استعفای کییر استارمر؛ رفته رفته در لندن، مانده مانده در تهران
کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، از مقام خود و رهبری حزب کارگر استعفا داد. در کشوری که سیاستمداران میدانند چه زمانی باید بروند، چرخهای دموکراسی میچرخد، اما این تصویر برای ما ایرانیان که دهههاست شاهد چنگزداری ملاها بر صندلی قدرت هستیم، تلخ و خواندنی است.
استعفای استارمر و تفاوت دو دنیا
آقای استارمر روز گذشته در مقابل اقامتگاه و دفتر نخستوزیری در لندن اعلام کرد که دیگر بهترین گزینه برای رهبری حزب کارگر نیست. او گفت که تصمیمش را به چارلز سوم، پادشاه بریتانیا، اطلاع داده و تا زمان انتخاب رهبر جدید در سمت خود میماند. این جمله ساده در یک سیستم دموکراتیک، معنایی عمیق دارد. سیاستمداری میپذیرد که وقتش گذشته است، برخلاف خاورمیانهای که رهبران پیش از مرگ یا انقلاب، هرگز دفتر خود را ترک نمیکنند و حتی نوشیدن جام زهر صلح را هم به کنارهگیری ترجیح میدهند.
استارمر در سخنرانی خود گفت که از کمیته ملی حزب کارگر خواسته تا فرآیند جایگزینی او را سریع پیش ببرد. ثبتنام نامزدها از نهم ژوئیه آغاز و تا شانزدهم ژوئیه پایان مییابد. او قول داد که انتقال قدرت را به شکلی منظم تضمین کند و از جانشین خود حمایت کامل خواهد کرد. او گفت که جانشینش بریتانیایی را به ارث میبرد که بسیار قویتر و عادلانهتر از دو سال پیش است. این ادعای عادلانهتر شدن جامعه، وقتی از دهان سیاستمداری در یک کشور غربی شنیده میشود، به یاد میآورد که در جمهوری اسلامی، عدالت معنایی جز تقسیم ثروت ملی میان بیتهای آخوندی ندارد.
رسوایی مندلسون و برخاستن برنام
فشار از درون حزب کارگر بر استارمر پس از پیروزی اندی برنام، شهردار سابق منچستر، در انتخابات میاندورهای افزایش یافت. برنام که روز دوشنبه سوگند نمایندگی پارلمان را ادا کرد، بلافاصله اعلام کرد که برای رهبری حزب کارگر نامزد خواهد شد. وس استریتینگ، وزیر بهداشت سابق، هم از برنام حمایت کرد.
اما یکی از کاشفهای واقعی ضعف استارمر، انتصاب پیتر مندلسون به عنوان سفیر بریتانیا در آمریکا بود. مندلسون پس از افشای عمق ارتباطش با جفری اپستین، مجرم جنسی محکوم شده، از سمتش اخراج شد. در نظامهای پاسخگو، ارتباط با مجرمان جنسی پایان کار است، اما در نظامهای استبدادی، چنین افرادی معمولا به مقامات بالاتر میرسند و پروندههایشان پنهان میشود.
واکنشهای داخلی و بینالمللی
نایجل فاراژ، رهبر حزب اصلاح بریتانیا، استارمر را بیعرضهترین نخستوزیر خواند و خواستار برگزاری انتخابات سراسری فوری شد. کمی بنداک، رهبر حزب محافظهکار، هم او را نخستوزیری افتضاح نامید و از جدول زمانی استعفا انتقاد کرد. او گفت که مملکت باید اداره شود و نمیتوان منتظر تعطیلات تابستانی ماند. این انتقادات تند نشان میدهد که در دموکراسی، مخالفت آزاد است، نه آنکه منتقدان را در زندانهای اوین پنهان کنند.
در عرصه بینالمللی، اورزولا فون درلاین، رئیس کمیسیون اروپا، از استارمر برای تقویت امنیت اروپا تمجید کرد. امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، از او برای احیای روابط بریتانیا و اتحادیه اروپا تشکر کرد. مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، گفت که جهان به دلیل تلاشهای او امنتر شده است. ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، هم از حمایت کییف توسط استارمر ستایش کرد.
در مقابل، روسیه واکنشی سرد نشان داد. دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، گفت که استارمر در پایین نگه داشتن روابط با روسیه تفاوتی با بقیه نداشت و ما هیچ خاطره برجستهای از او نداریم. روزنامه دولتی روسیه، اندی برنام را منتقد ثابتقدم روسیه توصیف کرد. وقتی کرملین از شما ناراضی است و رسانههای دولتی مسکو از رقیب شما میترسند، احتمالا کار درستی انجام دادهاید.
چرا کییر استارمر استعفا داد؟
کییر استارمر پس از دو سال نخستوزیری و به دنبال نتایج ضعیف حزب کارگر در انتخابات محلی، چرخشهای متعدد در سیاستهای عمومی و فشارهای درونحزبی، از مقام خود کنارهگیری کرد تا راه برای رهبری جدید باز شود.
چه کسی جایگزین کییر استارمر میشود؟
اندی برنام، شهردار سابق منچستر که به تازگی کرسی نمایندگی پارلمان را به دست آورده، در حال حاضر گزینه اصلی برای رهبری حزب کارگر و نخستوزیری بریتانیا محسوب میشود.