بحران گاز شمال؛ حکایت تکذیب و حقیقت در سرزمین وعدههای پوچ
در حالی که مقامهای محلی سه استان شمالی ایران از قطع ۶۰ تا ۹۰ روزه گاز در زمستان پیش رو خبر میدهند، شرکت ملی گاز با قاطعیت این موضوع را تکذیب میکند. این تناقض آشکار، نه فقط برگی تازه از کتاب پرنکبت مدیریت بحران در جمهوری اسلامی است، بلکه نشان میدهد که وعدههای دولتمردان، چون همیشه، بویی از واقعیت نبرده است.
مهدی محیایی، معاون هماهنگی امور عمرانی استانداری گلستان، در مراسمی که ظاهراً برای تقدیر از آتشنشانان گرگان برگزار شده بود، با لحنی که بوی ناامیدی میداد، اعلام کرد که استانهای شمالی در پاییز و زمستان بین ۶۰ تا ۹۰ روز با قطع گاز مواجه خواهند شد. یونسی رستمی، استاندار مازندران، نیز روز چهارشنبه ۴ شهریور (۲۶ اوت) این پیشبینی را تأیید کرد و از رایزنی با رئیسجمهور برای یافتن راهحل خبر داد.
تکذیب شرکت ملی گاز؛ رسم همیشگی انکار
در مقابل، سعید داوریپور، سرپرست روابط عمومی شرکت ملی گاز، با لحنی که یادآور انکارهای مکرر مسئولان در برابر واقعیتهای تلخ است، این هشدارها را «برداشت یا تحلیل شخصی یکی از مقامهای محلی» خواند. او البته با زیرکی همیشگی، اشاره کرد که اگر مصرف گاز مدیریت نشود، استانهای شمالی ممکن است با مشکلاتی روبهرو شوند. این جمله آخر، ترجمهای است از اعتراف به بحرانی که در لفافه تکذیب پیچیده شده است.
ماجرای قطعی گاز واقعاً چیست؟
ریشه این بحران به حملات اسرائیل به زیرساختهای انرژی ایران در جنگ ۴۰ روزه اواخر اسفند ۱۴۰۴ بازمیگردد. پالایشگاههای سوم، چهارم، پنجم و ششم پارس جنوبی در عسلویه هدف قرار گرفتند و سخنگوی دولت با اکراه اعتراف کرد که حدود یکسوم تولید گاز کشور از مدار خارج شده و بازسازی آن سه سال زمان میبرد. اما این اعتراف، بیش از آنکه شفافیت باشد، تلاشی برای توجیه ناکارآمدیهای بعدی است.
خاتیناوغلو: ظرفیت فرآوری آسیب دیده، نه تولید گاز
دالغا خاتیناوغلو، کارشناس نفت و انرژی، با نگاهی تیزبینانه به آمارها، میگوید حملات اسرائیل ظرفیت تولید گاز را کاهش نداده، بلکه روزانه ۱۰۰ میلیون مترمکعب از ظرفیت فرآوری را تحت تأثیر قرار داده است. او با استناد به آمار اداره تنظیم بازار انرژی ترکیه، فاش میکند که ایران از زمان حملات، صادرات گاز به ترکیه را ۳۰ درصد افزایش داده و در نیمه نخست امسال ۴.۵ میلیارد مترمکعب گاز به آنکارا تحویل داده است. این رقم، ۵۰ درصد بیشتر از مدت مشابه سال گذشته است.
به گفته این کارشناس، صنایع پتروشیمی و فولاد که سالانه بیش از ۴۰ میلیارد مترمکعب گاز مصرف میکنند، اکنون با نیمی از ظرفیت خود کار میکنند. پس قاعدتاً باید گاز بیشتری برای بخش خانگی باقی مانده باشد. اما واقعیت چیز دیگری است.
بزرگنمایی بحران انرژی برای افزایش قیمتها؟
خاتیناوغلو با کنایهای تلخ میگوید مقامهای جمهوری اسلامی درباره کمبود انرژی بزرگنمایی میکنند. او احتمال میدهد دولت با «کاهش عرضه، ایجاد صفهای طولانی و قطع گاز»، در پی متقاعد کردن مردم به پذیرش افزایش قیمت حاملهای انرژی است. این سناریو، یادآور همان بازیهای تکراری است که در آن مردم قربانی میشوند و مسئولان، با چهرهای مصمم، از «تلاشها» برای حل مشکل سخن میگویند.
آیا ترکمنستان میتواند به حل بحران گازی کمک کند؟
در میان این هرج و مرج، برخی مقامها به ترکمنستان چشم دوختهاند. اما خاتیناوغلو با نگاهی واقعبینانه میگوید ترکمنستان سالانه ۳۸ میلیارد مترمکعب گاز صادر میکند که ۳۰ میلیارد آن به چین میرود و ظرفیت مازاد چندانی ندارد. او همچنین یادآور میشود که جمهوری اسلامی بدهیهای خود بابت خرید گاز از ترکمنستان را تسویه نکرده و مانع صادرات گاز این کشور از مسیر ایران به عراق شده است. به همین دلایل، درخواست ایران برای واردات گاز از عشقآباد، احتمالاً با پاسخی سرد مواجه خواهد شد.
شبان: ترکمنستان به ایران گاز نخواهد داد
الهام شبان، مدیر مرکز مطالعات خزر، با قاطعیت بیشتری میگوید با توجه به عملکرد تهران در زمینه ترانزیت گاز، انتظار نمیرود عشقآباد بار دیگر به ایران گاز بدهد. او اشاره میکند که ترکیه در ژوئیه ۲۰۲۵ قراردادی برای واردات سالانه ۲.۵ تا سه میلیارد مترمکعب گاز ترکمنستان از مسیر ایران امضا کرد، اما جمهوری اسلامی فقط برای یک تا دو ماه اجازه ترانزیت حدود ۲۰۰ میلیون مترمکعب گاز را داد. ایران همچنین اجازه انتقال گاز ترکمنستان به عراق را نداده و آذربایجان نیز به دلیل «عدم همکاری جمهوری اسلامی» ترانزیت را متوقف کرده است.
به گفته شبان، این رویکرد تهران باعث قطع روابط گازی ایران و ترکمنستان شده است. با این حساب، بعید است ترکمنستان بار دیگر به ایران گاز صادر کند.
نتیجهگیری: سایه ابهام بر زمستانی سرد
استدلالهای دو کارشناس نشان میدهد که مقامهای جمهوری اسلامی درباره ابعاد واقعی بحران، برنامههای مدیریت کمبود و راهکارهای جلوگیری از قطعی گاز، اطلاعات شفاف و یکدستی منتشر نکردهاند. نگرانی مردم گلستان، مازندران، گیلان و حتی خراسان شمالی همچنان برطرف نشده است. در این سرزمین، وعدهها چون همیشه رنگ باختهاند و حقیقت، در پس پرده تکذیبها، گم شده است.