جشنواره ونیز این روزها میزبان یک بمب خبری است: مستندی چهارساعته از الکس گیبنی، کارگردان برنده اسکار، درباره ایلان ماسک، مردی که ظاهراً تصمیم گرفته بود سرنوشت بشریت را به دست بگیرد. این فیلم که سالها برای ساختش زمان صرف شده، حالا پرده از چهره واقعی ثروتمندترین مرد جهان برمیدارد؛ چهرهای که چندان هم جذاب نیست.
مستند «ماسک» چه چیز جدیدی به ما میگوید؟
اگر انتظار دارید در این فیلم رازهای تازهای بشنوید، باید بگوییم که کمتر چیزی در آن هست که قبلاً گزارش نشده باشد. اما گیبنی، آنطور که منتقدان میگویند، توانسته این گزارشهای پراکنده را در روایتی نفسگیر و پرشتاب کنار هم بچیند؛ روایتی که تصویری عمدتاً منفی و بهشکلی هراسانگیز آخرالزمانی از ماسک ارائه میدهد.
وقتی ماسک از مصاحبه فرار کرد، گیبنی یک ماسک دیجیتالی ساخت
ماجرا از آنجا شروع شد که گیبنی تلاش کرد با ماسک مصاحبه کند، اما وقتی خبر ساخت این پروژه در مارس ۲۰۲۳ منتشر شد، ماسک در شبکههای اجتماعی آن را اثری «تخریبی» خواند. پاسخ گیبنی هم کوتاه و تند بود: «از کجا میدانی؟»
راهحل کارگردان خلاقانه بود: او نسخهای دیجیتالی از ماسک با هوش مصنوعی ساخت که حرفهای خود ماسک را تکرار میکند. گیبنی در گفتار متن میگوید این انتخاب بیمناسبت نیست، چون ماسک خودش معتقد است شاید همه ما در یک شبیهسازی زندگی میکنیم؛ یک بازی ویدیویی که نسلهای آینده مشغول انجام آناند.
آیا ماسک واقعاً آینده را میبیند یا فقط رویا میفروشد؟
دیوید برن، از نویسندگان ترانه «بگذار رویایی به تو بفروشم»، برای تیتراژ پایانی فیلم ترانهای ساخته که تمام کلماتش از عبارتهایی است که ماسک در گذشته گفته است. به باور برخی از مصاحبهشوندگان، این عنوان کاملاً بجاست؛ چرا که ماسک معمولاً با وعده دستاوردهای خیالی آینده سرمایه جذب میکند؛ شهرهایی در مریخ، خودروهای خودران کاملاً ایمن و چیزهایی از این دست.
آدام بکر، نویسنده و اخترفیزیکدان، درباره طرح ماسک برای ایجاد سکونتگاه در مریخ میگوید: «چنین چیزی اتفاق نمیافتد. جاذبه خیلی کم است، تابش خیلی زیاد است، هوا وجود ندارد و خاک پر از مواد سمی است.»
اما ماسک همیشه از نگرش آیندهنگرانه خود دفاع کرده است. او در مصاحبهای با اکونومیست در ژوئیه گفت: «در پیشبینی آینده خیلی خوبم. بینقص نیستم، اما خیلی خوبم... مردم متوجه نیستند آنچه میگویم اتفاق خواهد افتاد، شاید نه دقیقاً در زمانی که فکر میکردم، اما اتفاق خواهد افتاد.»
از توییتر تا «دوج»؛ همان الگوی تخریب
فیلم این دیدگاه را مطرح میکند که ماسک با دولت آمریکا همانطور برخورد کرد که با توییتر کرده بود. زوئی شیفر، نویسنده کتاب «فوقالعاده سختگیرانه: در توییتر ایلان ماسک»، میگوید پس از خرید توییتر، کسانی که ماسک آنها را «قلچماقهای» خود مینامید، بیشتر کارکنان را بیرون کردند، بیآنکه ابتدا وقت بگذارند و بفهمند آنها دقیقاً چه کاری انجام میدهند.
شیفر میگوید ماسک بعدها در مقام رئیس اداره کارآمدی دولت دونالد ترامپ، موسوم به «دوج»، از همان «الگوی توییتر» پیروی کرد. او شرح میدهد که ماسک چگونه تلاش کرد با کاهش شدید بودجه ادارههای متعدد، بدهی ملی آمریکا را از میان ببرد، اما ناکام ماند. این بار گروهی از دستیاران بیست و چند ساله که هیچ تجربهای در کار دولتی نداشتند، به او کمک میکردند.
ماسک در مصاحبهای با واشنگتنپست در مه سال گذشته، اندکی پیش از خروج از دولت ترامپ، گلایه کرد که «دوج» به نهادی تبدیل شده که «تقصیر همه چیز را گردنش میاندازند».
نقدها چه میگویند؟
نقدهای منتشرشده پس از نخستین نمایش فیلم در ونیز، تاکنون عمدتاً مثبت بودهاند. ورایتی آن را «اثری گزنده و مهم برای تماشا» توصیف کرده که بر «تسلط بسیار ژرفبینانه و در عین حال مخاطبپسند گیبنی بر قالب مستند» استوار است. تلگراف نیز در نقدی چهارستاره آن را «تخریبی موشکافانه و هولناک» خوانده است.
جای تعجب نیست که خود ماسک از تحسینکنندگان فیلم نبوده است. او در ایکس، در میان اظهارنظرهای دیگرش، فیلم را اینطور توصیف کرد: «اثری تخریبی که تیرش به هدف نمیخورد و مرتکب گناه نابخشودنی چهار ساعت کسلکننده بودن میشود.»
سوالات متداول درباره مستند «ماسک»
مدت زمان مستند «ماسک» چقدر است؟
این مستند ۲۲۵ دقیقه است و با یک میانپرده ۱۰ دقیقهای اکران شد؛ یعنی نزدیک به چهار ساعت درباره زندگی و کار ثروتمندترین مرد جهان.
چرا گیبنی از یک نسخه دیجیتالی ماسک استفاده کرده است؟
چون ماسک از مصاحبه با گیبنی خودداری کرد و ساخت این پروژه را «تخریبی» خواند. گیبنی هم با استفاده از هوش مصنوعی، نسخهای دیجیتالی از ماسک ساخت که حرفهای خود او را تکرار میکند.
واکنش ایلان ماسک به این مستند چه بود؟
ماسک در ایکس فیلم را «اثری تخریبی که تیرش به هدف نمیخورد و مرتکب گناه نابخشودنی چهار ساعت کسلکننده بودن میشود» توصیف کرد.
