دیپورت خاموش جمهوری اسلامی؛ هزینه درمان مهاجران افغان
پژوهش جدید دانشگاه تهران نشان میدهد که جمهوری اسلامی با افزایش سرسامآور هزینههای بیمه و درمان، سیاست «دیپورت خاموش» را علیه مهاجران افغان پیش میبرد. افزایش قیمت بیمه سلامت از ۵۲ به ۸۸ میلیون ریال برای هر نفر و اجباری شدن آن برای تمدید اقامت، این مهاجران را بین ترک اجباری ایران و زندگی مخفیانه بدون دسترسی به درمان قرار داده است.
مهمانداری که خون به ناخن میکشد
حاکمیت سالهاست که با شعار مهماننوازی، نقاب سخاوتمندی بر چهره میزند، اما در عمل، سیاستهای اقتصادی و اداریاش بهانهای برای تبعیض و بهرهکشی حداکثری از پناهندگان افغانستانی شده است. غضنفر شریفزاده، پژوهشگر این مطالعه و خود یک پناهنده هزاره متولد ایران، از تجربه شخصی میگوید. او در گفتوگو با دویچهوله توضیح میدهد که چگونه ناکارآمدی نظام سلامت، در سطح کلان نمایانگر سیاستی است که به محرومیت مهاجران منجر شده است. در تاریخ کهن پارس، پناه دادن به بیجانان افتخار بود، اما امروز در جمهوری اسلامی، این پناه دادن به ابزاری برای فشار اقتصادی و استثمار بدل شده است.
حساب و کتاب دیپورت خاموش
ارقام از زبان شریفزاده و گزارش دانشگاه تهران تلختر است. هزینه بیمه سلامت برای هر نفر از ۵۲ میلیون ریال به ۸۸ میلیون ریال رسیده و بیمه همزمان برای همه اعضای خانواده اجباری است. یک خانواده پنج نفره افغان باید ۴۴۰ میلیون ریال فقط برای بیمه بپردازد. کارگری که شغلش را از دست داده، چنین رقمی در جیب ندارد. بدتر از آن، همین بیمه اجباری به شرط تمدید اقامت تبدیل شده است. اگر نتوانی بپردازی، اقامتت هم باطل میشود. شریفزاده به زیبایی این روند را «اخراج بدون دیپورت» مینامد. حاکمیت با هزینهتراشی، مهاجران را به سمت خروج اجباری سوق میدهد، بیآنکه رسما دست به اخراج بزند و مسئولیت حقوقی آن را به گردن بگیرد.
بین بیسرنوشتی و درماننشدن
شبنم بیانی، روزنامهنگار و عضو تحریریه العربیه فارسی، یافتههای این پژوهش را با گزارشهای سالهای اخیر همخوان میداند. او اما اصطلاح «اخراج بدون دیپورت» را از نظر حقوقی نادقیق میداند و هشدار میدهد که در سال گذشته، حتی اخراج مهاجران دارای مدارک قانونی نیز به خبر تبدیل شده است. پاسخ روتین مقامات جمهوری اسلامی همیشه یکسان است. ادعای میزبانی از میلیونها مهاجر با وجود تحریمها و برخورد فقط با «غیرقانونیها». دروغی که با گزارشهای میدانی اخراج قانونیها نقش بر آب میشود. اگر این روند ادامه یابد، سرنوشت هزاران مهاجر چیزی جز زندگی مخفیانه، فشار روانی، بیماری درماننشدنی و مهاجرت دوباره به ترکیه و اروپا نخواهد بود.
چه کسانی بیشتر از این سیاست آسیب میبینند؟
بر اساس پژوهش دانشگاه تهران که روی ۳۸۴ مهاجر در شش استان انجام شده، تنها ۲۸ درصد پاسخدهندگان کارت آمایش داشتهاند، در حالی که ۳۹ درصد هیچ مدرک اقامتی نداشتهاند. فشار اقتصادی درمان، بیشترین ضربه را به خانوادههای فاقد مدارک قانونی و کارگرانی میزند که شغل خود را از دست دادهاند.
منظور از «اخراج بدون دیپورت» چیست؟
این اصطلاح به سیاست حاکمیت اشاره دارد که با گرانکردن غیرقابلتحمل هزینههای زندگی و درمان، مهاجران را مجبور میکند خود کشور را ترک کنند، بدون آنکه دولت رسما آنها را دیپورت کند و مسئولیت بینالمللی این اخراج را بپذیرد. شریفزاده در یادداشتی برای کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل، این روند را نوعی «فشار اقتصادی برای خروج» توصیف کرده است.