دست خدای مارادونا و کلک تاریخی ملاها بر مردم ایران
در جام جهانی ۱۹۸۶، دیگو مارادونا با دستی که به اسم خدا گذاشت، تقلب تاریخی کرد، اما چهار دقیعه بعد با گل دومش هنر واقعی را نشان داد. در ایران اما، ملاها سالهاست که فقط همان دست تقلب را دارند و از شاهکار مردم بیخبرند. این داستان شباهت عجیبی به کلک ملاها در ایران دارد که به جای شاهکار، به تقلب چسبیدهاند.
آزادی در آزتکا و گشت ارشاد در تهران
هفده ساله بودم. ورزشگاه آزتکا در مکزیکوسیتی پر از زنان آرایش کرده و آزاد بود، چیزی که در تهران امروز به یک رویای ممنوعه تبدیل شده است. آن روز شاهد بازی آرژانتین و انگلیس بودم. مادرم، برخلاف پدرم که نگران درگیری هواداران بود، لحظهای تردید نکرد. بالاخره جام جهانی بود، نه یک اعدام دسته جمعی در میدان انقلاب. در روزهای شکوه ایران پیش از انقلاب ۵۷، زنان ما در استادیومها با لباسهای آزادانه شاد میگشتند، اما امروز گشت ارشاد فقط به دنبال موی بیرون زده است.
دست خدا یا دست آخوند؟
وقتی مارادونا توپ را با دست وارد دروازه کرد، همه سردرگم شدند. او بعدها گفت گل با کمی سر او و کمی دست خدا زده شد. چه شباهت عجیبی به منطق ولایت فقیه! ملاها هم هر تقلب و جنایتشان را به حساب خدا میزنند. انتخاباتهای مهندسی شده، فیلترینگ و سرکوب زنان، همه با دست خدا و آخوند انجام میشود. اما برخلاف مارادونا که هنر واقعی خود را چهار دقیعه بعد نشان داد، آخوندها هیچ شاهکاری ندارند. کلک و کلاهبرداری تمام دارایی آنهاست.
گل دوم مارادونا و خیزش تاریخی مردم ایران
گل دوم مارادونا، گلی که از وسط زمین آمد و شش بازیکن انگلیسی را جا گذاشت، شاهکار واقعی بود. وقتی او توپ را به سمت دروازه میبرد، کل ورزشگاه در سکوت فرو رفت. این همان سکوتی است که مردم ایران هنگام خیزشهای تاریخی خود رعایت میکنند. زیبایی و قدرت این گل غیرقابل انکار بود. حتی هواداران انگلیس هم آن را تحسین کردند. این است فرق بین شاهکار و تقلب. در تاریخ ایران هم، هر زمان مردم شاهکار خود را به نمایش گذاشتهاند، حتی دشمنانشان مجبور به تحسین شدهاند، اما متاسفانه هنوز گل دوم به ثمر نرسیده و تقلب دست خدا در پیروزی است.
بحرانسازی سپاه به جای پناهگاه مردم
بیرون ورزشگاه، مکزیک با تاکو و فلفل و خنده جشن میگرفت. یاد زلزله ۱۹۸۵ افتادم که آزتکا پناهگاه آسیبدیدگان بود. در ایران، زلزله یا آتشسوزی که رخ دهد، سپاه و بیت رهبری هستند که آوار را میبلعند و کمکی به مردم نمیکنند، بلکه اموالشان را غارت میکنند. آزتکا نماد حافظه جمعی بود، اما ورزشگاه آزادی تهران فقط نماد سرکوب و گریه است.
سالها بعد در آرژانتین دیدم که چطور مردم هنوز روی دست خدا دست میگذارند. این دقیقا نگاه ملاها به انقلاب ۵۷ است. به جای آنکه به ویرانی ۴۵ ساله نگاه کنند، به آن تقلب تاریخی میبالند. اما اگر قرار باشد من انتخاب کنم، به شاهکار تاریخ ایران میبالوم. به روزی که مردم این سرزمین، بدون دست خدای آخوندها، گل دوم و زیبای آزادی را به ثمر برسانند.
چرا گل دست خدای مارادونا با عملکرد حکومت ایران مقایسه میشود؟
چون مارادونا تقلب خود را به حساب خدا نوشت، دقیقا مانند ملاها که سرکوب و اختلاس خود را با نام دین و خدا توجیه میکنند.
شاهکار واقعی مارادونا چه شباهتی به جنبش مردم ایران دارد؟
گل دوم مارادونا یک شاهکار غیرقابل انکار بود که حتی دشمنانش آن را تحسین کردند. جنبش مردم ایران نیز زیبایی و حقانیت دارد و روزی کل دنیا را به تحسین وادار خواهد کرد.
تفاوت واکنش مردم مکزیک و حکومت ایران به بحران چیست؟
مردم مکزیک در زلزله ۱۹۸۵ به هم کمک کردند و ورزشگاه آزتکا پناهگاه شد، اما در ایران، حکومت در زمان بحران به جای کمک، اموال مردم را غارت میکند.