نوه خمینی: مذاکره با آمریکا خیانت است؛ دهان طرفداران صلح نجس
در جمهوری اسلامی، قدرت همیشه از راههای رسمی نمیآید. گاهی از طریق نامها، نسبتهای خانوادگی و روابط سنتی جریان پیدا میکند. در این میان، نوادگان روحالله خمینی هر کدام راه خود را رفتهاند. یکی شد مخالف سرسخت نظام، دیگری به اصلاحطلبان نزدیک شد و سومی در قم درس میدهد. اما علی خمینی، کوچکترین پسر احمد، این روزها با یک سخنرانی آتشین دوباره به صدر اخبار برگشته است.
علی خمینی در مراسم بزرگداشت علی خامنهای در قم، با لحنی که حتی برای استانداردهای جمهوری اسلامی هم تند بود، هرکس را که به مذاکره با آمریکا فکر کند خائن خواند و گفت: «هرکس پیام دوستی به آمریکا بفرستد، دهانش خبیث و نجس است.» او حتی از تعبیر «پدرکشتگی» برای توصیف اختلاف ایران و آمریکا استفاده کرد و گفت مسئولی که به فکر انتقام رهبر شهید نباشد باید به وجدانش شک کند.
علی خمینی کیست و چه نسبتی با قدرت دارد؟
علی خمینی، متولد ۲۱ فروردین ۱۳۶۵، سومین و کوچکترین فرزند احمد خمینی و فاطمه طباطبایی است. احمد نزدیکترین فرد به پدرش روحالله خمینی بود و دفتر او را اداره میکرد. فاطمه طباطبایی هم دختر محمدباقر سلطانی طباطبایی بروجردی و خواهر صادق طباطبایی، از چهرههای دولت موقت پس از انقلاب است.
علی خمینی دوران کودکیاش را با چند عکس مشهور در کنار پدربزرگش میشناسند. وقتی آیتالله خمینی مرد، او سه ساله بود. اما یک سند خانوادگی جالب وجود دارد: نسخهای از کتاب «صحیفه سجادیه» که پدربزرگش در آذر ۱۳۶۷ برایش نوشت و آرزو کرد که «از علمای برجسته و فقهای متعهد» شود.
او در تهران درس خواند، بعد به حوزه علمیه قم رفت و در مهر ۱۳۹۷ به نجف نقل مکان کرد. آنجا در مدرسه علمیه امام خمینی تدریس قواعد فقهی را شروع کرد. اما این نقل مکان به معنای فاصله گرفتن از جمهوری اسلامی نبود. او ارتباطش را با جماران و رسانههای رسمی حفظ کرد و در مناسبتهای حکومتی سخن گفت.
ازدواج با نوه سیستانی؛ پیوند دو خاندان بزرگ
علی خمینی با شیما شهرستانی، نوه آیتالله علی سیستانی، بانفوذترین روحانی شیعه در عراق، ازدواج کرده است. این ازدواج او را به دو خانواده مهم در جهان تشیع پیوند زده: خانواده بنیانگذار جمهوری اسلامی و خانواده پرنفوذترین مرجع شیعیان. هرچند سندی در دست نیست که او در دفتر سیستانی سمت رسمی داشته باشد.
خانواده خمینی بعد از مرگ بنیانگذار جمهوری اسلامی از هم پاشید. حسین خمینی، پسر مصطفی، به مخالف آشکار نظام تبدیل شد و حتی به آمریکا سفر کرد. حسن خمینی، برادر بزرگ علی، به اصلاحطلبان نزدیک شد و تولیت آرامگاه روحالله خمینی را بر عهده دارد. اما علی خمینی راه دیگری رفت: او در نجف ماند، کمتر وارد رقابت سیاسی داخلی شد و در مسائل منطقهای و رابطه با آمریکا، مواضعی نزدیکتر به جریانهای اصولگرا گرفت.
چرا سخنان علی خمینی اینقدر خبرساز شد؟
سخنرانی اخیر علی خمینی در قم، حتی در میان انبوه اظهارات ضدآمریکایی مقامهای جمهوری اسلامی، خبرساز شد. رسانههای حکومتی این سخنان را «انعکاس صدای مردم انقلابی» خواندند و گفتند که او «ایمان خود به مردم را از خمینی کبیر به ارث برده است.»
این ستایشها در شرایطی مطرح میشود که جمهوری اسلامی در یک سال گذشته شماری از مهمترین چهرههای سیاسی و مذهبی خود را از دست داده و بحث درباره نسل بعدی نیروهای اثرگذار حکومت بیش از گذشته مطرح شده است. علی خمینی که سالها بیشتر به عنوان یک مدرس حوزه در نجف شناخته میشد، اکنون بیش از گذشته در کانون توجه قرار گرفته است.
مواضع متناقض علی خمینی؛ از دفاع از اعدامها تا انتقاد از فساد
علی خمینی در سال ۱۳۹۲ از اعدام اعضای سازمان مجاهدین خلق در سال ۱۳۶۷ دفاع کرد و گفت اگر پدربزرگش در برابر این سازمان نرمش نشان میداد، ایران پس از ۳۰ سال هم آرامش نداشت. اما در همان سالها، از ضرورت حفظ امکان نقد گفت و ادعا کرد که پدربزرگش با تفکیک جنسیتی در دانشگاهها موافق نبوده است.
در دی ۱۴۰۱، بعد از کشته شدن مهسا امینی و اعتراضهای سراسری، ضمن دفاع از جمهوری اسلامی، بخشی از نارضایتیها را ناشی از عملکرد مسئولان دانست و هشدار داد که فساد و فاصله گرفتن از مردم میتواند به افزایش نارضایتی منجر شود. او اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» را «اتفاقی تلخ» توصیف کرد، اما گفت در کنار آن یک جوانه مهم شروع به رشد کرد: احساس کوتاهی در بدنه جامعه متدین و انقلابی.
آیا علی خمینی جانشین بالقوه رهبری بود؟
نام علی خمینی پیش از انتخاب مجتبی خامنهای به رهبری، در گمانهزنیهای مربوط به جانشینی مطرح میشد. اقامت در نجف، سابقه حوزوی، نسبت با روحالله خمینی و ازدواج با نوه آیتالله سیستانی از جمله دلایل این گمانهزنیها بود. اما بعد از انتخاب مجتبی خامنهای، علی خمینی به سرعت از رهبر جدید حمایت کرد و این انتخاب را «محکمترین سیلی بر صورت مستکبران عالم» خواند.
پس از کشته شدن علی خامنهای، او از مردم خواست به جای عزاداری در خانه، در صحنه حضور داشته باشند و تاکید کرد که جمهوری اسلامی با از دست دادن رهبران خود عقبنشینی نخواهد کرد. او گفت سازوکارهای قانونی کشور برقرار است و هیچ خلأ قانونی در اداره جمهوری اسلامی ایجاد نشده و نخواهد شد.
نتیجهگیری: نوه خمینی، مدافع سرسخت سازشناپذیری
تا پیش از نطق تیر ۱۴۰۵، علی خمینی بیشتر زیر سایه برادر مشهورترش قرار داشت. اما آن سخنرانی نشان داد که کوچکترین پسر احمد خمینی، دستکم در سیاست خارجی، یکی از صریحترین مدافعان قرائت سازشناپذیر جمهوری اسلامی در میان نوادگان بنیانگذار آن است. او در مراسم سالگرد اشغال سفارت آمریکا در سال ۱۴۰۴، این گروگانگیری را اقدامی تعیینکننده در تثبیت جمهوری اسلامی توصیف کرد و گفت اگر سفارت آمریکا تسخیر نشده بود، امروز انقلاب اسلامی باقی نمیماند.
علی خمینی از حزبالله لبنان حمایت کرده و در خرداد ۱۴۰۴ به لبنان رفت و به محل دفن حسن نصرالله رفت. او صهیونیسم را «داعش جهان یهودیت» خوانده است. به نظر میرسد کوچکترین پسر احمد خمینی، با این سخنرانی آتشین، خود را به عنوان یکی از چهرههای کلیدی نسل جدید نظام معرفی کرده است. سوال اینجاست: آیا او فقط یک روحانی تندرو است یا دارد برای نقشهای بزرگتر در آینده آماده میشود؟