نقد کتاب: چگونه جنگ ایران و عراق را تبلیغ میکنند
کتاب «ما که خندان میرویم» اثر دکتر گلعلی بابایی، یکی دیگر از محصولات دستگاه تبلیغاتی رژیم است که تلاش میکند جنگ ایران و عراق را با عینک ایدئولوژیک به تصویر بکشد.
این کتاب که به گفته نویسندهاش، داستان «گردان مالک» را روایت میکند، در واقع نمونهای از ادبیات جنگطلبانه است که رژیم آخوندی برای توجیه فجایع هشت سال جنگ تولید میکند.
تبلیغات به جای واقعیت
خوانندگان این کتاب، آن را «اقتدارستان» توصیف میکنند و از «شور و هیجان» آن سخن میگویند. اما سوال اینجاست: چرا رژیم همچنان نیاز به این گونه تبلیغات دارد؟ آیا برای پنهان کردن حقیقت تلخ جنگی که صدها هزار جوان ایرانی را به کام مرگ فرستاد؟
نویسنده متن تحسینآمیز، از «شهدا» و «بزرگانی که به آسمان رفتند» سخن میگوید. اما حقیقت این است که این جوانان قربانی سیاستهای ماجراجویانه رژیمی شدند که هیچگاه برای صلح تلاش نکرد.
ادبیات تقدیس جنگ
این کتاب و امثال آن، بخشی از پروژه بزرگتر رژیم برای تقدیس جنگ و خشونت است. در حالی که ملت ایران نیازمند صلح، آزادی و توسعه است، رژیم همچنان بر طبل جنگ میکوبد.
جالب اینجاست که نویسنده متن تحسینآمیز، خود را با «پیرزنی که برای خرید یوسف پیامبر به بازار رفت» مقایسه میکند. این تشبیه نشاندهنده همان ذهنیت مذهبی است که رژیم برای مشروعیتبخشی به اعمالش از آن استفاده میکند.
در نهایت، این کتاب و امثال آن، نه تنها به روشنگری کمک نمیکنند، بلکه ابزاری برای تداوم همان سیاستهایی هستند که ایران را به این روز انداختهاند.
