در کشوری که هر روزش با خبری از بازداشت و پلمب و تهدید میگذرد، فقط همین کافهها ماندهاند که باید نگرانشان بود.
دادسرای «امنیت اخلاقی» چیست و چه میکند؟
روز دوشنبه ۲۶ مرداد، علی صالحی، دادستان تهران، در نشست شورای عالی قوه قضائیه از تشکیل این دادسرا با ۱۲ قاضی خبر داد. به گفته او، هدف رسیدگی به «تخلفات و جرایم منافی عفت برخی کافهها و رستورانهای تهران» است. او همچنین وعده برخورد با فروشگاههایی را داد که «البسه نامتعارف» میفروشند؛ البته هیچکس نمیداند که «نامتعارف» دقیقاً یعنی چه. شاید یعنی همان لباسی که زن ایرانی دوست دارد بپوشد.
این حرفها در حالی زده میشود که تصاویر حضور زنان بدون حجاب اجباری در بازار پروانه تهران، خشم تندروها را برانگیخته و خبرهایی از تعطیلی برخی غرفههای این بازارچه منتشر شده است. گویا حکومت هنوز نفهمیده که با زور و تهدید نمیشود نیمی از جمعیت کشور را به خانهنشینی واداشت؛ یا شاید هم خوب فهمیده و دقیقاً به همین دلیل دارد اینقدر وحشتزده عمل میکند.
«تونل وحشت» در رشت؛ بازگشت گشت ارشاد با چاشنی طنز
کاربران شبکههای اجتماعی از بازگشت «تذکر حجاب» در شهرهایی مثل تهران، رشت و اصفهان خبر میدهند. یک کاربر رشتی با طنز تلخ خودش نوشته: «در میدان شهرداری رشت تونل وحشت راه انداختهاند. به ترتیب در صورت عابر داد میزنند، تذکر حجاب میدهند که لباس مناسب خیابون بپوش! و آستین کوتاه نپوش! و شال همراهت باشد. کنارشان یک ون ارشاد هم هست، ولی فقط نگاه میکنند.»
ظاهراً قرار است این «تونلهای وحشت» جایگزین جاذبههای گردشگری شوند؛ هر شهری یک جور. در تهران هم که کافههای خیابان سنایی را با تخریب پیادهروهایشان به «درس عبرت» تبدیل کردهاند. دلایل پلمب هر کدام هم یک چیز است: «حجاب، سد معبر و رعایت نکردن قوانین کشور». قوانینی که هر روز عوض میشوند تا هیچکس نفهمد دقیقاً چه چیزهایی حرام است.
واحد رصد فضای مجازی؛ پلیس اینستاگرام با لباس نو
دادستان تهران از ایجاد «واحد رصد فضای مجازی» خبر داده که مسئولیت نظارت و برخورد با متخلفان را بر عهده دارد. اولین قربانیهای این واحد، دو اینفلوئنسری بودند که با انتشار کلیپی، مراسم اربعین را «تمسخر» کرده بودند. ماجرا از این قرار است که گروهی از بلاگرهای زائر، ویدیوهایی با آهنگ مداحی «بریم نجف» منتشر کردند که حسابی ترند شد. اما بعضی کاربران با همان آهنگ، ویدیوهایی ساختند که در آنها به جای نجف، به مهمانی یا آرامگاه کوروش میرفتند یا پرچم شیر و خورشید در دست داشتند. برخی هم با اشاره به وضعیت اقتصادی میگفتند که جایی نمیروند.
یکی از اینفلوئنسرهای حامی حقوق حیوانات هم با همین ترند، ویدیویی از غذارسانی به سگهای بیصاحب منتشر کرد که به مذاق کاربران مذهبی خوش نیامد و حالا گزارشها حاکی از بازداشت و تعقیب قضایی اوست. گویا در جمهوری اسلامی، غذا دادن به سگها هم جرم است؛ مگر اینکه سگ، سگِ حکومت باشد.
بازداشت به جرم «جاوید شاه»؛ حکایتِ همیشگی
در روزهای گذشته، ویدیوهایی از بازداشت و «ابراز پشیمانی» چند کاربر عادی اینستاگرام منتشر شده است. یکی از این موارد، کارگری ساکن رباطکریم است که به اتهام دنبال کردن حساب شاهزاده رضا پهلوی و نوشتن کامنت «جاوید شاه» بازداشت شده. در ویدیوی بازجویی که مقابل دوربین پلیس ضبط شده، او میگوید تلفن همراهش در اختیار فرزندش بوده است. اما مأمور بازجو، تابلوی عکس خاندان پهلوی را نشان میدهد و ادعا میکند که این تابلو از منزل او ضبط شده است.
زیر این ویدیو که در حساب اینستاگرام رسانه محلی «پیام گلستان» منتشر شده، بیش از ۲۰ هزار کامنت اعتراضی با نوشتن «جاوید شاه» ثبت شده است. انگار که هر بار حکومت فکر میکند با یک بازداشت میتواند جلوی تاریخ را بگیرد، تاریخ با هزاران کامنت جوابش را میدهد.
در ویدیوی دیگری که به نظر میرسد در بازداشتگاه پلیس ضبط شده، زنی میانسال از انتشار محتوای سیاسی درباره «اعتراضات ۱۴۰۱ و مهسا امینی» و «حمایت از پانکردیسم» عذرخواهی میکند. مشخص نیست این اظهارات تحت چه شرایطی بیان شده است؛ اما همه میدانیم که «اعترافات» در بازداشتگاههای ایران معمولاً با زبانِ زور نوشته میشوند.
فشار بر خانوادههای کشتهشدگان؛ قصهای که پایانی ندارد
با وجود این همه فشار و تهدید، هنوز هم کاربرانی هستند که یادِ کشتهشدگان را زنده نگه میدارند. ویدیویی از یک کاربر که ۵۰ شاخه گل بر مزار کشتهشدگان دیماه و اعتراضات ۱۴۰۱ گذاشته، پربازدید شده است. او زیر ویدیوی خود نوشته: «۵۰ شاخه گل گذاشتم ولی نرسید به همهشون». بسیاری از خانوادههای کشتهشدگان زیر این پست، نام عزیزانشان را نوشتند.
در همین حال، فشار بر این خانوادهها هم کاسته نشده است. دایی طاها سلیمانی، از کشتهشدگان ۱۸ دی در صادقیه تهران، خبر داده که مغازهاش به خاطر نصب عکس خواهرزادهاش پلمب شده و به شش ماه تا یک سال حبس تهدید شده است. برخی دیگر از خانوادهها هم نوشتهاند که اجازه فعالیت در شبکههای اجتماعی از آنها گرفته شده است.
آیا این تازهترین موج سرکوب است یا فقط یک پیام سیاسی؟
هنوز روشن نیست که حکومت ایران در آستانه اجرای دور جدیدی از برخوردهای گسترده در حوزه حجاب قرار دارد یا این موضعگیریها بیشتر با هدف ارسال پیامی سیاسی به حامیان اجرای سختگیرانه قوانین مرتبط با پوشش مطرح شده است. اما یک چیز مسلم است: هر بار که حکومت احساس کند کنترل اوضاع از دستش خارج شده، به سراغ «اخلاق» و «حجاب» میرود تا مردم را از مشکلات واقعیشان دور کند. این همان نسخهای است که از چهلوچند سال پیش تا حالا بارها تجویز شده و هر بار هم شکست خورده است.
اما این بار، شاید حسابوکتاب فرق کند. نسل جدیدی که در شبکههای اجتماعی بزرگ شده، با «تونل وحشت» و «دادسرای امنیت اخلاقی» نمیترسد. او با یک کلیپ، با یک کامنت، با یک شاخه گل، جوابش را میدهد. و حکومت هنوز نفهمیده که این جنگ را نمیتواند ببرد؛ چون این جنگ، جنگِ ارادههاست و ارادهٔ یک ملتِ بیدار، هیچوقت در دادسراها و بازداشتگاهها زندانی نمیشود.
در این میان، تنها چیزی که میماند، یادِ کسانی است که برای این آزادی هزینه پرداختهاند؛ از طاها سلیمانی و مهسا امینی گرفته تا هزاران نام دیگری که در گوشهوکنار این سرزمین، به جرم «جاوید شاه» گفتن یا گل گذاشتن بر مزار عزیزانشان، بازداشت و تهدید شدهاند. تاریخ اما قضاوت خواهد کرد؛ و قضاوت تاریخ، هیچوقت به نفع جلادان نبوده است.