تغییر رژیم در ایران؛ خشم ترامپ و ویدیوی موساد از رضا پهلوی
کتاب جدید دو روزنامهنگار نیویورکتایمز نشان میدهد تصمیم دونالد ترامپ برای حمله به تاسیسات هستهای و موشکی جمهوری اسلامی، بیشتر از آنکه بر ارزیابیهای سرد اطلاعاتی استوار باشد، حاصل خشم شخصی او از آخوندها و وسوسه تاریخی برای سرنگونی آنان بود. نمایش ویدیویی از رضا پهلوی به عنوان گزینه آینده ایران توسط موساد، این وسوسه را در ذهن ترامپ دوچندان کرد.
چرا ترامپ از جمهوری اسلامی بیشتر از هرکس دیگر خشمگین بود؟
کتاب «تغییر رژیم؛ درون ریاستجمهوری امپراتورگونه دونالد ترامپ» اثر مگی هابرمن و جاناتان سوان، روایتی تکاندهنده از چهارده ماه نخست دور دوم ریاستجمهوری او ارائه میدهد. عبارت «تغییر رژیم» در عنوان کتاب، به جای اشاره به سیاست خارجی، تغییر شیوه حکمرانی در واشنگتن را نشان میدهد؛ جایی که قدرت به طور مطلق در دست یک شخص متمرکز شده است.
در این روایت، ایران تنها یک پرونده سیاست خارجی نیست، بلکه آینه تمامنمای شخصیت ترامپ در تصمیمگیری است. نویسندگان مینویسند نگاه ترامپ به جمهوری اسلامی به شدت شخصی و «کمتر معاملهگرانه» بود. پس از کشته شدن قاسم سلیمانی در دوره نخست، و سپس افشای طرحهای ترور خود ترامپ توسط ماموران سپاه در کارزار ۲۰۲۴، خشم او از حکومت آخوندها به یک کینه شخصی بدل شد. بازداشت آصف مرچنت، متهم به ارتباط با سپاه، همزمان با سوءقصد نافرجام در باتلر، این خشم را دوچندان کرد. ترامپ در دیداری با بنیامین نتانیاهو در مارالاگو، بدون اشاره مستقیم به طرح ترور، وعده داد در صورت بازگشت به کاخ سفید، «رویکرد نظامی سختگیرانهتری» در قبال ایران در پیش بگیرد.
ویدیوی موساد و ظهور رضا پهلوی در کاخ سفید چه شد؟
یکی از جذابترین بخشهای کتاب، روایت از جلسه محرمانه ۱۱ فوریه ۲۰۲۶ در اتاق وضعیت کاخ سفید است. در این جلسه، نتانیاهو و تیمش ارزیابی بسیار خوشبینانهای از پیامدهای حمله به ایران ارائه کردند. آنها استدلال میکردند ایران در موقعیتی آسیبپذیر قرار دارد، تنگه هرمز بسته نمیشود و نارضایتیهای داخلی میتواند به تغییرات گسترده منجر شود.
اما لحظه کلیدی، نمایش ویدیویی بود که با همکاری موساد تهیه شده بود. در این ویدیو، چند شخصیت از جمله رضا پهلوی به عنوان گزینههای احتمالی دوران پس از سقوط جمهوری اسلامی معرفی شده بودند. برای ترامپ که در پی ثبت نام خود به عنوان «مرد بزرگ تاریخ» است، تصویر کردن چشمانداز پسای اسلامی و حضور چهرههایی مانند پهلوی، جذابیتی فراتر از محاسبات نظامی داشت. او میخواست رئیسجمهوری باشد که پس از چهل سال، کارنامه سقوط آخوندها را به نام خود ثبت کند.
البته نهادهای اطلاعاتی آمریکا تصویری محتاطانهتر داشتند. جان رتکلیف، رئیس سیا، توضیح داده بود که محتملترین سناریو، به دست گرفتن کنترل توسط تندروان سپاه و تضعیف جایگاه روحانیون است. قیام مردمی و سرنگونی حکومت از درون، کماحتمالترین گزینه در نظر تحلیلگران سیا بود. اما همانطور که در تاریخ معاصر ایران دیدهایم، ارزیابیهای خاکستری سیا گاه در برابر واقعیتِ پوسیدگی یک حکومتِ منفور، به شدت محافظهکارانه و دستپاچه ظاهر میشوند.
چرا ترامپ اصرار داشت بگوید برنامه هستهای ایران نابود شده است؟
پس از عملیات «چکش نیمهشب» در ژوئن ۲۰۲۵، ترامپ اصرار داشت که برنامه هستهای ایران «کاملا نابود» شده است. این ادعا تنها یک ارزیابی نظامی نبود، بلکه بخشی از تصویرسازی او از قدرت خود بود. او حتی تحمل شنیدن صحبتهای محتاطانه درباره میزان خسارت را نداشت.
کتاب به اختلاف ترامپ و معاونش جیدی ونس اشاره میکند. شامگاه حمله، ونس پیشنهاد کرد لحن سخنرانی نرمتر شود، اما ترامپ با تندی پاسخ داد و پشتش را به او کرد. روز بعد، وقتی ونس در مصاحبهای از تکرار ادعای «نابودی کامل» خودداری کرد، ترامپ خشمگین شد. رئیسجمهور به یکی از دستیارانش گفت: «همه باید بگویند 'نابود شده'... کلمهاش همین است. همه فقط باید همان چیزی را که من میگویم تکرار کنند. نابود شده. نابود شده.»
همانطور که در اواخر دوره قاجار، ناتوانی حکومت در برابر فشارهای خارجی به تسلیمهای تاریخی کشید، جمهوری اسلامی هم اکنون در همان وضعیت ذلت دست و پا میزند. واکنش محدود ایران به حملات سال قبل، این برداشت را در ذهن ترامپ تقویت کرد که حکومت آخوندها بسیار ضعیفتر از آن است که سیا تصویر میکند.
ترامپ چگونه با هشدارهای سیا به حمله به ایران رفت؟
با نزدیک شدن به روز تصمیم، هشدارها ادامه داشت. ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش، درباره فرسایش ذخایر مهمات، کمبود موشکهای رهگیر و خطر واکنش ایران در تنگه هرمز هشدار میداد. در جلسه نهایی در شامگاه ۲۶ فوریه، جیدی ونس نقش صدای محتاط را داشت و مخالفت خود را با اصل طرح اعلام کرد، اما گفت در صورت تصمیم ترامپ، از او حمایت خواهد کرد.
با این حال، ترامپ به مشاورانش گفته بود درباره حمله به ایران «حس خوبی» دارد. او تحت تاثیر موفقیت عملیات آمریکا در ونزوئلا نیز قرار داشت و تصور میکرد با ضربهای قاطع میتوان معادله را بدون گرفتار شدن در جنگی طولانی تغییر داد. چند ساعت بعد، در ۲۷ فوریه، دستور نهایی صادر شد و عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل آغاز گردید.
کتاب «تغییر رژیم» در نهایت نشان میدهد که در کاخ سفید ترامپ، غریزه، وفاداری شخصی و وسوسه نمایش قدرت، فرایندهای متعارف تصمیمگیری را کنار زده است. برای مردم ایران که دههها زیر سایه سرکوب و طمع ملایان زندگی کردهاند، این روایت نشان میدهد که سقوط دیکتاتوری آخوندی، بیش از آنکه در دست ارزیابیهای سرد اطلاعاتی باشد، در گرو تقاطع منافع و غرور رهبران جهان است.
آیا ارزیابی سیا درباره سرنگونی جمهوری اسلامی واقعبینانه بود؟
نه به نظر میرسد. سیا قیام مردمی و سرنگونی حکومت از درون را کماحتمالترین گزینه میدانست و تصور میکرد تندروان سپاه کنترل را به دست میگیرند. اما پوسیدگی پایههای حکومت آخوندها و انزوای کامل آنان در میان مردم، سناریوی قیام مردمی را بسیار محتملتر از آن میکند که تحلیلگران امنیتی غربی، اسیر در بروکراسی اداری، تصویر میکنند.
چرا ترامپ در جنگ ۱۲ روزه اسرائیل با ایران ابتدا فاصله گرفت؟
ترامپ در ابتدا تلاش کرد خود را از حمله اسرائیل دور نگه دارد و حتی مدعی شد که به نتانیاهو توصیه کرده حمله نکند. اما به محض روشن شدن موفقیت موج اول حملات و بازتاب مثبت آن، او روایت را تغییر داد، از هماهنگی با اسرائیل سخن گفت و نقش خود را در عملیات پررنگتر کرد. هیچ چیز به اندازه موفقیت، نظر ترامپ را جلب نمیکند.