رضا پهلوی باز هم سنگ انداخته توی برکه. این بار با پیشنهاد «تجهیز مردم ایران» برای مقابله با جمهوری اسلامی، بحث داغ قدیمی را تازه کرده: مبارزه مسلحانه یا مدنی؟ سوالی که هر بار مطرح میشود، موافقان و مخالفان را به جان هم میاندازد و این بار هم داستان از قرار زیر است.
شاهزاده در مصاحبهای با فاکسنیوز در ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۶، از ضرورت تجهیز مردم برای خلاصی از شر جمهوری اسلامی گفته و پیشنهاد کرده هزینهاش از «صدها میلیون دلار داراییهای مسدودشده ایران» تامین شود. گویا قرار است با پول خودمان، خودمان را نجات دهیم. چه طرح مترقیای!
از نافرمانی مدنی تا تجهیز: چرخش ۱۸۰ درجه یا همان حرف قبلی؟
رضا پهلوی که تا دیروز از «نافرمانی مدنی خشونتپرهیز» دم میزد و در سال ۱۴۰۱ در نشریه «فریدون» گفته بود «ما با کشتار نمیتوانیم به اهداف عالیه برسیم»، حالا بعد از کشتار ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴، انگار به این نتیجه رسیده که باید «خودمان را با واقعیت تطبیق دهیم». واقعیت یعنی جمهوری اسلامی برای بقای خودش از کشتن دهها هزار نفر ابایی ندارد. پس چاره چیست؟ تجهیز مردم!
او البته هنوز هم میگوید از آمریکا نمیخواهد نیروی زمینی بفرستد و «نیروهای زمینی، خود مردم ایران هستند». جالب است. مردم ایران که تا دیروز قرار بود با نافرمانی مدنی و اعتصاب، نظام را به زانو درآورند، حالا باید اسلحه به دست بگیرند. اما سوال اینجاست: این اسلحهها چطور به دست مردم میرسد؟ چه کسی به آنها آموزش میدهد؟ و مهمتر از همه، فردای فروپاشی، این همه اسلحه را چطور جمع میکنند؟
رضا پهلوی خودش در همان مصاحبه سال ۱۴۰۱ این نگرانی را داشت: «اگر حجم کلانی از اسلحه در کشور پخش شود، نگرانی درازمدت من این است که فردا هر گروهی با اسلحه در دست بیاید وسط بگوید حق من ضایع شده». حالا چه شده که این نگرانی رنگ باخته؟ شاید کشتار دی ماه همه چیز را تغییر داده است.
خشم مردم یا استیصال اپوزیسیون؟
سعید بشیرتاش از جبهه هفت آبان معتقد است مردم ایران بعد از کشتار دی ماه «بسیار خشمگین» هستند و حق دارند به دنبال راهی برای دفاع از خودشان باشند. او میگوید: «دفاع مشروع از خود و عزیزان، ابتداییترین حق آدمهاست». به گفته او، مردم نمیخواهند «سلاخی» شوند و حمایت برخی از حملات خارجی را هم باید در همین چارچوب فهمید.
اما مهرداد درویشپور، جامعهشناس و فعال جمهوریخواه، اینطور فکر نمیکند. او واژه «تجهیز» را «مبهم و شاید عامدانه دوپهلو» میداند و هشدار میدهد که اگر منظور تسلیح مردم باشد، این «موضعی بسیار مخاطرهآمیز» است. به گفته او، این رویکرد میتواند «الگوی خطای سیاسی دیماه را در ابعادی تازه تکرار کند و جنبشهای مدنی ایران را به قدرتهای خارجی پیوند دهد». چه تشبیه زیبایی! انگار جنبش مدنی تا حالا به قدرتهای خارجی وابسته نبوده است.
واکنش حکومت: بهانهای تازه برای سرکوب
درویشپور پیشبینی میکند که جمهوری اسلامی از این طرح بهانهای برای «امنیتیتر کردن جامعه و تشدید سرکوب» بسازد. حکومت میتواند با استناد به «تجهیز خارجی» و «نیروی زمینی»، مرز میان اعتراض مدنی و فعالیت مسلحانه را مخدوش کند و هر اعتراضی را «بخشی از یک پروژه نظامی خارجی» جلوه دهد. به عبارت دیگر، معترضان کارگری و دانشجویی و زنان هم در این طرح قربانی میشوند.
بشیرتاش اما نظر دیگری دارد. او میگوید در شرایط فعلی، شکلگیری نیروهای مسلح منسجم در داخل ایران ممکن نیست و چنین نیرویی را باید در خارج از کشور سازمان داد؛ «چیزی شبیه نیروهایی که در جنگ جهانی دوم ژنرال دوگل در خارج از فرانسه سازمان داد». البته او اشاره نمیکند که دوگل بعد از اشغال فرانسه این کار را کرد، نه قبل از آن.
مسلح کردن جامعه: نسخه شفابخش یا سم مهلک؟
بشیرتاش معتقد است «همین حالا بدترین شکل خشونت در ایران جریان دارد» و برای پایان دادن به آن باید «دستگاه مافیایی-شبهنظامی حاکم بر ایران را برچید». او حتی جمهوری اسلامی را «از داعش هم بدتر» میداند و آن را به گروه مافیای مکزیکی تشبیه میکند. به گفته او، تا وقتی این دستگاه برچیده نشود، اوضاع بدتر میشود.
درویشپور اما هشدار میدهد که «هیچ تضمینی وجود ندارد که سلاحهای توزیعشده زیر فرماندهی دموکراتیک و پاسخگو باقی بمانند». او از خطر شکلگیری گروههای مسلح رقیب، تسویهحسابهای محلی و گسترش بازار غیرقانونی سلاح میگوید. به گفته او، با ورود سلاح، «زبان حقوق، برابری و مشارکت میتواند جای خود را به فرماندهی، رازداری، سلسلهمراتب و انضباط پادگانی بدهد» و زنان، دانشجویان و نهادهای مدنی تضعیف شوند.
تغییر تاکتیک یا ماهیت مبارزه؟
بشیرتاش میگوید خیلی از مردم داخل ایران سلاح دارند و «قرار هم نیست کسی بهصورت سازمانیافته بین مردم اسلحه پخش کند». اما نیروهای اپوزیسیون باید دنبال راهی باشند که «در بزنگاهها از مردم ایران پشتیبانی کنند». درویشپور اما با اشاره به برتری جمهوری اسلامی در زمینه تسلیحاتی، اطلاعاتی و لجستیکی میگوید: «انتقال مبارزه از نافرمانی مدنی به رویارویی مسلحانه، آن را به میدانی میبرد که حکومت در آن دست بالا را دارد».
او به پژوهشی درباره ۳۲۳ کارزار سیاسی بین سالهای ۱۹۰۰ تا ۲۰۰۶ اشاره میکند که نشان میدهد جنبشهای خشونتپرهیز بیش از دو برابر مبارزات مسلحانه موفق بودهاند. و نتیجه میگیرد: «سقوط حکومت و گذار دموکراتیک یکسان نیستند. در نبود نهادهای فراگیر، توافق بر سر قواعد انتقال قدرت و سازوکارهای کنترل سلاح، خلأ قدرت میتواند به رقابت گروههای مسلح و مداخله قدرتهای منطقهای منجر شود».
خلاصه اینکه، در حالی که رضا پهلوی با پیشنهاد تجهیز مردم، سعی دارد هم خشم مردم را مهار کند و هم به آن جهت بدهد، به نظر میرسد این طرح بیش از آنکه راهحل باشد، خودش به معما تبدیل شده است. معمایی که پاسخ به آن، نه در مصاحبههای فاکسنیوز، بلکه در خیابانهای ایران و در دل مردمی پیدا میشود که هنوز تصمیم نگرفتهاند با اسلحه به استقبال مرگ بروند یا با گلولههای اعتراض. تاریخ اما نشان داده که گلولههای اعتراض، گاهی از فشنگهای واقعی هم کارگرترند. مگر نه اینکه خود رضا پهلوی هم زمانی همین را میگفت؟
سوالات متداول درباره پیشنهاد تجهیز مردم ایران
رضا پهلوی دقیقا چه پیشنهادی داده است؟
او در مصاحبه با فاکسنیوز در ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۶، خواستار تجهیز مردم ایران برای مقابله با جمهوری اسلامی شده و پیشنهاد کرده هزینه آن از داراییهای مسدودشده ایران تامین شود.
واکنش موافقان و مخالفان به این پیشنهاد چیست؟
موافقانی مانند سعید بشیرتاش آن را حق دفاع مشروع مردم میدانند، در حالی که مخالفانی مانند مهرداد درویشپور آن را خطرناک و زمینهساز جنگ داخلی و مداخله خارجی میدانند.
چه خطراتی برای مسلح کردن مردم ایران ذکر شده است؟
خطر شکلگیری گروههای مسلح رقیب، تسویهحسابهای محلی، گسترش بازار غیرقانونی سلاح، تضعیف نهادهای مدنی و وابستگی گروهها به دولتهای خارجی از جمله خطرات ذکر شده است.
آیا مبارزه مسلحانه در تاریخ موفقتر بوده یا مبارزه مدنی؟
بر اساس پژوهشی درباره ۳۲۳ کارزار سیاسی بین سالهای ۱۹۰۰ تا ۲۰۰۶، جنبشهای خشونتپرهیز بیش از دو برابر مبارزات مسلحانه در دستیابی به اهداف خود موفق بودهاند.
