پسر وزیرِ شاهنشاه؛ قراردادهای میلیونی با ارتش کانادا و پرونده جاسوسی
محمدرضا غفوریفرد، فرزند حسن غفوریفرد از چهرههای شاخص حزب مؤتلفه و معاون رئیسجمهور در دولت هاشمی، این روزها در کانادا به سوژه داغ رسانهها تبدیل شده. او که با نام «سل غفوری» در تجارت فعالیت میکند، از یک سو متهم به همکاری با صنایع نظامی ایران و از سوی دیگر برنده قراردادهای میلیونی از ارتش و پلیس کاناداست. این تناقض، نه فقط برای او، بلکه برای دولتی که سالها با شرکتهایش معامله کرده، یک رسوایی تمامعیار است.
ماجرا از کجا شروع شد؟
گلوبالنیوز در تحقیقی تازه فاش کرده که بازرسان مهاجرت کانادا از سال ۲۰۱۷ پرونده غفوریفرد را به دلایل امنیتی علامتگذاری کرده بودند، اما شرکتهای او همچنان قراردادهای دولتی میگرفتند. دو قرارداد او با ارتش کانادا به تنهایی بیش از ۱.۵ میلیون دلار ارزش داشته است. حتی بعد از آنکه سرویس اطلاعات امنیتی کانادا (CSIS) در ژانویه ۲۰۲۳ گزارش امنیتی خود را تکمیل کرد، شرکتهای او از بودجه فدرال استفاده میکردند.
قراردادهایی که بوی نفوذ میدهند
شرکت Melanite Group و Radian Group Ltd. متعلق به غفوریفرد، چندین قرارداد از نهادهای دولتی کانادا دریافت کردهاند. پلیس سوارهنظام سلطنتی (RCMP) از او دستگاه تصویربرداری بروسکوپ خریده، وزارت دفاع برای پایگاه CFB-Shilo قطعات خودروهای برفی سفارش داده و نیروهای مسلح شش دستگاه بالابر خودرو در هلیفکس از او خریدهاند. سازمان خدمات اصلاحی هم در سال ۲۰۱۹ قراردادی ۱۰۰ هزار دلاری با او بسته و وزارت نوآوری در سال ۲۰۲۱، ۳۸۰ هزار دلار به او پرداخت کرده است. آخرین قرارداد هم در سال ۲۰۲۴، به ارزش ۵۰ هزار دلار برای تأمین وسایل نقلیه در پایگاه بوردن انتاریو بوده است.
جالب اینجاست که حتی وقتی در مناقصهها شکست میخورد، از سازوکارهای حقوقی کانادا استفاده میکرد. Melanite در سال ۲۰۱۹ ادعا کرد به ناحق از یک قرارداد نظامی کنار گذاشته شده و در سال ۲۰۲۱ درباره «بینظمی» در یک فرایند مناقصه شکایت کرد.
پرونده امنیتی چه میگوید؟
در مقابل این سابقه تجاری، گزارش CSIS ادعاهای سنگینی درباره گذشته غفوریفرد در ایران مطرح کرده است. طبق این گزارش، او پیش از مهاجرت به کانادا در شرکت ربیع کوثر کار میکرده که به تحقیق و توسعه پروژههای نظامی ایران مشغول بوده است. سه پروژه او با نامهای شاهین، رعد و سینا معرفی شدهاند؛ شاهین مرتبط با سامانه پدافندی Hawk و سامانه بومی مرصاد، رعد یک طرح جنگ الکترونیک برای نیروی هوافضای سپاه، و سینا یک سامانه جهتیاب برای شناسایی کشتیها در خلیج فارس.
CSIS مدعی است غفوریفرد با صاایران، وابسته به وزارت دفاع ایران، در تماس بوده و در یک «ساختار مخفی تأمین کالا» فعالیت میکرده که قطعات را از کشورهای ثالث از جمله آمریکا تهیه میکرده است. در گزارش ۱۳ ژانویه ۲۰۲۳ آمده که او به «مشارکت فعال در فعالیتهای تأمین کالا که به نفع ارتش ایران، از جمله سپاه پاسداران بوده، اعتراف کرده است.»
فرزند سیاستمدار جمهوری اسلامی
محمدرضا غفوریفرد فرزند حسن غفوریفرد است؛ سیاستمداری که در دورههای مختلف نماینده مجلس بود، در دولت هاشمی معاون رئیسجمهور شد و از چهرههای باسابقه حزب مؤتلفه به شمار میرفت. او در سال ۱۴۰۱ درگذشت. محمدرضا در معرفیهای تجاری خود، بیش از دو دهه سابقه فعالیت در توسعه فناوری، انرژی، ساختوساز و ICT ذکر کرده و تحصیلاتش در رشته مهندسی برق است.
از دانشجویی که فرار کرد تا اقامت دائم
اولین حضور غفوریفرد در کانادا به سال ۲۰۰۵ برمیگردد؛ برای تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد مهندسی در دانشگاه دالهاوزی هلیفکس. اما تنها پس از یک هفته، با اعلام وضعیت اضطراری خانوادگی به ایران بازگشت. بعد از آن بود که طبق روایت CSIS، فعالیتش در ربیع کوثر آغاز شد. او در سال ۲۰۱۳ به عنوان مقیم دائم کانادا بازگشت و پس از مدتی بیکاری، به عنوان دستیار پژوهشی در دانشگاه آلبرتا مشغول به کار شد و سپس کسبوکار مستقلش را راه انداخت.
«سل غفوری» و تأسیس Melanite
غفوریفرد در سال ۲۰۱۵ شرکت Melanite Group را تأسیس کرد. این شرکت در حوزههای مهندسی، خرید و تأمین تجهیزات، لجستیک و مشاوره فعالیت میکند. او در سال ۲۰۱۸ شرکت Radian Group Ltd. را هم تأسیس کرد و در هر دو تنها مدیر بوده است. نکته جالب این است که شرکتها با نام حقوقی Mohammad Reza Ghafouri Fard ثبت شدهاند، اما در فعالیتهای تجاری از نام Sal Ghafouri استفاده میکند. گلوبالنیوز نوشته که او در پرونده مهاجرتی گفته «Salman» نامی است که به عنوان لقب شناخته میشود؛ بنابراین این نام لزوماً هویت جعلی نیست.
او در شبکه نوآوری منطقهای ادمونتون (ERIN) هم حضور داشته و به عنوان بنیانگذار و رئیس Melanite معرفی شده است، اما مالک این شبکه نیست.
دیدار با وزارت اطلاعات پس از مهاجرت
یکی از بخشهای مهم گزارش CSIS مربوط به سفری است که غفوریفرد در سال ۲۰۱۵ به ایران داشت. طبق این گزارش، او دو بار با اعضای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی دیدار کرد. در جلسه اول از او پرسیده شد آیا به آمریکا سفر میکند و آیا با سرویسهای اطلاعاتی کانادا یا آمریکا ارتباط داشته است. در جلسه دوم، به او دستورالعملهایی درباره نحوه برخورد با پلیس یا دستگاههای اطلاعاتی کانادا داده شد و توصیه شد به آمریکا سفر نکند، چون ممکن است مورد توجه FBI قرار گیرد.
درخواست تابعیت و آغاز مشکلات
چهار سال پس از بازگشت به کانادا، غفوریفرد برای دریافت تابعیت اقدام کرد، اما پرونده او به دلیل نگرانیهای امنیتی متوقف شد. او به نماینده لیبرال حوزه انتخابیهاش مراجعه کرد، به دفتر وزیر امنیت عمومی نامه نوشت و حتی به رئیس CSIS نامه زد و مدعی شد هرگز در هیچ «موضوع نظامی یا سیاسی» دخالت نداشته است. او به نهاد بازبینی امنیت ملی شکایت کرد، اما در سال ۲۰۲۱ دستگاههای امنیتی به این نتیجه رسیدند که ممکن است دلایلی برای جلوگیری از اعطای تابعیت به او وجود داشته باشد.
چرا اخراج نشد؟
آژانس خدمات مرزی کانادا (CBSA) تحقیقات مستقلی انجام داد و تصمیم گرفت به دلیل «فعالیتهای شغلی او هنگام حضور در ایران» روند اخراجش را آغاز کند، اما این پرونده به اخراج منجر نشد. در نوامبر گذشته، CBSA پرونده اخراج را به دلیل «ناتوانی در استفاده از مدارک مورد نیاز» پس گرفت. اسناد علنی توضیح نمیدهند کدام مدرک قابل استفاده نبوده است. در مه ۲۰۲۶، اداره مهاجرت به او اطلاع داد روندی برای جلوگیری از اعطای تابعیت آغاز کرده است؛ با این استدلال که ممکن است «تهدیدی علیه امنیت کانادا» باشد.
دفاعیات غفوریفرد: «من قربانیام»
غفوریفرد به پرسشهای گلوبالنیوز پاسخ مستقیم نداده، اما وکیلش بیورنا شکورتی گفته موکلش «بهشدت اتهامات را رد میکند» و قصد دارد از تمام مسیرهای قانونی استفاده کند. او در اسناد دادگاه گفته به پرسشهای CSIS «صادقانه و صریح» پاسخ داده و تهدید امنیتی نیست. یکی از محورهای دفاع او همان تناقضی است که گلوبالنیوز برجسته کرده: اگر دولت کانادا او را خطر امنیتی میدانسته، چگونه نهادهای همان دولت سالها با شرکتهایش قرارداد بستهاند؟ وکیلش گفته: «اگر واقعاً نگرانیهای امنیتی وجود داشته، دشوار است بفهمیم چگونه به او اجازه داده شده چنین فعالیتهای تجاریای داشته باشد.»
غفوریفرد از دادگاه درخواست کرده بین ۵ هزار تا ۲۵ هزار دلار غرامت دریافت کند. او گفته به دلیل این وضعیت نتوانسته در مراسم یادبود پدرش که در سال ۲۰۲۳ درگذشت حضور پیدا کند و امکان شرکت در برخی هیئتهای تجاری دولت کانادا را از دست داده است.
خانوادهای که همیشه جنجالی بوده
نام خانواده غفوریفرد پیش از این هم خبرساز شده بود. در دیماه ۱۴۰۱، رویداد۲۴ گزارش داد سوده غفوریفرد، دختر حسن غفوریفرد، در «کنگره بینالمللی زنان تأثیرگذار» جایزه دوم را گرفته است. آن کنگره با حاشیههای گستردهای درباره هزینهها و شیوه انتخاب برندگان همراه بود؛ تنها در بخش جوایز، ۱۴۰ هزار یورو به هفت نفر پرداخت شده بود و انتخاب سوده غفوریفرد به نظر رانتی و غیرقابل قبول میرسید. حالا برادرش هم در کانادا با پروندهای مشابه دست و پنجه نرم میکند.
سؤال اصلی: این تناقض را چه کسی باید پاسخ دهد؟
پرونده محمدرضا غفوریفرد در نقطهای عجیب قرار گرفته: از یک طرف، CSIS درباره گذشته او در صنایع نظامی ایران ادعاهای جدی مطرح کرده و دستگاه مهاجرت روند اعطای تابعیتش را متوقف کرده است؛ از طرف دیگر، شرکتهای او سالها از دستگاههای مختلف دولت کانادا، حتی وزارت دفاع و پلیس، قرارداد گرفتهاند. این تناقض، نه فقط برای غفوریفرد، بلکه برای دولتی که ادعای مبارزه با نفوذ جمهوری اسلامی را دارد، یک رسوایی واقعی است. اگر او واقعاً خطر امنیتی است، چرا ارتش کانادا با او معامله کرده؟ و اگر خطر نیست، چرا تابعیتش را نمیدهند؟ پاسخ این سؤالها میتواند برای بسیاری از فرزندان مقامهای جمهوری اسلامی که در غرب زندگی میکنند، تعیینکننده باشد.
«ما خانواده، فعالیتهای حرفهای و اجتماعی خود را در ادمونتون کانادا ساختهایم و بلاتکلیفی و تأخیرهای مربوط به درخواستهای تابعیت و اینکه آیا میتوانیم بهطور دائم در کانادا بمانیم، فشار سنگینی بر خانواده ما وارد کرده است.» - محمدرضا غفوریفرد در اسناد دادگاه