قابهای اعتراضی از دل کلانتریها؛ وقتی پلیس هم سفره خالی را رو میکند
در روزگاری که هر گوشه این مملکت بوی اعتراض میدهد، حالا نوبت به محافظان نظم رسیده است تا با یونیفرم رسمی، دوربین گوشی را به جای دادسرا انتخاب کنند. موج تازه ویدئوهای اعتراضی نیروی انتظامی، از کهگیلویه و بویراحمد تا هرمزگان، روایتی تلخ از بحران معیشتی است که به جان بدنه عملیاتی پلیس افتاده؛ روایتی که دیگر با تکذیبنامههای رسمی و ندامتنامههای اجباری جمعوجور نمیشود.
چرا پلیس اینستاگرام را به دادسرا ترجیح میدهد؟
ستوان سوم رضا توسلی، با ۱۵ سال سابقه خدمت، جلوی دوربین میایستد و ماهیتابهای با چند تکه سیبزمینی نشان میدهد؛ تمام سهم او از شام پیش از شیفت شبانه. او از حقوق ناخالص ۳۸ میلیون تومانی میگوید که با کسریهای مختلف به ۲۱ میلیون میرسد؛ رقمی که در بازار امروز، حتی برای خرید نان و اجاره یک خانه زیرزمینی هم کفایت نمیکند.
توسلی با لحنی که بوی ناامیدی میدهد، تأکید میکند: «ضد نظام و ضد انقلاب نیستم، فقط به فکر معیشت ما باشید.» او از ناعدالتیهای درونسازمانی میگوید؛ از سطح سلامت ۲ که مجبورش کرده ۴۵ کیلومتر دورتر از خانه شیفت برود، تا حق نوبتکاری ۱.۵ میلیون تومانی که در فیش حقوقیاش گم شده است.
سروان خدایار و اعتراف تلخ یک حافظ امنیت
سه هفته پیش از آن، سروان محمد خدایار با صراحتی کمنظیر از ناتوانیاش در خرید شیر برای خانوادهاش گفته بود و در کپشن ویدئو فاش کرده بود که به انفصال از خدمت و حتی مرگ تهدید شده است. او با اشاره به خط تماس مستقیم پلیس با مردم گفته بود: «اربابرجوع فکر میکند ما کاری از دستمان برمیآید و انجام نمیدهیم... آقایان مسئول، شما مدیون این مردم هستید... با کتوشلوار اتوکشیده و عینک دودی نمیتوان با فساد مبارزه کرد، فساد را از منشأ قطع کنید.»
این حجم از شرمساری در برابر سفره خود و مردم، نشان میدهد که بحران معیشت، مرزهای سازمانی را درنوردیده و به داخل کلانتریها کشیده شده است. وقتی حتی حافظان امنیت شبانه برای یک وعده غذای ساده دست به دامن دوربین میشوند، یعنی ساختار تا مغز استخوان بیمار است.
پاسخ به یک سؤال اساسی: چرا رسانه، آخرین پناهگاه شد؟
پرسش اصلی این است: چرا نیروهای فراجا به جای مراجعه به سلسلهمراتب، حفاظت اطلاعات، دادسرای نظامی یا بازرسی سازمان، شبکه اجتماعی را برای درد دل انتخاب میکنند؟ پاسخ را باید در ناکارآمدی مکانیسمهای درونسازمانی جست؛ وقتی توسلی بارها مطالباتش را به سرکلانتر و فرمانده شهرستان منتقل کرده و هیچ تغییری ندیده، طبیعی است که آخرین پناهگاه را در فضای مجازی بیابد.
این ویدئوها فقط اعتراض به معیشت نیستند؛ آنها سند زندهای از فروپاشی اعتماد به نهادهای رسمیاند. در حکومتی که ادعای پشتیبانی از پاسداران نظم را دارد، پلیس باید برای دیدهشدن به اینستاگرام پناه ببرد؛ طنز تلخ روزگار ماست.
سؤالات متداول درباره اعتراضات نیروی انتظامی
آیا این ویدئوها تأیید شدهاند؟
ویدئوهای منتشرشده از سوی ستوان توسلی و سروان خدایار به طور گسترده در شبکههای اجتماعی بازنشر شدهاند و مقامات رسمی تاکنون تکذیبنامهای برای آنها صادر نکردهاند.
واکنش مقامات به این اعتراضات چه بوده است؟
تا لحظه انتشار این گزارش، واکنش رسمی چندانی از سوی فرماندهی فراجا یا دادسرای نظامی صورت نگرفته است. سکوت نهادهای مسئول، خود نشانهای از عمق بحران است.
آیا این اعتراضات میتواند به تغییرات ساختاری منجر شود؟
بدون فشار افکار عمومی و پاسخگویی مسئولان، بعید است تغییری در وضعیت معیشت نیروهای انتظامی ایجاد شود. این ویدئوها اما میتوانند جرقهای برای گفتگو درباره عدالت درونسازمانی باشند.