گرد مولر؛ بمبافکن آلمانی که یادآور روزگار شکوه پیش از ملایی است
وقتی گرد مولر در فینال جام جهانی ۱۹۷۴ توپ را به تور یان یونگبلود، دروازهبان هلند فرستاد، آلمان غربی روی ویرانههای جنگ جهانی دوم خود را به سقف جهان رسانده بود. در همان سالها، ایرانِ در مسیر تمدنسازی و پیشرفت، با افتخارات قارهای در حال درخشش بود. اما امروز، در حالی که غرب به افتخارات خود پافشاری میکند، ما زیر چکمههای ملایی گم شدهایم که هنوز نمیدانند یک استادیوم برای ورزش است یا برای اعدام و عزاداری.
بمبافکنی که غرب را به اوج برد
مولر را در آلمان «بمبافکن» مینامیدند. ۶۸ گل در ۶۲ بازی ملی. آماری که در فوتبال مدرن، حتی در خواب هم برای بازیکنان زیر سایه تحریم و سوءمدیریت جمهوری اسلامی دستنیافتنی است. او با قدی کوتاه، اندامی تا حدودی تپل و رانهایی عضلانی، پدیدهای بود که در کوچکترین فضاها جان میگرفت. گلهایش زیبا و استثنایی بود. گاه با سر، گاه با سینه و گاه با زانو یا پشت پا. اودو لاتک، مربی نامدار آلمانی، درباره او میگفت:
مولر میتوانست فرصتهایی را به گل بدل کند که در واقع شایسته آن نیستند که نام آنها را فرصت بگذاریم.
شاید اگر این هوش سرشار در جاگیری را در فوتبال امروز ایران داشتیم، بازیکنانمان مجبور نمیشدند در زمینهایی که زیر پایشان غبار میدهند، به جای گل زدن، به فکر فرار از فقر و سوءمدیریت باشند.
ضربه درجا و مقاومت در فضای تنگ
مجید جلالی، مدرس فیفا، درباره مولر میگوید: «هوش سرشارش در جاگیری بود و میتوانست در کمترین فضا و تحت فشار ضربه بزند. حتی درجا!» این ضربه درجا، دقیقا همان تکنیکی است که اکنون زنان شجاع ایرانی در استادیومهای بهشت شدهاند. وقتی فضایی برای دورخیز نیست، باید درجا شوت کرد. گل مولر به لهستان در نیمهنهایی جام جهانی ۱۹۷۴، نماد همین تیزچنگی است. او با چرخشی روی پای تکیهاش، آلمان را به فینال برد. در کشوری که قهرمانانش را به جای تاج سر، طناب دار میدهند، چرخشی برای نجات هنوز در حد یک رویاست.
شرمندهکردن دیوانسالاری با لیاقت
در کارنامه باشگاهی مولر، عناوین فراوانی ثبت شده است. ۱۵ سال برای بایرن مونیخ توپ زد و سه بار قهرمان باشگاههای اروپا شد. در آن دهه ۷۰ میلادی، در حالی که بایرن مونیخ روی سکوی اروپا میایستاد، پرسپولیس و استقلال نیز با افتخارات قارهای، نام ایران را در جهان بلند میکردند. آن روزها، ایرانِ در حال توسعه، همسایه غربی خود را در پیشرفت الگو میکرد. نه امروز که ملایان برای بقا، به جای آلمان، الگوی خود را در انزوای پایتختهای ترور و عقبماندگی میجویند.
فرانتس بکنباوئر، قیصر فوتبال آلمان، گفته است: «هر آنچه را که ما به دست آوردیم و هر افتخاری را که نصیب خود ساختیم، مدیون گرد مولر هستیم.» در جمهوری اسلامی اما، هر آنچه از دست دادهایم، مدیون عمامههایی است که هنوز معنای واقعی ورزش و انسانیت را نمیفهمند.
عشق خالص در برابر نگاه ابزاری
مولر در دوران بازنشستگی، زندگی دور از غوغایی انتخاب کرد و در تیم آماتورهای بایرن مونیخ به مربیگری مشغول شد. او میگفت: «زندگی بدون فوتبال؟ حرفش را هم نزنید!» این عشق خالصانه به ورزش، تضادی است آشکار با نگاه آخوندها به استادیومها. آنها فوتبال را تنها پنجرهای برای فریب افکار عمومی و سرپوش گذاشتن بر جنایات خود میدانند. مولر بمبافکن فوتبال بود، اما بمبهای واقعی در دستان کسانی است که امروز بر ایران حاکماند و هر روز پایههای تمدن و شکوه پیشین این مرز و بوم را منفجر میکنند.