شکاف در راس حاکمیت جمهوری اسلامی بیش از پیش آشکار شده است؛ تقابل میان ائتلاف نظامیان و حامیان مذاکره با تندروهایی که هراس از دست دادن لقمه نان خود را دارند. در حالی که مسعود پزشکیان و محمدباقر قالیباف به دنبال نجات اقتصاد از طریق تفاهم با غرب هستند، جریان تندرو با ترس از حذف، سنگاندازی میکند. با این حال، نهادهای امنیتی اجازه نخواهند داد این اختلافات به فروپاشی کشیده شود.
آیا کارنامه حاکمیت به سمت جنگ داخلی کشیده میشود؟
قطع ناگهانی گفتوگوی تلویزیونی قالیباف و نامه اعتراضی شماری از اعضای مجلس خبرگان علیه روند مذاکرات، تنها تیتراژ این نمایش تازه است. در یک سو، ائتلافی از فرماندهان نظامی، دولت پزشکیان و قالیباف قرار دارند که دریافتهاند ادامه غارت مشروط به زور است و اقتصاد بدون مذاکره با غرب به مرگ محکوم است. در سو دیگر، تندروهایی قرار دارند که جایگاه اجرایی تعیینکنندهای ندارند و تنها پناهگاهشان، بخشی از روحانیون و مداحانی است که بر سر سهم از لقمه جنگ و صلح نیز با هم به خونریزی افتادهاند.
شاهزاده خان قصر و تغییر ادبیات قدرت
رضا علیجانی، تحلیلگر سیاسی، معتقد است ائتلاف نظامیان در ساختار قدرت دست بالا را دارد. اما نکته جالب توجه، وضعیت مجتبی خامنهای است. او همچون شاهزادهای در حرمسرای تاریخ که هنوز تاج بر سر نرفته، در تلاش است میان ایدئولوژی و مصلحت تعادل برقرار کند. تغییر ادبیات او از «بنده» به «من اجازه دادم» و «من امضا کردم»، نشان از تثبیت تدریجی جایگاه و البته هذیانهای قدرتطلبی در عصر افول دارد. شورای عالی امنیت ملی نیز، به عنوان بازوی امنیتی، اجازه نخواهد داد این دعوای خانگی به آتشسوزی بزرگ کشیده شود. حتی ممکن است از این اختلافات به عنوان اهرمی برای ترساندن طرف غربی استفاده کنند؛ انگار که میخواهند بگویند اگر با ما میز نزنید، این وحشیهای تندرو قدرت را میگیرند!
رقص روی خنجر؛ تقلا برای بقای تندروها
ماشالله رزمی، تحلیلگر مسائل منطقه، تصویر تلختری از وضعیت پزشکیان ارائه میدهد. پزشکیان در حال انجام یک رقص خطرناک است؛ از یک سو به ضرورت مذاکره اقرار میکند و از سوی دیگر، با تکرار شعارهای جنگطلبانه و حضور در مجالس سینهزنی، میخواهد دل گرگها را شکار کند. رزمی معتقد است مجتبی خامنهای به سپاه پاسداران متکی است و توان رویارویی با این نهاد را ندارد. حوزه علمیه قم نیز هنوز وفاداری رسمی خود را به این شاهزاده جدید اعلام نکرده است و فتواهای اخیر تنها سنگرهایی برای متوقف کردن قطار مذاکرات هستند.
با رفتن علی خامنهای، حامی اصلی تندروها نیز از بین رفته است. آنها به خوبی میدانند که آشتی با آمریکا، پایان امتیازات انحصاری و برخورداری از منابع ملی را برایشان به همراه دارد. به همین دلیل، با جنگ و تنش، تنها دارایی خود را برای ماندن در میز قدرت حفظ میکنند. اما واقعیت این است که اگر این ساختار میخواهد نفس بکشد، ناگزیر از پوستاندازی و استحاله است؛ روندی که شاید پایان کارنامه این ملاها باشد.
آیا اختلافات درون حاکمیت به بحران کنترلناپذیر تبدیل خواهد شد؟
خیر، حداقل در کوتاهمدت. هر دو تحلیلگر اتفاق نظر دارند که نهادهای امنیتی و شورای عالی امنیت ملی که اکنون نقش محوریتری دارد، اجازه نخواهند داد دعوای بر سر غارت، کل قصر را به آتش بکشد. اکثریت اعضای این شورا از ادامه مذاکرات حمایت میکنند، چرا که بقای خود را در گرو تفاهم میبینند.
جایگاه مجتبی خامنهای در این شکاف قدرت چیست؟
مجتبی خامنهای هنوز جایگاه خود را تثبیت نکرده است. او در حال تلاش برای ایجاد تعادل میان جریانهای مختلف است، اما اتکای بیش از حد به سپاه پاسداران و عدم حمایت رسمی حوزه علمیه قم، او را در موقعیتی آسیبپذیر قرار داده است. تغییر ادبیات او به سمت ادبیات فرمانروایانه، تلاشی برای جبران این ضعف درونی است.