در حالی که اروپا با بحران مهاجرت در سئوتا، منطقه خودمختار اسپانیا در شمال آفریقا دست و پنجه نرم میکند، ۲۲ کشور عضو اتحادیه اروپا در نامهای مشترک خواستار نشست اضطراری وزیران داخله این اتحادیه شدهاند. آلمان هم مثل همیشه خواهان «واکنشی اروپایی» شده است. انگار نه انگار که این بحران ریشه در سیاستهای استعماری و مرزهای ساختگی دارد که خودشان ترسیم کردهاند.
این نامه که روز شنبه منتشر و خطاب به ریاست شورای اتحادیه اروپا در ایرلند ارسال شد، با لحنی تهدیدآمیز میگوید: «حوادث چند روز گذشته نیازمند یک واکنش فوری و هماهنگ اروپایی است.» امضاکنندگان این نامه شامل فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان و جورجیا ملونی، نخستوزیر راستگرای ایتالیا هستند. چه هماهنگی زیبایی بین چپ و راست اروپایی! هر دو در نفرت از مهاجران متحد شدهاند.
نامهای که بوی نژادپرستی میدهد
در این نامه آمده است: «ما نباید اجازه دهیم عبورهای مرزی گسترده و کنترل نشده، استفاده ابزاری از مهاجرت یا سایر تهدیدات ترکیبی این تصور را ایجاد کند که ورود غیرقانونی به اتحادیه اروپا امکانپذیر است.» و نکته جالبتر اینکه «نباید اجازه داده شود که ورود غیرقانونی متعاقباً به اقامت قانونی منجر شود.» یعنی اگر جان خود را به خطر انداختی و از دیوار مرگبار سئوتا عبور کردی، باز هم حق نداری در بهشت اروپایی نفس بکشی.
این نامه خطاب به آنتونیو کاستا، رئیس شورای اتحادیه اروپا و اورزولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا ارسال شده است. نوشتن این نامه توسط ملونی و مته فردریکسن، همتای دانمارکی او آغاز شده است. خانمها و آقایان محترم! وقتی از حقوق بشر حرف میزنید، این نامه را هم به یاد بیاورید.
سانچز: قربانی یا بازیگر اصلی؟
پدرو سانچز، نخستوزیر اسپانیا، در پاسخ به انتقاد اروپا از نحوه برخورد کشورش با بحران سئوتا، خواستار تشکیل جلسه اضطراری وزرای داخله اتحادیه اروپا شد. سانچز در نامهای به روسای نهادهای اروپایی، برخی از کشورهای عضو را به واکنش «خودخواهانه» و «غیرقانونی» متهم کرد. انگار که خودش فرشته نجات مهاجران است! اما واقعیت این است که اسپانیا هم مثل بقیه اعضای اتحادیه اروپا، مرزهایش را با دیوار و سیم خاردار محکم کرده است.
سئوتا، منطقه برونبومی اسپانیا که در شمال آفریقا واقع شده و با مراکش هممرز است، این روزها صحنه تراژدی انسانی شده است. طبق اعلام دولت محلی، از ابتدای هفته حدود ۶۰ هزار نفر از طریق خشکی یا دریا از مراکش وارد این سرزمین شدهاند. و طبق آخرین آمار دولت اسپانیا، حداقل ۶۷ مهاجر در مسیر سئوتا جان خود را از دست دادهاند. ۶۷ نفر! نه عددی که در گزارشهای رسمی ذکر شود، نه نامی که در تاریخ ثبت شود.
ملونی: فاشیست جدید یا ادامهدهنده راه قدیمی؟
جورجیا ملونی به ویژه به شدت به وضعیت سئوتا واکنش نشان داد. او تصاویر این منطقه محصور را «تکاندهنده» توصیف کرد و احتمال تعلیق موقت حوزه شنگن با اسپانیا را مطرح کرد. فنلاند و دانمارک هم از او حمایت کردند. چه اتحاد زیبایی بین کشورهای شمال اروپا و جنوب آن برای بستن درها به روی انسانهای نیازمند!
ایتالیا در نهایت کنترلهای مرزی برای تردد هوایی و دریایی با اسپانیا را برای مدت اولیه یک ماه دوباره برقرار کرد. مادرید تهدیدهای سایر کشورها برای حذف اسپانیا از منطقه شنگن را «عوامفریبی» توصیف کرد. حق هم میدهند! چه کسی باور میکند که اروپا بتواند اسپانیا را از شنگن حذف کند؟ این فقط یک نمایش سیاسی است برای اینکه ملتها فکر کنند رهبرانشان کاری میکنند.
مراکش: بازیگر پشت پرده
کارشناسان حقوقی که با خبرگزاری فرانسه مصاحبه کردند، اظهار داشتند که چنین اقدامی طبق قانون فعلی اتحادیه اروپا امکانپذیر نیست. آزادی سفر که برای بقیه منطقه شنگن اعمال میشود، برای سئوتا اعمال نمیشود. یعنی سئوتا در داخل اروپاست اما نه کاملاً! مثل خود ایران که در خاورمیانه است اما نه کاملاً!
مراکش از زمان استقلال خود در سال ۱۹۵۶ ادعای حاکمیت بر سئوتا و ملیلا را داشته است. برخی کارشناسان به این باور هستند که این کشور با استفاده از مهاجران به عنوان ابزار سیاسی تلاش میکند اسپانیا را مجبور به مذاکره کند. اما اسپانیا هرگونه مذاکره برای تغییر وضع موجود را به شدت رد کرده است. انگار که مراکش هم از همان تاکتیکهای قدیمی استفاده میکند که خود اروپاییها در خاورمیانه به کار میبرند.
سانچز در سئوتا: نمایشی دیگر
سانچز در جریان بازدید از سئوتا، این وقایع را «حملهای» به تمامیت ارضی اسپانیا توصیف کرد. او هجوم مهاجران را ناشی از شایعاتی دانست که توسط «مافیای قاچاق» در مورد مرز ظاهراً باز منتشر شده است. بله، همیشه تقصیر دیگران است! مافیای قاچاق، مراکش، هر کسی جز خود اروپا که با سیاستهای استعماری و اقتصادی خود این بحران را ایجاد کرده است.
در ماه می ۲۰۲۱ نیز حدود ۱۲ هزار نفر طی دو روز از مرز مراکش وارد سئوتا شده بودند. آن زمان هم بحران بود، حالا هم بحران است. اما تا کی قرار است این بحرانها تکرار شوند؟ تا کی قرار است انسانها در مرزهای ساختگی جان خود را از دست بدهند؟
اروپا اگر واقعاً به حقوق بشر اعتقاد دارد، باید به جای بستن مرزها و برگزاری نشستهای اضطراری، به ریشههای این بحران بپردازد. اما تا آن روز، ما فقط شاهد نمایشهای سیاسی و نامههای تهدیدآمیز خواهیم بود. درود بر اروپای متمدن!