بحران خلیج فارس؛ از تنگه هرمز تا تهدید پالایشگاهها
حملات در خلیج فارس متوقف شده، اما بحران همچنان مثل یک آونگ میان دیپلماسی و جنگ در نوسان است. تهران با انتشار فهرست زیرساختهای انرژی منطقه، اهرم بازدارندگی جدیدی را رو کرده و کشورهای عربی را به تکاپوی دیپلماتیک انداخته. این بار، نفت و گاز در مرکز میدان ایستادهاند.
تهدید زیرساختها؛ اهرم بازدارندگی یا تشدید تنش؟
میثاق جوادپور، پژوهشگر مطالعات خاورمیانه در دانشگاه آمستردام، به دویچه وله میگوید: «ارتباطی بین انتشار فهرست زیرساختها و تحرکات عربی وجود دارد، اما این رابطه علت و معلولی ساده نیست.» او این اقدام را بخشی از راهبرد بازدارندگی ایران میداند که با برجسته کردن هزینههای جنگ، هشدار میدهد. به گفته او، «این پیامها محاسبات امنیتی کشورهای خلیج فارس را تغییر داده است. ریاض همزمان دو مسیر را دنبال میکند: تقویت امنیت جمعی و جلوگیری از ورود آمریکا به یک جنگ فراگیر.»
پاشنه آشیل کشورهای خلیج فارس
جوادپور معتقد است که «اقتصاد کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به صادرات نفت، گاز و پتروشیمی وابسته است و حتی یک حمله محدود به یک پالایشگاه میتواند زنجیرهای از پیامدهای اقتصادی، از افزایش هزینه بیمه تا فرار سرمایه را به دنبال داشته باشد.» نگرانی اصلی این کشورها، نه حملات موشکی محدود، بلکه کشیده شدن منطقه به یک جنگ فرسایشی است که صادرات انرژی را مختل کند.
چرا حملات متوقف شد؟
به باور جوادپور، تصمیم آمریکا برای توقف حملات حاصل همپوشانی چند ملاحظه راهبردی است. «هشدار کشورهای عربی درباره پیامدهای حمله به زیرساختهای انرژی احتمالاً وزن قابل توجهی در این محاسبات داشته است. اگر پاسخ ایران از حمله به پایگاههای نظامی فراتر برود و زیرساختهای انرژی را دربر گیرد، کنترل بحران بسیار دشوارتر میشود.»
آیا دیپلماسی میتواند بحران را مهار کند؟
علی صدرزاده، تحلیلگر بینالملل، میگوید: «کشورهای عربی نگران بودند حمله آمریکا، جمهوری اسلامی را به واکنشی شدیدتر وادار کند. آنها از حملات جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی آن بیم دارند، چون هرگونه ناامنی، روندهای سرمایهگذاری و گردشگری را به خطر میاندازد.» او شکلگیری یک فرماندهی مشترک برای مقابله با ایران را محتمل نمیداند و توضیح میدهد: «امارات همزمان با اسرائیل همکاری دارد و کانالهای ارتباطی با تهران را حفظ کرده. عمان نقش میانجی را ایفا میکند و عربستان روابط خود را هم با آمریکا و هم با روسیه حفظ میکند.»
سناریوهای پیش رو
صدرزاده آینده بحران را به تصمیمگیری در تهران گره میزند: «اگر جمهوری اسلامی مسیر دیپلماسی را انتخاب نکند، احتمال ادامه همین چرخه تنش وجود دارد. اگر سیاست گذشته ادامه پیدا کند، یعنی مذاکره برای خریدن زمان بدون پاسخ روشن، نهتنها راهحل سیاسی پایداری شکل نخواهد گرفت، بلکه احتمال تداوم تنش نیز افزایش خواهد یافت.»
نتیجهگیری؛ امنیت انرژی در مرکز معادله
آنچه در روزهای اخیر آشکار شده، این است که امنیت انرژی دیگر فقط یک پیامد بحران نیست، بلکه به یکی از متغیرهای مهم محاسبات سیاسی و امنیتی تبدیل شده است. اینکه دیپلماسی بتواند این معادله را مهار کند یا منطقه وارد مرحلهای تازه از بازدارندگی و رویارویی شود، به سرنوشت مذاکرات و تصمیمهای بازیگران اصلی در روزهای پیش رو گره خورده است. در این میان، کشورهای عربی مثل همیشه، یک پایشان در دیپلماسی و پای دیگرشان در ترس از آینده است.