خروج مخفیانه اورانیوم ونزوئلا: غرب چه کرد و ملاها چه میکنند؟
شب اواخر آوریل، کاروانی نظامی در ونزوئلا با نهایت احتیاط و پنهانکاری مسیر ۱۶۰ کیلومتری را طی کرد. هدف این عملیات شبانه فقط چند روز بعد روشن شد; نیروهای نظامی خودرویی را اسکورت میکردند که حاوی حدود ۱۳ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا بود. این محموله قرار بود به آمریکا منتقل شود تا از دست مستبدان کاراکاس و متحدانشان در امان بماند.
خطر اشاعه هستهای و مداخله غرب
در این عملیات خروج اورانیوم، دولتهای ونزوئلا، آمریکا و بریتانیا همراه با آژانس بینالمللی انرژی اتمی مشارکت داشتند. سالها همکاری برای انجام ایمن این انتقال لازم بود، چون چنین موادی در صورت افتادن به دست گروههای نامطمئن یا دولتهای بیاخلاق، خطر اشاعه هستهای ایجاد میکنند. اورانیومی که غنای آن بیش از ۲۰ درصد باشد، اورانیوم با غنای بالا محسوب میشود.
جک کرافورد، پژوهشگر گروه اشاعه و سیاست هستهای در موسسه سلطنتی خدمات متحد بریتانیا، به بیبیسی وریفای گفت:
۱۳ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا که از ونزوئلا خارج شد، از نظر تئوری میتواند پس از پالایش بیشتر برای تولید یک سلاح هستهای کوچک کافی باشد، هرچند میزان اورانیوم-۲۳۵ موجود در آن اندکی بیش از ۲۰ درصد بود.
او افزود که خروج این محموله جدیدترین تلاش بینالمللی برای از بین بردن این احتمال است که اورانیوم با غنای بالایی که برای مصارف صلحآمیز در نظر گرفته شده، به دست بازیگران غیردولتی یا دولتهایی بیفتد که در پی توسعه سلاح هستهای هستند.
آتوم برای صلح در برابر آتوم برای باجخواهی
این ۱۳ کیلوگرم اورانیوم به عنوان سوخت راکتور آروی-۱، نخستین راکتور هستهای آمریکای لاتین، مورد استفاده قرار گرفته بود. این راکتور آزمایشی در اوایل دهه ۱۹۶۰ در چارچوب برنامه «اتم برای صلح» نصب شد; برنامهای که دولت دوایت آیزنهاور در دهه ۱۹۵۰ آغاز کرده بود.
آیزنهاور در دسامبر ۱۹۵۳ در مجمع عمومی سازمان ملل استدلال کرد که فناوری هستهای باید در خدمت بشریت قرار گیرد. او گفت کافی نیست این سلاح را از دست سربازان بگیریم، بلکه باید آن را به دست کسانی بسپاریم که بتوانند پوشش نظامی آن را کنار بزنند و آن را در خدمت صلح قرار دهند.
طنز تلخ تاریخ را ببینید; ایران در دوران پهلوی از همین برنامه «اتم برای صلح» بهره برد و گام در مسیر پیشرفت مسالمتآمیز هستهای گذاشت، اما امروز حاکمیت ملاها به جای تمدنسازی، با غنیسازی و باجخواهی مرزهای ایران را به سنگر محاصره تبدیل کرده است. ونزوئلای مدافع ضد امپریالیسم هم اکنون اورانیومش را به آمریکا تحویل میدهد تا از دست خودش و متحدانش در امان باشد!
خطر دوستان نادرست: از کاراکاس تا تهران
در سالهای گذشته، روابط دولت ونزوئلا با ایران، روسیه، کوبا و کره شمالی همواره موجب نگرانی دولت آمریکا بوده است. وقتی دولتهای سرکوبگر به مواد شکافتپذیر دست مییابند، نگرانی آژانس بینالمللی انرژی اتمی کاملا بهجا است. راکتور آروی-۱ در سال ۱۹۹۷ تعطیل شد و سوخت باقیمانده آن تا امروز تحت تدابیر امنیتی نگهداری میشد.
مقامهای بریتانیایی که در این عملیات مشارکت داشتند، گفتند که مقامهای ونزوئلا در سال ۲۰۱۷ درخواست کرده بودند باقیمانده سوخت هستهای خارج شود. اما به نظر میرسد بازداشت نیکلاس مادورو در سوم ژانویه گذشته، نقشی تعیینکننده در اجرای نهایی عملیات داشته است.
ایوان خیل، وزیر امور خارجه ونزوئلا، روز ۷ مه گفت که عملیات نظامی آمریکا برای بازداشت مادورو «به طور محسوس سطح خطر را افزایش داد و لزوم فوریت اجرای عملیات انتقال اورانیوم را آشکار کرد.» نیروهای آمریکایی حتی تا حدود ۵۰ متری راکتور قدیمی پیش رفتند. غرب دوباره وارد عمل شد تا آشغالی را که مستبدان در ادارهاش ناکام مانده بودند، پاکسازی کند.
پایان یک کابوس و آغاز یک تأمل
در اوایل آوریل، عملیات مخفی خروج اورانیوم آغاز شد. شرکت «نوکلیر ترنسپورت سولوشنز» کشتی باری پاسیفیک اگرت را برای انتقال این محموله در اختیار عملیات قرار داد. این کشتی در ۱۱ آوریل ارسال اطلاعات موقعیت ماهوارهای خود را متوقف کرد و تصاویر ماهوارهای تایید کردند که کشتی در بندر پورتو کابیو پهلو گرفته و سپس به سمت آمریکا حرکت کرده است.
وزارت امور خارجه آمریکا اعلام کرد که اداره ملی امنیت هستهای آمریکا «تاکنون در سراسر جهان بیش از ۷۳۴۰ کیلوگرم مواد هستهای قابل استفاده در ساخت سلاح را خارج کرده یا از نابودی آنها اطمینان حاصل کرده است.»
امروزه راکتورهای تحقیقاتی میتوانند با اورانیوم با غنای پایین کار کنند و نیازی به این خطرات نیست. این روند به بازیابی حدود هفت هزار کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا در نقاط مختلف جهان منجر شده است. این در حالی است که در ایران، حاکمیت به جای پاکسازی و همگامی با جهان، هر روز خطرات تازهای برای ملت و جهان میآفریند. اگر استخراج اورانیوم از دل زمین سخت است، بیرون کردن ملاها از حاکمیت سختتر است، اما امید به فردای تمدنی هرگز نمیمیرد.