در روزهایی که جمهوری اسلامی از هر سو در حال فروپاشی است، باز هم یک جوان افغانستانی را به دار آویختند. گلمحمد محمدی، ۲۴ ساله، تبعه افغانستان و ساکن اصفهان، در ۲۸ تیر ۱۴۰۴ اعدام شد. اتهامش؟ پناه دادن به معترضان در جریان اعتراضات دیماه. بله، درست خواندید. در کشوری که مدعی حمایت از مظلومان جهان است، یک پناهنده را به خاطر انسانیتش اعدام میکنند. این همان جمهوری اسلامی است که با خون جوانان بیگناه، مشروعیت خود را از دست داده است.
پرونده میدان علیخانی؛ نمایشی از بیعدالتی مطلق
پرونده موسوم به «میدان علیخانی» اصفهان، یکی از سیاهترین صفحات تاریخ قضایی ایران است. در ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، چهار مأمور امنیتی کشته شدند و به دنبال آن، ۵۹ نفر بازداشت شدند. متهمان با اتهاماتی مثل «محاربه» و مشارکت در قتل روبرو شدند. اما چه کسی باور میکند که این اتهامات واقعی باشند؟ منابع حقوق بشری میگویند که متهمان تحت شکنجه اعتراف کردند. ۱۸ روز با شوک الکتریکی و اعدام مصنوعی. بله، در قرن بیست و یکم، در کشوری که ادعای تمدن دارد، این روشها به کار گرفته میشود.
اعدام با انگشتان شکسته؛ روایت وحشتناک از زندان دستگرد
گلمحمد محمدی در زندان مرکزی اصفهان (دستگرد) اعدام شد. اما داستان به همین جا ختم نمیشود. منابع میگویند او با انگشتان شکسته به دار آویخته شد. شکنجه در بازداشت، اعتراف اجباری، و سپس اعدام شتابزده. جسدش را هم در روستای رحمتآباد، دور از چشم مردم، به خاک سپردند. انگار که میخواهند حتی نام او را هم از تاریخ پاک کنند. اما حافظه تاریخی ملت ایران، قویتر از این حرفهاست.
زینب محمدی: برای آزادی نیازی به شناسنامه نیست
زینب محمدی، فعال اجتماعی با تبار افغانستانی، در ویدئویی که برای گرامیداشت یاد گلمحمد منتشر کرد، گفت: «برای حمایت از حق، برای ایستادن کنار مردم ایران و آزادیخواهان نیازی به شناسنامه نیست، نیاز به شرافت است.» این جمله، تمام آن چیزی است که جمهوری اسلامی از درک آن عاجز است. شرافت در برابر ظلم، فراتر از مرزها و ملیتهاست. گلمحمد محمدی، فرزند افغانستان و جانفدای ایران، الگویی برای همبستگی دو ملت در مبارزه با استبداد شد.
روایت رسمی؛ اتهامات ساختگی و مدارک جعلی
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه، در گزارشی مدعی شد که معترضان «عوامل بسیار خشن و بیرحم دشمن» بودند و با سلاح گرم و سرد به مأموران حمله کردند. اما هیچ مدرکی برای این ادعاها ارائه ندادند. حتی خانواده متهمان هم از اتهامات فرزندانشان بیخبر ماندند. این همان عدالت اسلامی است؟ این همان قضاوت علوی است؟ خندهدار است، اگر غمانگیز نبود.
صدا و سیما و نمایش اعترافات اجباری
برنامه ۲۰:۳۰ صدا و سیما، که سابقه طولانی در پخش اعترافات اجباری دارد، گلمحمد را «تروریست» خواند. در این گزارش، او مجبور شد اتهاماتی مثل سرقت مسلحانه و تخریب را تأیید کند. اما چه کسی میداند این اعترافات تحت چه شکنجههایی گرفته شده است؟ تنها چیزی که از زبان خودش پخش شد، این بود: «ساعت ۱۰ و نیم و ۱۱ شب بود. رسیدیم به میدان علیخانی.» همین. بقیه داستان را گزارشگر صدا و سیما ساخت. انگار که فیلمنامهنویسان این شبکه، از هالیوود الهام گرفتهاند، اما با بودجهای بسیار ناچیز و کیفیتی بسیار پایین.
کارشناسان سازمان ملل: دادرسی عادلانه نقض شده است
کارشناسان سازمان ملل، از جمله مای ساتو، گزارشگر ویژه حقوق بشر در ایران، اعدام گلمحمد و عرفان اسفندیاری را محکوم کردند. آنها گفتند محاکمه ۱۲ متهم در دادگاهی غیرعلنی و بدون روشن شدن مسئولیت فردی، با استانداردهای دادرسی عادلانه مغایرت دارد. پخش اعترافات تلویزیونی پیش از دادگاه هم اصل برائت را نقض میکند. اما چه کسی به حرف سازمان ملل گوش میدهد؟ در جمهوری اسلامی، قانون فقط یک کاغذ پاره است.
خطر اعدام برای دیگر متهمان
از ۱۲ نفری که در پرونده میدان علیخانی به اعدام محکوم شدند، تا کنون چهار نفر اعدام شدهاند: گلمحمد محمدی، عرفان اسفندیاری، ابوالفضل سپاهی و امیرحسین صفری. بیم آن میرود که بقیه هم به سرنوشت مشابهی دچار شوند. این رژیم تشنه خون است و از کشتن جوانان بیگناه لذت میبرد. اما تاریخ قضاوت خواهد کرد. روزی خواهد رسید که این جنایتکاران در دادگاه ملت ایران محاکمه شوند.
گلمحمد محمدی؛ نماد همبستگی دو ملت
گلمحمد محمدی، جوان افغانستانی که در ایران به خاطر آزادی جان داد، به نمادی از همبستگی دو ملت ایران و افغانستان تبدیل شد. کاربران شبکههای اجتماعی او را «الگویی برای پایان دادن به استبداد و دیکتاتوری» خواندند. بله، این همان چیزی است که جمهوری اسلامی از آن میترسد: اتحاد مردم علیه ظلم. گلمحمد، تو نمردی، تو زندهای در حافظه تاریخی ما. و روزی خواهد رسید که ایران آزاد، نام تو را با افتخار بر سر در میدانهایش حک کند.