محرم اینستاگرامی؛ کارناوالی برای فراموشی
مراسم محرم امسال دیگر فقط عزاداری نیست؛ از قرارهای عاشقانه و دیسکوی شبانه تا حنابندانهای تجملاتی. اما در پسِ این سیرک رنگارنگ، پیکرهای ناشناس کهریزک و جوانان دارزده شده قرار دارند که حکومت آرزو دارد با کارناوالِ خیابانشان فراموش شوند.
از سالن زیبایی تا دیسکوی محرم؛ هیاتها چگونه به پاتوق تبدیل شدند؟
«رزیتا»، زن ۴۷ ساله و صاحب یک مرکز مراقبت پوست در تهران، برای او و دوستانش دهه محرم فقط بهانهای برای تعطیلی سالن و معاشرت است. او میگوید: «از وقتی خیلی جوانتر بودم با دخترها و پسرهای محله قرار میگذاشتیم توی هیاتها همدیگر را ببینیم. تنها جایی بود که شماره میدادیم و کسی هم گیر نمیداد که نرو نکن. عادتش برایمان ماند و هنوز هم همین است.»
رزیتا توضیح میدهد که همسالانش بیشتر برای تبلیغ کارشان به مراسمهای زنانه میروند، اما جوانترها وضعیت دیگری دارند: «جوانترها میآیند عشق کنند. توی موکبها میخورند و مینوشند و موسیقی گوش میدهند. نوحهها هم که دیگر شبیه قبل نیست انگار توی دیسکو هستی. مخدرات و مسکرات هم هست و هزار کار دیگر که سنت همه کارناوالهاست. جز این شبها، هر کدام از کارهایی که اینجا میکنند دردسر دارد.»
«لعیا»، نوجوانی از جنوب ایران، میگوید در شهر محل زندگیاش شبهای محرم زندهترین شبهای سال است: «این شبها تا هر وقت دلمان بخواهد بیرون میچرخیم نه خطری تهدیدمان میکند نه باید جواب پس بدهیم. جواب همه بچهها در جواب سوال تا الان کجا بودی فقط یک کلمه است: هیات.»
عزاداری محرم یا فراموشی کشتار دی؟
سهیل و سپهر، دو برادر دوقلو، دوست نزدیکشان را در اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ در تهرانپارس از دست دادهاند. نگاه آنها به مراسم محرم امروز، تلخ و بیرحم است.
سهیل میگوید: «من این آدمها و این مراسم را که میبینم بیشتر یقین پیدا میکنم که جمهوری اسلامی همین حالا هم سقوط کرده و به این سقوط بیشتر از من و شما واقف است. یک زمانی حتی ما که آدمهای غیرمذهبی بودیم به آدمهایی که در عزای امام سوم شیعیان سیاه میپوشیدند و سینه میزدند احترام میگذاشتیم. حالا حتی خود مذهبیها هم اسم این مراسم را گذاشتهاند سیرک! و جمهوری اسلامی حتی توان ندارد این سیرک را جمع و جور کند.»
سپهر، برادر دیگر، با خشونتی آشکار میگوید: «بعد از کشتار ۱۸ و ۱۹ دی اگر کسی هنوز برای اتفاقی که ۱۴۰۰ سال قبل رخ داده و راست و دروغش معلوم نیست گریه کند و جوی خون بچههای ایران کف خیابان را از یاد ببرد منفعتش در ندیدن است و شخصا هیچ دلیلی نمیبینم به عقایدش احترام بگذارم. محرم برای من مغز متلاشی شده رفیقم کف خیابان است. محرم برای من جوانهایی هستند که در همین روزها چند تا چند تا دار زده شدند. محرم برای ما پیکرهای ناشناس کهریزک است.»
حنابندان قاسم؛ آیینی خرافی یا سفرهای برای تجمل؟
سفره سبز است و هرآنچه رویش گذاشتهاند ردی از سبزی دارد. لقمههای نان و پنیر و سبزی مزین به روبانهای سبز، سینیهای شیرینی و آجیل بستهبندی شده. گهوارهای در وسط سفره است و پولهایی که به گوشه و کنارش سنجاق شده. زن جوان رو به دوربین میگوید: «اولین باره که من به سفره حضرت قاسم دعوت شدم اینجا گهوارهای دارند که میگویند هر کسی نذرش کند بچهدار میشود. من این پول را به نیت هر زنی که آرزوی سبز شدن دامنش را دارد به این گهواره وصل میکنم.»
آنچه بیش از هر چیز به چشم میآید تجملی است که در مراسمهایی با عنوان «حنابندان حضرت قاسم» دیده میشود؛ آیینی که حتی آدمهای مذهبی آن را آیینی خرافی در مراسم عاشورا میدانند.
قاسم نام فرزند امام دوم شیعیان است. برخی از شیعیان بر این باورند که او در روز ششم محرم ازدواج کرده است؛ روایتی که نخستین بار در کتاب «روضة الشهدا» حسین واعظ کاشفی بیان شده است.
«وحید»، تا پیش از محرم ۱۴۰۱ در شب هفتم محرم به هیاتهای محل زندگیاش شام نذری میداد اما پس از اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» تصمیم گرفت در عزاداری محرم به شکل عمومی مشارکت نکند و نسبت به کلیت این رویداد در دلش شک و شبهه ایجاد شد. او که سالها درباره عاشورا مطالعه کرده است، میگوید: «حضرت قاسم در زمان حادثه عاشورا اصلا نوجوانی نابالغ بوده فقط کافیه یک حساب و کتاب ساده بکنند تا بفهمند این روایت از پایه نادرست است اما حقیقتا بعد از ۱۴۰۱ من نسبت به کل فلسفهای که در همه این سالها برایش احترام قائل بودم شک کردم. مدام با خودم درگیرم که اگر کشتار و از بین بردن آدمها برای حفظ قدرت و باقیماندن یک حکومت درست است پس یزید هم کار درستی کرده و چرا باید او را ظالم دانست؟»
وحید میگوید نذری هفتم محرم را از سالهای جوانی داشته و جای خالیاش او را رنج میداده: «وقتی کسب و کارم گرفت تصمیم گرفتم کار خیری کنم. ۲۵ ساله بودم که تصمیم گرفتم به هیات کوچک محله پدری شام بدهم. بعد سال به سال بیشتر و بیشتر شد. ۱۴۰۰ برای ۱۵۰۰ نفر شام پختیم و میزبان هیاتهای بزرگ شهر بودیم اما بعد تصمیم گرفتم آن پول را خرج بچههای کار کنم. هزینههای تحصیلشان را بپردازم، بهداشت دهان و دندانشان را تقبل کنم. کارهایی از این دست. سخت تر است اما خیالم راحت است پول را به شکم ظالم نریختهام.»
دستورالعمل جدید حکومت؛ میدانداری اجتماعی به جای عزاداری
سازمان هیات و تشکلهای دینی روز ۱۷ خرداد ماه ۱۴۰۵ دستورالعملی برای چگونگی برگزاری عزاداریهای محرم امسال منتشر کرد. محتوای این دستورالعمل به گونهای تنظیم شده که نشان میدهد قرار است مراسم سوگ امسال به تداوم میدانداری اجتماعی و ادامه کارناوالهای شبانه حامیان حکومت که از زمان آتشبس در خیابانها برگزار میشود بیانجامد.
در این دستورالعمل چند محور کلیدی به چشم میخورد. نخست اینکه بر «حضور سازمانیافته هیاتها و دستههای عزاداری در خیابانها، میادین شهر و مکانهای مقدس مسلمانان» تاکید شده است.
دوم اینکه مراسم باید با شعارها و رویکردهایی که معارف دینی را بیش از پیش پررنگ میکند برگزار شود.
یکی از مهمترین محورها تاکید بر پرهیز از یکسانسازی هیاتهاست. به هیات داران تاکید شده مراسم با حفظ آیینها و سنتهای بومی مناطق مختلف برگزار شود و در بخش دیگر مدیریت برنامهها به طور کامل به خود هیاتها واگذار شده است. به نظر میرسد بر اساس همین رویه تازه، تصاویری متفاوت از هیاتهای عزاداری منتشر میشود.
چرا جوانان در هیاتهای محرم شرکت میکنند؟
بسیاری از جوانان به دلیل محدودیتهای اجتماعی شدید، هیاتهای محرم را تنها فرصت برای معاشرت، ارتباط آزادانه و تفریح شبانه میدانند. این مراسمها به پاتوقی تبدیل شدهاند که در آن میتوان بدون ترس از برخورد امنیتی بیرون ماند.
آیا حنابندان قاسم ریشه تاریخی دارد؟
خیر، این آیین ریشه تاریخی معتبری ندارد. قاسم در زمان واقعه عاشورا کودکی نابالغ بوده است. روایت ازدواج او نخستین بار در کتاب «روضة الشهدا» اثر حسین واعظ کاشفی مطرح شد و بسیاری از مذهبیها نیز آن را خرافی میدانند.
دستورالعمل جدید هیاتها چه هدفی دارد؟
دستورالعمل سازمان هیات و تشکلهای دینی با تاکید بر حضور سازمانیافته در خیابانها و پررنگ کردن شعارهای مذهبی، در واقع به دنبال تداوم میدانداری اجتماعی و تبدیل مراسم عزاداری به کارناوالهای حامی حکومت است تا حضور خود را در خیابانها تثبیت کند.