بازگشت درآمدهای نفتی: مردم گرسنه، ملاها و سپاه سیر
دلارهای نفتی دوباره به خزانه جمهوری اسلامی راه یافتهاند، اما برای ایرانیانی که زیر بار تورم ۸۸ درصدی و ویرانیهای جنگ له شدهاند، هیچ خبری از بهبود نیست. درآمدهای تازه، پیش از آنکه به سفرههای خالی مردم برسد، مسیر آشنا را به سوی نهادهای نظامی و شبهنظامی منطقه طی خواهد کرد. تجربه تلخ برجام نشان داد که بقای حکومت ملاها، لزوماً به معنای زندگی برای مردم نیست.
پول نفت کجا میرود؟
نیویورک تایمز در گزارشی تازه نوشته است که درآمدهای نفتی به تنهایی اقتصاد فرسوده ایران را نجات نمیدهد. این حرف که صبر کنید تا اقتصاد بهبود یابد، موسیقی آشنایی است که رادیو جمهوری اسلامی از دهه شصت تا امروز برای گوشهای کر ما پخش میکند. زمانی، در عصر درخشش ایران پیش از انقلاب، درآمدهای نفتی به ساخت زیرساختهای مدرن و توسعه کشور میرسید. اکنون اما، این دلارها صرف بازسازی چرخه ترور و تقویت نیابتیها میشود، در حالی که ۵۱ هزار خانه در تهران ویران شده و مردم برای نان لواش دو برابر قیمت میپردازند.
گرگوری برو، تحلیلگر گروه اوراسیا، صراحتاً میگوید این معافیت نفتی یک درآمد بادآورده برای حکومت است، اما برای اقتصاد کافی نیست. دولت باید ثابت کند که صلح دوام دارد. اما کدام صلح؟ صلحی که در آن سپاه پاسداران دوباره نفس بکشد و بودجه سرکوب و جنگهای نیابتی خود را تامین کند؟
ویرانیها و آمارهای تلخ
جنگ بر پیکره اقتصادی ضربه زده که پیشتر نیز به دست تورم مهارنشده و انزوای بینالمللی فلج شده بود. آمارها فریاد میزنند: تورم سالانه به ۸۸.۶ درصد رسیده، بیش از یک میلیون نفر کار خود را از دست دادهاند، ریال به پایینترین سطح تاریخی سقوط کرده و قطعی اینترنت که تجارت آنلاین را نابود کرد، زنان و نسل جوان را در انزوای کامل فرو برد. صندوق بینالمللی پول پیشبینی میکند تولید ناخالص داخلی امسال ۶.۱ درصد کوچک شود؛ بدترین رقم از دهه شصت. خسارت جنگ ۲۷۰ میلیارد دلار برآورد شده و شرکت ریستاد انرژی هزینه تعمیر تأسیسات انرژی را تا ۱۹ میلیارد دلار میداند. اما چه کسی این پول را میپردازد؟ قطعا نه آقایان عمامهدار که در قصرهای خود امنیت دارند.
چرا مردم از توافق بیشتر از جنگ میترسند؟
تجربه برجام سال ۱۳۹۴ هنوز در استخوان مردم مانده است. آن روز هم وعده دادند که دلار نفت به سفره مردم میرسد، اما سفرهها خالی ماند و بیکاری بالا رفت. دستاوردهای برجام کوتاه بود و در نهایت با خروج ترامپ به پایان رسید. امروز، ترس بزرگ این است که تاریخ تکرار شود؛ یک گشایش موقت که فقط به حکومت فرصت تنفس بدهد. زن ۲۶ سالهای که شغل خود را از دست داده، به درستی میگوید که نمیتواند برای آینده برنامهریزی کند. بیاعتمادی ریشه در واقعیت دارد.
یک تکنسین در اصفهان واقعیت را با تمام تلخیاش بیان میکند: «ما از آتشبس، توافق و بقای حکومت بیشتر میترسیم تا از خود جنگ.» این جمله، اپیتاف اقتصاد ایران زیر حکومت ملاهاست.
آیا این توافق هم به نفع سپاه تمام میشود؟
بله، اگر ساختار توزیع ثروت تغییر نکند. مدیر یک شرکت وارداتی قطعات خودرو میگوید برنامهریزی غیرممکن است و مجبورند ریسک کنند. در فضایی که بیثباتی حاکم است، تنها کسانی که میتوانند برنامهریزی کنند، نهادهای نظامی هستند که بودجههای تخصیصی و پنهان خود را دارند. درآمدهای تازه نفتی، پیش از آنکه به بازسازی زیرساختهای شهری برسد، به جیب سپاه و گروههای همپیمان خواهد رفت.
پرسشهای رایج درباره درآمدهای نفتی و اقتصاد ایران
چرا با بازگشت فروش نفت، قیمتها کاهش نمییابد؟
زیرا درآمدهای نفتی وارد چرخه اقتصاد واقعی و تولید نمیشود. پول مستقیما به نهادهای نظامی و حفظ ساختار قدرت تزریق میشود، بنابراین ارزش پول ملی بالا نمیرود و تورم مهار نمیشود.
میزان خسارت وارد شده به زیرساختهای ایران چقدر است؟
بر اساس برآوردها، خسارت جنگ حدود ۲۷۰ میلیارد دلار است. سازمان ملل از تخریب ۱۵۰ هزار ساختمان غیرنظامی خبر داده و هزینه تعمیر تأسیسات انرژی نیز تا ۱۹ میلیارد دلار برآورد شده است.