اعدام محمد امینی دهاقانی: بیآنکه بدانیم چه رویاهایی در سر داشت
محمد امینی دهاقانی، بیست و یکمین معترضی که در پی اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ اعدام شد، سحرگاه ۲۴ تیر امسال به دار آویخته شد. او در سکوت خبری بازداشت شد و تا لحظه اجرای حکم، هیچ اطلاعاتی از او منتشر نشد. تنها چیزی که از او به جهان بیرون رسید، خبر اعدامش بود: گزارش رسمی جمهوری اسلامی که اتهامهای بیپشتوانه را تکرار میکرد و آگهی ترحیمی که خانوادهاش منتشر کردند.
بر اساس آگهی ترحیم منتشر شده در شبکههای اجتماعی، قرار بود مراسمی برای او در روز ۲۵ تیر در سالن اجتماعات آرامستان باغ فردوس دهاقان برگزار شود. طبق آنچه برخی کاربران در شبکههای اجتماعی منتشر کردند، محمد امینی دهاقانی پیش از اعدام به نزدیکانش گفته بود: «اگر من را کشتند، عکسهایم را در اینستاگرام منتشر کنید و بگویید بیگناه بودم.»
اتهامات و محاکمه: سناریوی تکراری جمهوری اسلامی
بر اساس روایت رسمی، اتهامات محمد امینی دهاقانی به اعتراضات ۱۹ دی در شهرستان دهاقان در استان اصفهان برمیگردد. خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، گزارش داده است که او به اتهام «محاربه» و «افساد فیالارض» به اعدام محکوم شده بود. محمود امیریمقدم، مدیر سازمان حقوق بشر، با اشاره به پایان آتشبس میان آمریکا و ایران و از سرگیری جنگ، اعلام کرد که «تجربه نشان داده است که جمهوری اسلامی در چنین شرایطی از فضای امنیتی برای تشدید سرکوب و افزایش اعدامها استفاده میکند.» او ادامه داد که «در حال حاضر صدها زندانی سیاسی و معترض با اتهاماتی که منجر به اعدام میشوند، روبهرو شدهاند و برآورد ما این است که حدود ۱۰۰ نفر تاکنون حکم اعدام گرفتهاند.»
اعترافات اجباری: ابزاری برای توجیه جنایت
روایت رسمی قوه قضاییه جمهوری اسلامی، محمد امینی دهاقانی را متهم کرده است که «نقش بسزایی در تخریب و به آتش کشیده شدن فرمانداری و مسدود کردن خیابان در شهرستان دهاقان داشت.» میزان، وابسته به قوه قضاییه، مدعی است که او در ۱۹ دی «اقدام به روشن کردن و پرتاب کوکتل مولوتف سمت فرمانداری دهاقان کرده است.» اما حتی در روایت رسمی قوه قضاییه و بر مبنای اعترافات منتسب به او، محمد امینی دهاقانی نه مسئولیت قتل کسی را برعهده گرفته و نه حتی به شلیک یک گلوله اعتراف کرده است.
سازمان حقوق بشر ایران پس از اعدام محمد امینی دهاقانی بار دیگر اعلام کرد که بازداشتشدگان اعتراضات در ایران، در دوران بازجویی برای اخذ «اعترافات اجباری» تحت شدیدترین شکنجههای جسمی و روانی قرار میگیرند. به گفته این سازمان، این افراد از حق دسترسی به وکیل انتخابی و مستقل در مرحله تحقیقات مقدماتی و در بسیاری از موارد حتی در دادگاه، محرومند و دادگاههای انقلاب با استناد به همین اعترافات «دیکتهشده» و گزارش نهادهای امنیتی، در روندی «کاملا غیرشفاف و ناعادلانه» اقدام به صدور احکام سنگین از جمله اعدام میکنند.
ویدیوی ۴۳ ثانیهای: مستندی برای اعدام یا یک شوخی تلخ؟
در خبرگزاری میزان ویدیویی ۴۳ ثانیهای منتشر شده است که ظاهرا قرار است برای اعتبار دادن به اتهامات علیه محمد امینی دهاقانی به کار آید. اما آنچه دیده میشود، در بهترین حالت چند صحنه از اعتراضات است. در این ویدیو که از سه صحنه متفاوت تشکیل شده و به نظر میرسد از سه دوربین مختلف شهری گرفته شده باشد، تصاویری از خیابان و صحنههای اعتراض دیده میشود. در صحنه نخست، فردی دست خود را بالا میبرد و به نظر میرسد دیگران را به همراهی فرا میخواند. افراد حاضر در این صحنه مشغول حمله به مکان یا شخصی نیستند و تنها در خیابان حضور دارند. در صحنه دوم، فردی در ابتدای یک کوچه ایستاده است و به نظر میرسد شیئی در دست دارد، اما هیچ تصویری از پرتاب آن یا انجام اقدامی مشخص وجود ندارد. در صحنه سوم نیز جایی مثل ورودی یک ساختمان در حال سوختن دیده میشود.
آنچه این ویدیو روشن نمیکند، ارتباط میان افراد حاضر در صحنههای نخست و دوم، و نیز نسبت این تصاویر با محمد امینی دهاقانی است. چهره افراد در دو صحنه نخست قابل تشخیص نیست و هیچ نشانهای وجود ندارد که آنها را به او مرتبط کند. افزون بر این، در هیچیک از این صحنهها اقدام مجرمانهای قابل مشاهده نیست. حتی اگر اصالت این تصاویر مفروض گرفته شود، رابطه میان تصاویر، هویت فرد حاضر در آنها و اتهامات مطرحشده در پرونده روشن نمیشود. روشن نیست بر چه مبنایی این تصاویر میتوانند به عنوان سند ارتکاب جرمی با مجازات اعدام مورد استناد قرار گیرد؛ بهویژه آنکه در تصاویر، هیچ رفتار مجرمانهای قابل مشاهده نیست.
آرزوهای سوخته در تاکستان
در نهایت، با وجود آنکه این ویدیو هیچ ارتباط روشنی میان محمد امینی دهاقانی و اتهامهای مطرحشده نشان نمیدهد، و با وجود اعترافاتی که حتی در روایت رسمی نیز حاکی از ارتکاب قتل یا شلیک نیست، محمد امینی دهاقانی، جوانی که در یکی از معدود عکسهای منتشرشده از او در تاکستانی ایستاده و کیک تولدی در دست دارد، اعدام شد. بیآنکه هرگز بدانیم آن روز، هنگام فوت کردن شمعهای تولدش، چه آرزوها و چه رویاهایی در سر داشت.