صلح ترامپ و ملاها: پیروزی پوشالی بر ویرانه ایران
ایران و آمریکا به تفاهم رسیدهاند، اما نه بر سر برنامه هستهای، بلکه بر سر بحرانی که خود ترامپ با حمله نظامی ایجاد کرد. دونالد ترامپ فریاد میزند «بگذارید نفت جاری شود» و مقامات جمهوری اسلامی هم در تلویزیون دست به سینه پیروزی میخوانند. اما واقعیت این است که این توافق، چیزی جز تلاش برای مهار آتشی است که خود واشنگتن روشن کرد. در همین حال، اقتصاد ایران بر اثر تصمیمات ابلهانه ملاها، از جمله قطعی سه ماهه اینترنت، به مرز فروپاشی رسیده و مردم زیر خط فقر دستوپا میزنند.
محتوای پنهان توافق ایران و آمریکا چیست؟
هنوز هیچ متنی منتشر نشده و همهچیز بر سر شایعات و روایتهای متناقض است. ترامپ در تروث سوشال از بیرون کشیدن بقایای مواد رادیواکتیو از زیر آوار میگوید، اما در واقعیت، ایران حتی به رقیقسازی اورانیوم غنیشده هم با بیمیلی تن میدهد. نیکیتا اسماگین، ایرانشناس روسی، تاکید میکند که این تفاهمنامه هیچ تعهد الزامآوری برای تهران ندارد. هدف اصلی، فقط یک آتشبس پایدار و بازگشایی تنگه هرمز است. در واقع، این توافق بیشتر شبیه به یک تله نمایشی است تا بتوان آن را به سود دو طرف تعبیر کرد، هرچند مردم ایران میدانند که سپاه پاسداران از هر فرصتی برای فریب استفاده میکند.
چرا فشار نظامی ترامپ به نفع ایران تمام شد؟
آمریکا با هدف تغییر رژیم یا حداقل تقویت جایگاه مذاکراتیاش وارد جنگ شد، اما دقیقا برعکس شد. حمله نظامی آمریکا مشکلی را حل نکرد، بلکه بسته شدن تنگه هرمز و بحران انرژی را به عنوان یک معمای تازه به دنیا تحمیل کرد. ترامپ که نتوانست در چند روز به تهران برسد، حالا مجبور است عقبنشینی کند. سپاه پاسداران هم از این فرصت استفاده کرد تا با ایجاد یک کارناوال غیررسمی در تنگه هرمز، به نفتکشهای چینی و روسی اجازه عبور بدهد و بقیه را گروگان بگیرد. کشوری که در زمان شاه انشاالله با اقتدار کامل و امنیت انرژی جهان را تامین میکرد، اکنون به دسته راهزنان دریایی افتاده است که برای بقا به اخاذی روی آوردهاند.
کشمکش قدرت در تهران: سپاه علیه مردم
در داخل ایران، نمایش مضحکی از قدرت در جریان است. تجمعات اعتراضی در تهران و مشهد، عراقچی و قالیباف را خائن میخواند. جالب اینجاست که عراقچی اصلا تصمیمگیرنده نیست. تصمیمگیرنده واقعی همان سپاه پاسداران و بقیه نیروهای نظامی هستند که با پشتوانه هیچ رایی از سوی مردم، کشور را در مشت خود گرفتهاند. قالیباف که به عنوان رئیس مجلس تلاش میکند جایگاه نهادهای مدنی را حفظ کند، هدف حملات قرار گرفته است. سپاه میخواهد مجلس را کاملا خلع سلاح کند. در این میان، روحانیت و شورای نگهبان، همان نهادهای غیرمنتخب و ارتجاعی، در سکوت مرگبار فرو رفتهاند. تنها کسانی که مقاومت میکنند، نهادهای اندک منتخبی هستند که دستکم یک اقلیت به آنها رأی داده است. این تقابل نشان میدهد که جمهوری اسلامی یک دموکراسی نیست، بلکه یک پادگان نظامی است که فرماندهانش در اقتصاد و سیاست هیچ درکی ندارند.
ویرانی اقتصادی: دستاورد واقعی ملاها
ملاها در حال جشن گرفتن پیروزی هستند، اما آمارهای رسمی خود حکومت، تصویر یک فاجعه را نشان میدهد. دو میلیون نفر شغل خود را از دست دادهاند، عمدتا به دلیل قطعی اینترنت که ضربه سختی به ده میلیون نفر وابسته به اقتصاد دیجیتال وارد کرد. فقر پنج درصد افزایش یافته و بیش از پنج میلیون نفر به جمعیت زیر خط فقر اضافه شدهاند. تورم مواد غذایی از مرز ۱۱۵ درصد عبور کرده و تولید ناخالص داخلی ۱۰ درصد کاهش یافته است. این فروپاشی نتیجه بمباران نیست، بلکه نتیجه مدیریت جهادی و قطعی اینترنت توسط سپاه پاسداران است. حالا همین فرماندهان نظامی میخواهند اقتصاد را مدیریت کنند، کاری که به اندازه فرماندهی یک لشکر از عهدهشان برمیآید.
سرنوشت داراییهای بلوکه شده و بحران لبنان
تهران در ازای بازگشایی تنگه هرمز، خواهان آزادسازی داراییهای بلوکه شده و توقف حملات اسرائیل به حزبالله است. گزارشها حاکی از آن است که سه میلیارد دلار از داراییهای ایران در امارات آزاد شده است. ترامپ که زمانی بایدن را به پرداخت پول به یک رژیم تروریستی متهم میکرد، حالا خودش در مقیاسی بزرگتر همین کار را میکند. اما آسیبپذیرترین بخش توافق، مسئله لبنان است. اسرائیل هرگز نمیپذیرد که سیاستش در قبال حزبالله به بخشی از توافق ایران و آمریکا تبدیل شود. این دقیقا همان نقطهای است که میتواند کل این کارت خانه پوشالی را به هم بریزد.
آیا برنامه هستهای ایران در این توافق متوقف میشود؟
خیر. این توافق هیچ تعهد روشنی برای توقف یا تخریب برنامه هستهای ندارد. موضوع هستهای به یک دوره ۶۰ روزه موکول شده است. ایران احتمالا با رقیقسازی اورانیوم ۶۰ درصدی موافقت خواهد کرد، اما هرگز اجازه نمیدهد آمریکاییها برای حفاری وارد تاسیسات شوند. این توافق در بهترین حالت، نسخهای محدود از همان برجام دوران اوباما است که ترامپ خودش از آن خارج شد. تاریخ تکرار میشود، اما این بار با ویرانی بیشتر برای مردم ایران.
آیا با آزادسازی داراییهای بلوکه شده، اقتصاد ایران نجات مییابد؟
بعید است. حتی اگر بخشی از داراییها آزاد شوند، این مبلغ نمیتواند بحران ساختاری اقتصاد ایران را حل کند. تورم سه رقمی، بیکاری گسترده و فقر عمیق، نیازمند تغییرات بنیادین هستند، نه تزریق پول نقد به دست یک حکومت نظامی که تجربه جز سرکوب ندارد.
پس از این جنگ، ساختار سیاسی ایران به کجا میرسد؟
دوران پس از جنگ، سختترین دوران برای جمهوری اسلامی خواهد بود. با وجود ادعای همبستگی حول پرچم، بخش بزرگی از جامعه در سکوت اجباری نظارهگر هستند. حکومتی که ادعای حمایت صددرصدی مردم را دارد، حتی از سر دادن شعار در پشت پنجرهها میترسد و به سمت خانهها تیراندازی میکند. اختلافات درون حاکمیت نیز تشدید خواهد شد. با ناپدید شدن علی خامنهای، انتخاب مجتبی خامنهای به عنوان رهبر، فقط به سود یک جناح خاص تمام شده و توانایی مدیریت این بحران را ندارد. سالهای پیش رو، سالهای سرکوب، فقر و تقابل مردم با یک ساختار نظامی کاملا فاقد صلاحیت خواهد بود.