در هفتههای اخیر، بحث احتمال ورود نظامی روسیه به خاک یکی از اعضای ناتو دوباره داغ شده است. مسکو با قاطعیت هرگونه برنامهریزی برای چنین حملهای را رد میکند، اما نگرانیها در اروپا، بهویژه در کشورهای بالتیک، رو به افزایش است. سؤال این است: آیا این تهدید واقعی است یا فقط یک داستان ترسناک دیگر از کرملین؟
نگرانی فزاینده در اروپا از اقدام نظامی روسیه
در ۵ اکتبر ۲۰۲۶، فایننشال تایمز گزارش داد که استونی در واکنش به نگرانیها از احتمال تهاجم مسکو، نیروهای خود را به مرز روسیه نزدیکتر میکند. این اقدام، نشانهای از بیاعتمادی عمیق به وعدههای کرملین است.
چند روز قبلتر، در ۲۴ سپتامبر، سرویس اطلاعات دفاعی دانمارک درباره «خطر اندک اما رو به افزایش» حمله روسیه به یکی از کشورهای همسایه عضو ناتو هشدار داد. لهستان و جمهوری چک نیز نگرانیهای مشابهی را ابراز کردهاند. به نظر میرسد اروپا نفسهایش را حبس کرده و منتظر است ببیند پوتین بعد از اوکراین، سراغ کدام همسایه میرود.
پوتین و نمایش همیشگی «قربانی» بودن
ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، در نشست سالانه والدای با لحنی که بیش از پیش شبیه یک بازیگر تئاتر شده، گفت روسیه «قصد حمله به هیچ کس را ندارد؛ نه در ۲۰۲۹، نه در ۲۰۳۰ و نه در ۲۰۵۰». او حتی اروپا را متهم کرد که برای منحرف کردن افکار عمومی از مشکلات داخلی، ترس از جنگ را دامن میزند. چه طعنه تلخی! کشوری که در اوکراین شهرها را با خاک یکسان میکند، حالا نقش مظلوم را بازی میکند.
اما پوتین در همان سخنرانی، با تهدیدی پنهان، گفت اگر ناتو به روسیه حمله کند، از «همه سلاحهای در اختیار» استفاده خواهد کرد. او در پاسخ به سؤالی درباره رزمایشهای ناتو در دریای بالتیک و تهدیدها علیه کالینینگراد، این برونبوم روسیه را «منظور» اصلی دانست و تأکید کرد که واکنش مسکو «فوری و اجتنابناپذیر» خواهد بود. این حرفها بوی هستهای میدهد، بوی همان چیزی که اروپا از آن میترسد.
کالینینگراد؛ نقطه داغ جدید یا بهانهای برای همیشه؟
سفارت روسیه در ایرلند چند روز قبل از آن، ناتو را به برنامهریزی برای «محاصره هوایی و دریایی» کالینینگراد متهم کرده بود و گفته بود روسیه آماده دفاع از این قلمرو با سلاح هستهای است. این اتهامها تکراری است؛ همیشه یک بهانه تازه پیدا میشود تا تهدید هستهای را بر سر اروپا نگه دارند.
دیگر مقامهای روس نیز همین سمفونی را تکرار میکنند. دمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، گزارشها درباره حمله به ناتو را «داستانی برای ترساندن» خواند و سرگی لاوروف، وزیر خارجه، گفت مسکو «قصد حمله به اروپا را ندارد». اما در عمل، ناوگان بالتیک روسیه رزمایشهای متعددی برگزار کرده و زیردریاییها در حال تمرین شلیک اژدر هستند. اینها نشانههای صلح نیستند.
رزمایشها در مرز لهستان؛ بازی با آتش در گذرگاه سووالکی
بلاروس، متحد وفادار روسیه، از ۱۵ تا ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶ رزمایشهای چهارروزهای را در نزدیکی مرزهای لیتوانی و لهستان برگزار کرد. محل این رزمایشها، گذرگاه سووالکی بود؛ همان نوار باریکی که بلاروس را از کالینینگراد جدا میکند و اگر جنگ واقعی شود، به جهنم تبدیل خواهد شد.
تحلیلگران چه میگویند؟ از «کاملاً محتمل» تا «داستان ترسناک»
برخی کارشناسان، مانند ولادیمیر پاستوخوف، تحلیلگر سیاسی، دیدگاه خود را تغییر دادهاند. او در سپتامبر ۲۰۲۶ گفت که حمله به کشورهای بالتیک را «کاملاً محتمل» میداند. به گفته او، هرچند درگیریهای اوکراین از نظر عقلانی چنین حملهای را بعید میکند، اما باورهای ایدئولوژیک پوتین آن را به «محتملترین گام بعدی» تبدیل کرده است.
اما این دیدگاه غالب نیست. روسلان لویف، تحلیلگر نظامی شناختهشده، حمله تمامعیار روسیه به ناتو را در «چند سال آینده» بعید میداند و استدلال میکند که مسکو همین حالا هم برای تأمین نیرو در اوکراین با مشکل مواجه است. به عبارت ساده، ارتش روسیه آنقدرها هم که پوتین وانمود میکند قدرتمند نیست.
سناریوی حمله محدود؛ آزمایش عزم ناتو یا اشتباه محاسباتی؟
تحلیلگران سناریوی دیگری را هم مطرح میکنند: یک عملیات محدود. سرگی آوسلندر، روزنامهنگار حوزه دفاعی، معتقد است احتمال ورود محدود نیروهای روسیه «کمی بیشتر» از یک تهاجم تمامعیار است. او سناریویی را ترسیم کرد که روسیه با بهانهای مثل «حفاظت از ساکنان روسزبان ناروا» در استونی، چند ده کیلومتر مربع از خاک این کشور را تصرف کند. هدف؟ آزمایش واکنش ناتو و ایجاد شکاف در این ائتلاف.
پروژه تحلیلی «ری: روسیه» نیز در مارس ۲۰۲۶ این ایده را مطرح کرد که چنین حملهای ممکن است بخشی از رویارویی کنونی با غرب باشد، نه مرحلهای بعد از اوکراین. به گفته آنها، ناکامی مسکو در اوکراین ممکن است آن را وادار کند با تهدید یک درگیری گسترده، اروپا را مجبور به دادن امتیاز کند.
اما این سناریو هم مخالفان خود را دارد. روزنامه «نزاویسیمایا گازتا» در ژوئیه ۲۰۲۶ نوشت که «آزمودن عزم ناتو» از همان ابتدا نتیجه معکوس دارد و باعث اتحاد بیشتر ائتلاف و واکنشی سخت خواهد شد. آنتون بارباشین، تحلیلگر سیاسی، نیز در گفتوگویی با «مدوزا» گفت حملات روسیه به اروپا میتواند هزینههای دفاعی را در سراسر قاره افزایش دهد و حتی به «فروپاشی کامل» همکاری روسیه با چین منجر شود؛ کشوری که مسکو به شدت به آن وابسته است.
جمعبندی؛ تهدید واقعی یا نمایش همیشگی؟
در نهایت، همه چیز به این بستگی دارد که پوتین چقدر از بازی با آتش لذت میبرد. او که زمانی گفت «اگر روسیه نباشد، دنیا به چه درد میخورد»، حالا با تهدیدهای هستهای و رزمایشهای مرزی، اروپا را در حالت آمادهباش نگه داشته است. اما شاید این بار، برخلاف اوکراین، اروپا بیدار شده باشد. تاریخ نشان داده که بیداری اروپا برای متجاوزان گران تمام میشود. پوتین بهتر است تاریخ را بخواند، مگر اینکه فکر کند میتواند آن را بازنویسی کند.
