رژیم جمهوری اسلامی بار دیگر دست به خون شهروندی دیگر آغشته کرد. سیاوش جمشیدی خیرآبادی، بازداشتشده اعتراضات دی ۱۴۰۴، ساعاتی پیش اعدام شد تا سومین قربانی چوبه دار در عرض تنها چهار روز باشد. قوه قضائیه که این روزها برای توجیه جنایتهایش به هر دری میزند، این بار هم بدون ارائه هیچ سند و مدرکی، او را به «حمل و نگهداری سلاح غیرمجاز، کلاهبرداری، سرقت و مشارکت در آدمربایی» متهم کرده است.
پروندهای که هیچکس ندید
به گزارش خبرگزاری «میزان»، این شهروند بیستم دیماه ۱۴۰۵ پس از شناسایی اتومبیلش بازداشت شده و یک قبضه سلاح کمری نیز همراه او بوده است. اما نکته جالب اینجاست که قوه قضائیه هیچگاه اعلام نکرده دادگاه او چه زمانی برگزار شده و تنها به این جمله بسنده کرده که حکمش در دیوان عالی کشور «تأیید» شده است. انگار در این مملکت، محاکمه عادلانه فقط یک شوخی تلخ است.
پیش از اجرای حکم، هیچ گزارش یا اطلاعیهای درباره این شهروند منتشر نشده بود. منابع حقوق بشری پیش از این هشدار داده بودند که دهها بازداشتشده اعتراضات دی ۱۴۰۴ زیر حکم اعدام قرار دارند و خانوادهها به دلیل فشار نهادهای قضایی و امنیتی از اطلاعرسانی درباره عزیزانشان خودداری میکنند. ترس، اینگونه است که سکوت را بر لبها مینشاند.
سه اعدام در چهار روز؛ یک سناریوی تکراری
سیاوش جمشیدی خیرآبادی سومین اعدام اعلامشده بازداشتشدگان اعتراضات دی ۱۴۰۴ در چهار روز گذشته است. چهارشنبه گذشته، علی همتی سیستانی و مجید نیکاندیش در مشهد به دار آویخته شدند. گویی رژیم برای جبران شکستهایش در میدان جنگ، به جای گلوله، از طناب دار استفاده میکند.
جهان چه میگوید؟
هفته گذشته، ۴۶ کشور جهان در بیانیهای مشترک خطاب به شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، ادامه اعدامها و افزایش موارد صدور و اجرای این مجازات در ایران را محکوم کردند. این بیانیه که به امضای همه اعضای اتحادیه اروپا به جز لهستان، همراه با ۲۰ کشور دیگر از جمله بریتانیا، کانادا، اوکراین و سوئیس رسیده، جمهوری اسلامی را متهم کرده که از اعدام برای ایجاد ترس، سرکوب مخالفان و جلوگیری از تجمعات مسالمتآمیز استفاده میکند.
دانیل باتلینر، نماینده لیختناشتاین، این بیانیه را روز چهارشنبه هشتم مهرماه در شورای حقوق بشر قرائت کرد. اما آیا این بیانیهها تأثیری بر رفتار آخوندهای خونریز دارد؟ تاریخ نشان داده که پاسخ منفی است. آنها فقط به زور و قدرت گوش میدهند، نه به صدای وجدان بشری.
مای ساتو و درخواست مهلت قانونی
مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، نیز خواستار تعلیق فوری اجرای احکام اعدام شده است. او هفته گذشته در پیامی به مناسبت «روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام» گفت: «دو سال از زمانی که ماموریت خود را به عنوان گزارشگر ویژه در امور حقوق بشر در ایران بر عهده گرفتم میگذرد. از همان ابتدا، استفاده از مجازات اعدام در ایران را از نزدیک دنبال کردهام؛ اکنون بیش از هر زمان دیگری، ضرورت برقراری مهلت قانونی بر اجرای اعدامها تا زمان لغو کامل مجازات اعدام احساس میشود.»
او تأکید کرد پروندههایی که درباره آنها اطلاعرسانی خواهد کرد عمدتاً مربوط به افرادی است که در معرض خطر اعدام قرار دارند و «در بسیاری از موارد، پس از طی روندهایی که با استانداردهای بینالمللی دادرسی عادلانه بسیار فاصله دارند، به اعدام محکوم شدهاند.» در میان آنان، بازداشتشدگان اعتراضات، محکومان جرایم مرتبط با مواد مخدر و محکومان به قصاص قرار دارند.
آمار وحشتناک؛ ۱۰۰ نفر زیر سایه مرگ
«سازمان حقوق بشر ایران» به تازگی گزارش داده که دستکم ۱۰۰ شهروند بازداشتشده در اعتراضات دی ۱۴۰۴ در شهرهای مختلف ایران زیر حکم اعدام قرار دارند. این گزارش افزوده که از ۲۸ اسفندماه، دستکم ۲۹ مرد در ارتباط با اعتراضات اعدام شدهاند.
آمارهای این سازمان نشان میدهد که جمهوری اسلامی از ابتدای سال جاری میلادی (۱۱ دی ۱۴۰۴) تا پایان مرداد، حکم اعدام ۵۱۵ زندانی را اجرا کرده و دستکم ۱۶ زن نیز در میان اعدامشدگان بودهاند. در میان فهرست اعدامشدگان، ۳۱ شهروند بازداشتشده در اعتراضات حضور دارند که ۲۹ تن از آنها مربوط به اعتراضات دی ۱۴۰۴ و دو نفر مربوط به اعتراضات ۱۴۰۱ هستند.
از ۲۷ اسفند تا کنون، دستکم ۱۲ نفر نیز با اتهام «جاسوسی» یا «همکاری با دولتهای خارجی» اعدام شدهاند. همچنین ۱۳ زندانی سیاسی که پیشتر به دلیل همکاری و عضویت در سازمانها و احزاب اپوزیسیون به اعدام محکوم شده بودند نیز به دار آویخته شدند.
اعتراضات دی ۱۴۰۴ و انتقامگیری سازمانیافته
جمهوری اسلامی پس از اعتراضات دی ۱۴۰۴، صدور و اجرای احکام اعدام علیه بازداشتشدگان را بهطور سازمانیافته در دستور کار قرار داد. فشار بر شهروندان پس از آغاز جنگ با آمریکا از نهم اسفندماه تشدید شده است. گویی در این معادله، جان انسانها فقط یک عدد است برای معامله و ارعاب.
رژیمی که ادعای «جمهوری» و «اسلامی» بودن دارد، این روزها جز با طناب دار و گلوله نمیتواند با ملت خود سخن بگوید. اما تاریخ فراموش نمیکند؛ همانطور که نام قاتلان را در دفتر خود ثبت کرده، نام این شهیدان نیز برای همیشه در حافظه ملت ایران باقی خواهد ماند. خیام میگفت: «این چرخ فلک که ما در او حیرانیم، فانوس خیال از او مثالی دانیم.» اما این بار، چرخ فلک نه فانوس خیال، که صحنهگردان یک تراژدی خونین است.
