در پاییز ۱۴۰۵، عباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، در گفتوگویی اینترنتی مدعی شد شمار فیلمهای «زیرزمینی» که روزگاری به ۶۰ تا ۷۰ فیلم میرسید، «بسیار کاهش پیدا کرده» است. به گزارش صدای آمریکا فارسی، او این کاهش را حاصل «تعامل و ارتباط» وزارتخانه با سازندگان این فیلمها دانست.
ادعایی که در برابر واقعیتهای سینمای مستقل ایران، از همان جملههای مکرر تبلیغاتی جمهوری اسلامی یعنی «همه چی آرومه» چندان فاصلهای ندارد. اما شواهد، از فیلم بلنگ تا کوتاه، از داخل ایران تا دیاسپورا، داستان دیگری میگوید: نه سینمای مستقل کم شده، نه حکومت ابزاری برای مهار آن دارد.
تعامل یا کشیدن گوش؟
واژه «تعامل» در لغتنامه ارشاد معنایی روشن دارد: صدا زدن فیلمسازان، تذکر، و بازجویی توسط حراست و نهادهای دیگر. خود صالحی در همان گفتوگو اذعان کرد که البته نیروی انتظامی را «سر صحنه فیلم زیرزمینی» نمیفرستیم. اعترافی کمماهیت به این که چرخ فشنگ هنوز نچرخیده، اما گشادگی در ادعای «تعامل» کاملاً پیدا است.
سابقه این برخورد را فیلم «شیطان وجود ندارد» محمد رسولاف نوشته است؛ فیلمی که بدون پروانه ساخت در بهمن ۱۳۹۸ خرس طلای برلین را برد و پاسخ نهادهای «ذیربط» جملهای بود که تا امروز تکرار میشود: «با عوامل این فیلمهای غیرقانونی برخورد میشود.» برخوردی که البته بیشتر برای «خودیها» رزرو شده است. محمد مهدی اسماعیلی، وزیر وقت ارشاد، بعد از حضور «برادران لیلا» در کن ۲۰۲۲ تهدید کرد «با آنها برخورد میشود»، اما سعید روستایی با فیلم «زن و بچه» به میخانه مجوز دار بازگشت و حساب ارشاد سرِ جایش درآمد.
سینمایی که حکومت «نمیبیند»
قاعده نخست وزارت ارشاد در برابر سینمای واقعاً مستقل، نادیدهگرفتن است. واکنش رسمی به فیلمهایی که سازندگانشان رغبتی به میخانه مجوز ندارند، تقریباً هیچ است. نمونههای تازه از این سینما چنان پرشمارند که حتی یک هفته بدون خبر از آنها نمیگذرد؛ چهار سال پس از قتل مهسا (ژینا) امینی در بازداشت گشت ارشاد.
فرزان دلجو، سازنده فیلمهای پربیننده دهه ۱۳۵۰، به تازگی فیلم «از ژینا تا هنوز» را در چهارمین سالگرد مهسا امینی به طور مستقل در یوتوب منتشر کرد و شمار بینندگانش تنها چند روز پس از انتشار پیوسته بالا میرود. کیارش اسدیزاده، که تا ۱۴۰۲ در فضای داخلی فعالیت میکرد، فیلم «روز زن» را در آمریکای شمالی ساخت؛ روایت هک شدن برنامه رادیویی صدا و سیما در روز زن و حرفزدن جوانان درباره جانباختگان جنبش «زن، زندگی، آزادی». این فیلم در ژانویه ۲۰۲۶ برنده جایزه بهترین فیلم جشنواره ماهانه فیلم سوئد شد. مهناز محمدی نیز در فیلم «رؤیا» تجربههای خود در بازداشت اطلاعات سپاه را تصویر کرده و تقدیر ویژه جوایز رسانهای عفو بینالملل را گرفته است.
آمار فیلمهای کوتاه؛ شکاف بزرگ ادعای وزیر
اگر ادعای صالحی را فقط درباره فیلمهای بلنگ داخلی بپذیریم، باز هم حسابوکتابش نمیخواند، چون او فیلمهای کوتاه را به کلی از آمار کنار گذاشته است. در مرداد ۱۴۰۵، وبسایت تخصصی فیلم کوتاه «فیدان» از میان بیش از ۷۳۰ فیلم ارائهشده، ۴۲ فیلم را واجد شرایط مرحله نهایی داوری دانست. جوایز ایسفا، آکادمی فیلم کوتاه ایران، نیز رقابت امسال خود را همچنان در حال داوری دارد.
بر پایه برآوردی از مجموع فیلمهای این دو مسابقه، چیزی میان ۶۰ تا ۷۰ درصد از این فیلمها بدون مجوز، بدون حجاب اجباری و بیاعتنا به محدوده مضامین مجاز ارشاد ساخته شدهاند. آماری که جایی برای مکث بر ادعای «کاهش» باقی نمیگذارد.
اسکار هم راه بستهها را گشود
در ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا در فهرست تغییرات قوانین خود اعلام کرد هر فیلم برنده جایزه از یکی از شش جشنواره رده الف جهانی میتواند بدون استعلام از دولت محل تولید، مستقل در شاخه «فیلم غیرانگلیسیزبان» بررسی شود. تغییری که به پیگیری کانون فیلمسازان مستقل ایران و نامهنگاریهای آن رسید و عملاً به انحصار دولتها در معرفی نماینده اسکار پایان داد.
پاسخ رائد فریدزاده، رئیس سازمان سینمایی، به این پرسش اما شعار بود: فیلمهای فاقد مجوز «نماینده جمهوری اسلامی نیستند». جملهای که جز در مراسم اسکار با نماینده رسمی هر کشور، در هیچ جشنوارهای معنایی ندارد و در واقع ترجمهاش این است: ما دیگر نمیتوانیم فیلمساز مستقل را از میز بلند کنیم، پس انکارش میکنیم.
دو میلیون بیننده، سیصد میلیارد تومان
فیلم «بیداد» ساخته سهیل بیرقی، که بدون حجاب اجباری و درباره یک دختر آوازخوان ساخته شد و جایزه ویژه هیأت داوران کارلوویواری را گرفت، یک سال بعد در یوتوب بارگذاری شد و تاکنون بیش از دو میلیون بار دیده شده است. دو فیلم پرفروش تاریخ سینمای ایران، «هفتادسی» و «فسیل»، به ترتیب ۳۶۰ و ۳۲۴ میلیارد تومان فروختهاند. اگر «بیداد» برای همین تعداد بیننده بلیت ۱۵۰ هزارتومانی میفروخت، فروشش از ۳۰۰ میلیارد تومان میگذشت.
در برابر این تصاویر عینی از جامعه و انسان ایرانی، شعارهای مقامها حنای بیرنگی بیش نیست. حکومتی که روزی با قیممآبی مجوز بر گردن موسیقی میانداخت، حالا در سینما هم باید به انکار و فراموشی پناه ببرد؛ همان سنگر همیشگی استبداد دینی که
