وکیل نابینا با پای شکسته از چنگ حکومت گریخت؛ روایتی از وکلای پابرهنه
در چین، جایی که حزب کمونیست حتی بر قاضیها هم سایه انداخته، وکلایی هستند که نه مدرک دارند، نه مجوز رسمی، اما جانشان را برای حقوق مردم کف دست میگیرند. به اینها میگویند «وکلای پابرهنه»؛ همانهایی که درست مثل «پزشکان پابرهنه» دوران مائو، بیادعا اما مؤثر، به دادِ محرومان میرسند. یکی از همینها، چن گوانگچنگ، بعد از سالها مبارزه، با پای شکسته از حصر خانگی فرار کرد و به سفارت آمریکا پناه برد. ماجرای او فقط یک داستان فرار نیست؛ روایتی است از مقاومت در برابر ماشین سرکوب.
چین؛ قانون زیر سایه حزب
بعد از مرگ مائو، چین ادعای «حاکمیت قانون» کرد و وکالت هم رونق گرفت، اما حزب کمونیست هیچوقت اجازه نداد دستگاه قضایی از زیر یوغش بیرون بیاید. وکلایی که پروندههای حقوق بشری یا سیاسی را قبول میکنند، باید منتظر فشار امنیتی، لغو پروانه، بازداشت و زندان باشند. جنبش «ویکوان» یا «حفاظت از حقوق» دقیقاً در همین شکاف متولد شد؛ جایی که قانون روی کاغذ حقوق شهروندان را به رسمیت میشناسد، اما واقعیت، چیز دیگری است.
شباهتی آشنا برای ایران
اگر فکر میکنید این فقط مشکل چین است، سخت در اشتباهید. در جمهوری اسلامی هم وکلایی که از زندانیان سیاسی یا فعالان مدنی دفاع میکنند، با همان محدودیتها و فشارهای امنیتی روبهرو هستند. در هر دو کشور، وقتی استقلال وکیل و دادگاه با خواست قدرت سیاسی در تضاد قرار میگیرد، قانون قربانی میشود. این را «توانا» هم در گزارشش گفته و ما هم بهخوبی لمسش میکنیم.
چن؛ از یک روستای فقیر تا مبارزه با سیاست تکفرزندی
چن گوانگچنگ تا ۲۳ سالگی حتی درس و مدرسهی درستوحسابی نداشت، اما با عشق به عدالت، خودش قانون را یاد گرفت. اول ۷۹ روستا را علیه آلودگی یک کارخانه کاغذسازی بسیج کرد، بعد در سال ۲۰۰۵ سراغ پروندهای رفت که اسمش را بر سر زبانها انداخت: شکایت از مقاماتی که زنان را به سقط جنین و عقیمسازی اجباری وادار میکردند تا سیاست تکفرزندی اجرا شود. این پرونده او را جهانی کرد، اما بهایش سنگین بود؛ فشار بر او و خانوادهاش هر روز بیشتر شد.
فرار از حصر با پای شکسته
فعالیتهای چن سرانجام به زندان و بعد حصر خانگی ختم شد. ماموران امنیتی نهتنها او، بلکه همسر، بستگان و هر کسی را که میخواست به او کمک کند، زیر فشار گذاشتند. اما چن در آوریل ۲۰۱۲ شبانه از حصر فرار کرد؛ پایش موقع فرار آسیب دید، اما با کمک شبکهای از فعالان، بعد از چند روز خودش را به سفارت آمریکا در پکن رساند. این فرار به یکی از معروفترین پروندههای حقوق بشری چین تبدیل شد و بعد از مذاکرات پکن و واشنگتن، او و خانوادهاش چین را ترک کردند.
درسی فراتر از چین
داستان چن و جنبش ویکوان نشان میدهد که آگاهی حقوقی از دانشگاه و مدرک شروع نمیشود. شناخت قانون، مستندسازی تخلفات، شبکهسازی و جلب توجه رسانهها میتواند حتی در بستهترین نظامها هم ابزار مقاومت بسازد. تجربه چین، با همه تفاوتها، برای ما ایرانیها آشناست: هر جا قانون زیر سایه قدرت باشد، دفاع از حقوق شهروندی به یک فعالیت پرهزینه تبدیل میشود. اما همین هزینه، گاهی تنها راه نفس کشیدن است.