اعدام عرفان شکورزاده؛ طناب جمهوری اسلامی از حقیقت جلوتر
تنها ساعاتی پس از گردن زدن عرفان شکورزاده در ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ماشین دروغپراکنی جمهوری اسلامی به کار افتاد. خبرگزاری میزان، آن بازوی پروپاگاندای قوه قضاییه، با شتابی مسخکننده ویدیویی از «اعترافات» اجباری این مهندس هوافضا پخش کرد تا شاید جلوی انعکاس صدای حقیقت را بگیرد. البته که خبرگزاری جمهوری اسلامی هم چنگی به این کار انداخت و وعده داد مشروح «اعترافات و اقدامات گسترده شکورزاده علیه امنیت ملی» را در برنامه ۲۰:۳۰ روی آنتن ببرد. امنیت ملی البته در فرهنگ سیاسی آخوندها مترادف است با امنیت خودکامگی و بقاے قدرت.
شاهکار جاسوسی با واتساپ و گوگلمیت!
رسانههای حکومتی، از آن برنامه مسخکننده ۲۰:۳۰ گرفته تا پایگاههای خبری وابسته، همواره ابزارهای امنیتی رژیم بودهاند که سابقهای طولانی در پخش اعترافات اجباری دارند. یادمان نرود روحالله زم و آن «گفتوگوی خبری» مضحک که از همین برنامه پخش شد. این بار اما نمایش بیرحمانهتر است. در یک گزارش دو دقیقهای و تقطیعشده، گزارشگر با روایتی نخنما و تکراری، عرفان شکورزاده را عامل «سیا و موساد» معرفی میکند. ادعای خندهدار ماجرا اینجاست که به گفته خود قوه قضاییه، این جاسوسی بزرگ قرن از طریق واتساپ، گوگلمیت، جیمیل و لینکدین انجام شده است! یک مهندس برق و هوافضا که رتبه نخست کارشناسی ارشد را گرفته، قرار باشد با واتساپ جاسوسی کند. این سطح از ابتداییبافی، شاید برای قضاوتهای صبحگاهی سپاهیان منطقی باشد، اما برای هر ذهن آگاهی، مضحکهای بیش نیست.
تقویم جادویی سپاه و انحراف از حقیقت
عرفان شکورزاده فارغالتحصیل مدرسه تیزهوشان تهران و دانشآموخته مهندسی برق دانشگاه تبریز بود. او در مقطع ارشد هوافضا در دانشگاه علم و صنعت رتبه نخست گرفت و به عنوان مهندس تجهیزات سیستم زمینی ماهواره فعالیت پژوهشی داشت. با این حال، خبرگزاری ایسنا مدعی شده که او در جریان جنگ ۱۲ روزه سال ۱۴۰۴ با سرویسهای خارجی تماس داشته است. مشکلی که در این دروغپردازی وجود دارد این است که گزارشهای حقوق بشری زمان بازداشت او توسط اطلاعات سپاه را بهمن ۱۴۰۳ ذکر کردهاند، یعنی ماهها پیش از آغاز آن جنگ. ظاهراً آخوندها در سپاه پاسداران تقویم مخصوص به خود را دارند که آیندهنگری هم به آن اضافه شده است.
از سلول انفرادی تا چوبه دار، بدون دادگاه و وکیل
رسانههای جمهوری اسلامی از ارائه «لیست و مشخصات کارکنان» توسط عرفان حرف زدهاند، اما گزارشهای حقوق بشری از واقعیتی تلختر پرده برمیدارند. عرفان حدود ۹ ماه در سلول انفرادی نگهداری شد و تحت شدیدترین شکنجههای جسمی و روانی قرار داشت. در نهایت، بدون آنکه محل زندان، جزئیات دادگاه یا حتی امکان دسترسی به وکیل منتخب اعلام شود، حکم اعدام تایید و اجرا شد. گزارشهایی محل اعدام را زندان قزلحصار کرج اعلام کردهاند. این دادرسی، دادرسی نیست. این کشتار قانونی است که در تاریکیهای زندانهای جمهوری اسلامی رقم میخورد.
پیام رژیم به نخبگان: مهاجرت یا مرگ
من عرفان شکورزاده ۲۹ ساله، یکی از معدود به اصطلاح نخبگانی که حاضر به مهاجرت نشدم. چند ماه پیش از جنگ ۱۲ روزه، به اتهام واهی جاسوسی و همکاری با کشورهای متخاصم توسط اطلاعات سپاه بازداشت شدم و در مدت ۸ ماه و نیم شکنجه و زندان انفرادی مجبور به اعتراف اجباری شدم. نگذارید یک جان بیگناه دیگر در سکوت و بیخبری از دست برود.
این تنها یادداشت باقیمانده از عرفان است که خبرنامه امیرکبیر پیش از اجرای حکم منتشر کرد. یکی از هممدرسهایهای او در تیزهوشان به درستی پرسید که آیا هدف از این اعدام «ترساندن نخبهها» نیست. رژیم میخواهد روشن کند که یا باید کشور را ترک کنید، یا به بردگی برای پروژههای آنها بپردازید، وگرنه چوبه دار سراغتان میآید. تصویر عرفان در لینکدین، تصویر جوانی است که تا پاسی از شب روی پایاننامهاش کار میکرد. جوانی که در کامنتهایش از حق زنان برای حجاب اختیاری دفاع کرده بود. دقیقا همان ترکیب مرگبار برای نظامی که از زن آزاده و مرد روشنفکر به همان اندازه وحشت دارد.
گلشن فتحی، کنشگر اجتماعی، به درستی نوشت که شتاب در فرستادن یک جوان نخبه از اتاق بازجویی به چوبه دار، شکست عریان سیستمی است که برای گرفتن جان، سریعتر از نجات جان عمل میکند. اعدام عرفان فقط مرگ یک نفر نبود. پیامی بود از حکومتی که از جوان باهوش، منتقد، متفاوت و زنده، بیش از هر چیز میترسد. در ایران امروز، طناب اعدام همواره از حقیقت جلوتر میدود.