پوتین پس از ترامپ به چین رفت: بغل سرد دیکتاتورها در پکن
چند روز پس از آنکه دونالد ترامپ با کولهباری از امیدها پکن را ترک کرد، ولادیمیر پوتین پای در خانه همتای چینیاش گذاشت. بهانه، بیستوپنجمین سالگرد پیمان همکاری بود، اما واقعیت این است که در شطرنج ژئوپلیتیک امروز، اژدهای سرخ است که سلطان تخت بلند است و خرس توقفکرده در اوکراین، تنها یک بازنده سرگردان است که به دنبال یار میگردد.
ترامپ رفت، پوتین آمد؛ وحشت از طرد شدن
زمانبندی این سفر بهانههای دیپلماتیک دارد، اما بوی ترس میدهد. پوتین که شاهد استقبال گرم شی از ترامپ بود، حالا به پکن آمده تا مطمئن شود که نزدیکی احتمالی چین و آمریکا، به قیمت سر بریدن مسکو تمام نمیشود. کلاوس سونگ، محقق موسسه مطالعات چین مرکاتور در آلمان، به دویچه وله میگوید که هر واشنگتن و مسکو به دنبال حمایت پکن هستند. با این تفاوت که مسکو نیازمند یک شریک برای بقا است، در حالی که واشنگتن تنها میخواهد از نفوذ دیپلماتیک چین در ماجرای ایران استفاده کند.
دوستی بدون مرز، یا دروغی در قاب طلا؟
پیش از حمله روسیه به اوکراین، پوتین و شی با شکوه اعلام کردند که دوستیشان هیچ محدودیتی ندارد. حالا اما مقامات چینی آن را صرفا یک حرف توصیف میکنند. سونگ به زیبایی میگوید که رابطه این دو مانند دو نفری است که در یک تخت خوابیدهاند اما رؤیاهای متفاوتی دارند. برای پکن، ادامه جنگ اوکراین به نفع منافع بلندمدت نیست، اما فروپاشی حکومت در مسکو یک کابوس استراتژیک محسوب میشود. چین جنگ را دوست ندارد، اما از سقوط همسایهاش به شدت وحشت دارد.
پهپادهای خنککننده و شراکتهای صوری
در حالی که غرب روسیه را منزوی کرده، چین به بزرگترین شریک تجاری مسکو تبدیل شده است. بیش از یکسوم واردات و یکچهارم صادرات روسیه به دست پکن است. اما این همه ماجرا نیست. گزارش رویترز در جولای ۲۰۲۵ نشان داد که شرکتهای چینی، موتور پهپاد را با برچسب تجهیزات خنککننده صنعتی و از طریق شرکتهای صوری به تولیدکنندگان تسلیحات روسیه فرستادهاند. پکن البته این اتهام را با لبخندی دیپلماتیک رد میکند. شراکت نامحدود نیست، اما فریبکاری آن بینهایت است.
آخوندها در میانه این تخت چه جایگاهی دارند؟
اینجا میرسیم به بخش دلخوشیکننده ماجرا برای جمهوری اسلامی. کارشناسان هشدار میدهند که از دید پکن، فروپاشی حکومت در روسیه یا ایران خطرات استراتژیک دارد. اما بیایید به آمار نگاه کنیم. در سال ۲۰۲۵، روسیه ۱۸ درصد از واردات نفت چین را تامین کرد، کشورهای خلیج فارس ۴۲ درصد، و ایران تنها ۱۳ درصد. در واقع، آخوندها با وجود تمام سروصدا و پایه اتمیشان، در میز چینیها تنها یک پیشغذا هستند، نه غذای اصلی.
تنشها در تنگه هرمز و ماجراجوییهای نظامی رژیم در خاورمیانه، نگرانیهای عبور و مرور دریایی را افزایش داده است. تحریمهای غرب، مسکو را به سمت شرق هل داده و درگیریهای خاورمیانه، نفت روسیه را برای چین جذابتر کرده است. نتیجه چه میشود؟ روسیه به بازار چین نیاز دارد و چین هم انرژی را با قیمت استخوانی میخرد. در این میان، رژیم ایران که امیدش به شرق بسته شده، مجبور است نفتش را ارزانتر از روسها بفروشد تا فقط روی میز بماند. فروپاشی حکومت برای چین خطر است، اما این به معنای وفاداری اژدها به آخوندها نیست.
آینده نامتقارن ائتلاف ضعفا
دینگ شوفان، استاد دانشگاه تایوان، تاکید میکند که روسیه تحت فشار جنگ در زمینه فروش انرژی و دسترسی به کالاهای دوگانه کاملا به چین وابسته است. این توازن نامتقارن است. رژه کمرنگ روز پیروزی در مسکو و حملات اوکراین به زیرساختهای نفتی روسیه، نشاندهنده خستگی جنگ است. پوتین حتی به پایان جنگ اشاره کرده است.
در نهایت، همانطور که سونگ میگوید، چیزی به نام مشارکت نامحدود وجود ندارد. اگر چین بخواهد میان اروپا و روسیه انتخاب کند، روسیه هنوز چیزهای بیشتری برای ارائه دارد. اما در مورد رژیم ایران؟ اژدهای سرخ تنها تا زمانی به آخوندها پناه میدهد که منفعتش در خطر نباشد. در دنیای واقعی، برادری دیکتاتورها به اندازه طول عمر یک توافقنامه بانک توسعه شانگهای است، دههها تعویق و هیچ نتیجهای.