جنگ، آتشبس، توافق، از هم پاشیدن توافق یا هر اتفاق دیگری، بهانهای است در دست جمهوری اسلامی برای حمله به اقلیم کردستان. در میانه بمباران جنوب ایران توسط آمریکا و حملات پراکنده به تهران، این رژیم همچنان دارد به جان کردستان میافتد. انگار اقلیم کردستان شده کیسه بوکس همیشگی تهران؛ هر وقت جمهوری اسلامی از بیرون یا داخل کتک میخورد، اول مشتهایش را نثار کردستان میکند.
در یکی از شدیدترین این حملات که روز جمعه ۲۶ تیر انجام شد، ۹ پیشمرگه حزب کومله کردستان ایران کشته شدند. کومله اعلام کرد از آغاز درگیریهای ۳۹ روز گذشته، پایگاههای این حزب نزدیک به ۴۰ بار با موشک و پهپاد هدف حمله جمهوری اسلامی قرار گرفتهاند. حزب آزادی کردستان (پاک) نیز به دویچهوله گفت که از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، مواضع این حزب ۸۶ بار مورد حملات جمهوری اسلامی قرار گرفته است. اما آخرین حمله یک ادعای تازه و هولناک دارد: استفاده از گاز فسفر سفید.
ادعای استفاده از فسفر سفید؛ بمباران با آتش جهنمی
حزب پاک در بیانیهای اعلام کرد که در حمله پهپادی روز ۲۸ تیر به مواضع این حزب از گاز فسفر سفید استفاده شده است. ادیب خالدیان، عضو این حزب، به دویچهوله گفت: «دو نفر از فرماندهان و پیشمرگان جانباختند و ۴۰ نفر مجروح شدند. اما این بار نوع جراحات، عوارض باطنی مانند مشکلات کبدی و ایجاد آتشسوزی گسترده و عمیق در محیط مورد هدف، با تمام دفعات دیگر فرق میکند. پزشکان هم تایید کردهاند که این سوختگیها عادی نیستند.»
او با اشاره به تجربه این گروه در سه سال جنگ با داعش اضافه کرد: «ما توان تشخیص مهمات انفجاری را داریم چون صدها بار از طرف داعش علیه ما و نیروهای پیشمرگه اقلیم کردستان بکار بردند.» در جوابیه کتبی این حزب نیز آمده است: «نوع جراحات وارده به بدن مجروحان و ماهیت سوختگیها، دود و آتش، همگی نشاندهنده استفاده از فسفر سفید هستند.»
چرا اقلیم کردستان همیشه هدف است؟
شکریا برادوست، پژوهشگر امنیت بینالملل و تحلیلگر سیاست خارجی در واشنگتن، اقلیم کردستان را به کیسه بوکس جمهوری اسلامی تشبیه میکند. او به دویچهوله میگوید: «از آنجا که دولت عراق تحت کنترل جمهوری اسلامی است و اقلیم هم بخشی از دولت عراق است، عملا هیچ عکس العملی از طرف دولت عراق یا اقلیم کردستان و در عرصه بینالمللی وجود نداشت. پس برای همین از نظر جمهوری اسلامی منطقهای بوده که بدون اینکه مسئولیت بینالمللی قبول کند یا محکومیت بینالمللی داشته باشد، یکی از مکانهای راحت برای زدن بوده است.»
رسانههای حکومتی ایران حملات را با چند استدلال توجیه میکنند: اول اینکه ایران و عراق توافقنامه امنیتی دارند که دولت بغداد را موظف به خلع سلاح گروههای کرد مخالف میکند. دوم اینکه این گروهها با سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل در ارتباط هستند. اما خالدیان در پاسخ میگوید: «جمهوری اسلامی خودش با هر دولت و حکومتی که بخواهد در ارتباط است و نمیتواند ما را از ارتباط با کشورهای دیگر محروم کند. من ارتباط با کشورهای دیگر را نه تایید میکنم و نه تکذیب.»
ترس از قدرت بسیج مردمی کردها
نکته جالب این است که بسیاری از تحلیلگران بر قدرت بسیج مردمی احزاب کردستان تاکید دارند. شکریا برادوست میگوید: «این احزاب تنها نیروی منسجم نظامی هستند و منطقه کردستان یکی از مناطقی است که از نظر مردمی میتواند راحت علیه جمهوری اسلامی بسیج شود. این یکی از دلایل اصلی ترس جمهوری اسلامی است.»
او اضافه میکند: «جمهوری اسلامی سالهاست که نتوانسته به خواستههای این مردم جواب بدهد و از طریق سیاسی و مسالمت آمیز با موضوع کردستان و کردها مدارا کند. آخرین باری که کردها خواستند با جمهوری اسلامی مذاکره کنند رهبرانشان ترور شدند.» اشاره او به ترور دکتر عبدالرحمن قاسملو، دبیرکل حزب دموکرات کردستان ایران، در ۲۲ تیر ۱۳۶۸ در وین است که در حین مذاکره با نمایندگان رژیم جمهوری اسلامی به همراه دو تن دیگر ترور شد.
از ترور مستقیم تا بمباران هوایی؛ همان استراتژی قدیمی
به عقیده منتقدان، شاید بتوان این را تغییر تاکتیک جمهوری اسلامی دانست که حالا دیگر به جای ترور مستقیم رهبران کرد، اقدام به بمباران مواضع آنها میکند. استراتژی اما همان است که در طول همه این سالها بوده؛ دشمنانگاری کردها و برچسبزنی به هر فعالیت سیاسی و حتی اجتماعی این گروه قومی. شاهد این مدعا نیز احکام اعدام و اجرای اعدام کردهایی است که یا معلم زبان کردی بودند یا نشریه منتشر میکردند و یا در مناطق کردنشین به کودکان و زنان آموزش میدادند، اما تیغ اتهام «جداییطلبی» و «اقدام مسلحانه» جمهوری اسلامی صدای آنان را خفه کرد.
به قول شکریا برادوست، اقلیم کردستان برای جمهوری اسلامی یک کیسه بوکس راحت است. هر وقت فشار از بیرون زیاد شد، هر وقت اعتراضات داخلی بالا گرفت، اول مشتها را نثار این منطقه میکنند. چون میدانند کسی صدایشان را نمیشنود و اگر هم بشنود، کاری از دستش برنمیآید.