امشب، در نیوجرسی، دو مردی که روزی فوتبال آنها را پس زده بود، مقابل هم صف آرایی میکنند. لوئیس د لا فوئنته و لیونل اسکالونی؛ یکی حاصل سیستم خشک و اصولی اسپانیا، دیگری زاده رختکنهای پرآشوب آرژانتین. اما هر دو یک چیز مشترک دارند: طعم تلخ بیکاری و نادیده گرفته شدن را چشیدهاند.
داستان از کجا شروع شد؟ از یک کلاس درس در مادرید
سال ۲۰۱۷. اسکالونی تازه از فوتبال خداحافظی کرده بود و در بلاتکلیفی به سر میبرد. او در فدراسیون فوتبال اسپانیا ثبت نام کرد تا بالاترین مدرک مربیگری یوفا را بگیرد. آنجا بود که با د لا فوئنته ملاقات کرد؛ مردی که واحد تاکتیک را تدریس میکرد و همزمان سرمربی تیم زیر ۱۹ سال اسپانیا بود. اسکالونی بعدها گفت د لا فوئنته «کمک بسیار بزرگی» به او و همکلاسیهایش کرد. رابطهای که از آن روز تا امروز پابرجا مانده است.
د لا فوئنته؛ مردی که از شراب و ایمان به فینال رسید
د لا فوئنته در هارو، منطقه شرابخیز لاریوخا بزرگ شد. جایی که مردم در جشن سالانه «نبرد شراب» همدیگر را غرق در شراب قرمز میکنند. اما زندگی او هیچ شباهتی به آن جشن ندارد. او پس از بازنشستگی در سال ۱۹۹۴، ۱۵ سال را در باشگاههای دسته پایین و تیمهای پایه گذراند. باشگاه دپورتیوو آلاوز در سال ۲۰۱۱ او را اخراج کرد و ۱۸ ماه بعدی را بیکار ماند. نزدیک بود از دنیای فوتبال برای همیشه خداحافظی کند. اما یک آگهی روزنامه برای جذب مربی تیمهای پایه فدراسیون اسپانیا، مسیر زندگیاش را عوض کرد. او با ایناکی سائز تماس گرفت و سائز به فدراسیون گفت که د لا فوئنته فرد ایدهآلی است. قرارداد اولیه سه ماهه بود. او در نیمه نهایی یورو زیر ۱۹ سال به فرانسه باخت اما عملکردش برای تمدید قرارداد کافی بود. بعد از آن، بازیکنانی مثل رودری و اونای سیمون را به اوج رساند و قهرمان شد.
د لا فوئنته در سال ۲۰۲۲ به سرمربیگری تیم ملی بزرگسالان رسید. او دنی اولمو، پدری، میکل اویارزابال و مارک کوکوریا را از نوجوانی میشناسد. روش او چیست؟ نهادینه کردن فرهنگ احترام به رقبا و صبوری. او نیم ساعت قبل از فینال یورو ۲۰۲۴، با تلفن همراه وضعیت خانوادهاش را چک میکرد تا مطمئن شود به سلامت به استادیوم رسیدهاند. در همین جام جهانی، وقتی فهمید مادر عکاس فدراسیون فوت کرده، او را به جمع بازیکنان آورد تا همه همدیگر را در آغوش بگیرند. خانواده برای او بنیان همه چیز است. پسرش، آلبرتو، یکی از اعضای کادر فنی تیم ملی اسپانیاست.
اسکالونی؛ شاگردی که از رختکن تا روانشناس راهی طولانی رفت
آموزش اسکالونی در کلاسهای درس نبود. او در رختکنهای فوتبال آرژانتین بزرگ شد؛ جایی که بازیکنان باسابقه قدرت دارند و مربیان باید به آنها احترام بگذارند. او در پوجاتو، شهر کوچکی نزدیک روساریو، بزرگ شد. خانوادهاش هنوز در آنجا ذرت و گندم و سویا میکارند. اسکالونی در جام جهانی زیر ۲۰ سال ۱۹۹۷ مالزی قهرمان شد. اما یک فرود اضطراری در آن سفر، ترس از پرواز را در جانش انداخت. در سفرهای خارج از خانه دپورتیوو لاکرونیا، با هم تیمیهایش به مقصد میرفت اما برای بازگشت، ۶۰۰ کیلومتر تا مادرید و ۱۰۰۰ کیلومتر تا بارسلونا را تنها با ماشین پدرش رانندگی میکرد.
دوران بازنشستگی در سالهای ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ سختتر از چیزی بود که انتظار داشت. او و همسرش در مایورکا ساکن شدند و اسکالونی این دوران را چالشبرانگیز یافت. هدایت گروهی از نوجوانان ۱۴ ساله در باشگاه کوچک سون کالیو را بر عهده گرفت. صبحها گاهی روی خط طولی زمین از سرما یخ میزد اما برای اولین بار از زمان خداحافظی از فوتبال خوشحال بود. او از آن زمان تاکید کرده است که هر باشگاهی باید یک روانشناس داشته باشد تا بازیکنان را برای صبحهای خالی از فوتبال آماده کند.
اسکالونی در سال ۲۰۱۶ دستیار خورخه سمپائولی در سویا شد. یک سال بعد، این زوج هدایت تیم ملی آرژانتین را بر عهده گرفتند. وقتی سمپائولی پس از ناکامی در جام جهانی ۲۰۱۸ اخراج شد، مقامهای فدراسیون اسکالونی را به عنوان جانشین معرفی کردند. آن زمان همه به کم تجربگی او انتقاد کردند اما او تا امروز این سمت را حفظ کرده است. هنر اسکالونی در تاکتیکها خلاصه نمیشود. کادر فنی او بیشتر از بازیکنان سابقی تشکیل شده است که نیازهای بازیکنان را درک میکنند. مراسم کبابخوری و شبهای کارائوکه، اساس رختکن آرژانتین را شکل میدهند. اسکالونی پس از قهرمانی در کوپا آمریکا و جام جهانی، خود به روانشناس مراجعه کرد. وقتی آدرنالین فروکش کرد و بزرگی آنچه رخ داده بود نمایان شد، همزمان با بیماری پدر و مادرش، جلسات درمانی و دوچرخهسواریهای طولانی به او کمک کرد.
پیروزی در فینال؛ داستانی باورنکردنیتر از همیشه
هر دو مربی تیمهایی ساختهاند که قدرت آنها در یک ستاره خاص نیست، بلکه در اعتماد یک گروه خوب مدیریت شده است. فرناندو هیرو، مدیر سابق فدراسیون اسپانیا، د لا فوئنته را «کارشناس مواد خام فوتبال اسپانیا که خانوادهای ساخته است که بازیکنان در آن لذت میبرند» توصیف میکند. این توصیف تقریبا کلمه به کلمه برای آرژانتین اسکالونی هم صدق میکند. آنها مربیانی هستند که با قدرت کار تیمی پیش میروند و تداوم را بر دگرگونی ترجیح میدهند. امشب، شاگرد و معلم دوباره با یکدیگر دیدار میکنند. آنها به یاد خواهند آورد که باخت هم بخشی از ورزش است. اما پیروزی در این مسابقه، داستان دو مردی را که روزی از فوتبال رانده شده بودند و اکنون نام خود را دوباره در کتاب اصلی آن ثبت کردهاند، حتی باورنکردنیتر خواهد کرد.