هزار و صد سال از تاجگذاری اتلستن، نخستین پادشاه انگلستان، میگذرد. کسی که چند پادشاهی پراکنده را یکپارچه کرد، سنت تاجگذاری را بنیان گذاشت و روابطی عمیق با اروپا ساخت، اما امروز در حافظه تاریخی خود انگلیسیها تقریبا غایب است. مورخان کمبریج و آکسفورد میگویند وقتش رسیده که این پادشاه دوباره به یاد آورده شود.
برای ما ایرانیها که حکومتی هزار و چهارصد ساله از «تاریخ را بازنویسی کردن» ساخته، داستان کشوری که پادشاه بنیانگذارش را صرفا از بیمهری فراموش کرده، شنیدنی است.
اتلستن چه کسی بود و چرا مهم است؟
اتلستن، نوه آلفرد کبیر، حدود سال ۸۹۴ میلادی به دنیا آمد. پدرش ادوارد پیر، آنگلیای شرقی را از دانمارکیها پس گرفته بود و راه را برای پسرش هموار کرده بود. در سال ۹۲۴، پس از مرگ پدر و مرگ مرموز نابرادرش الفورد ظرف یک ماه، اتلستن پادشاه یگانه آنگلوساکسونها شد و در سپتامبر ۹۲۵ رسما تاجگذاری کرد.
او با متحد کردن پادشاهیهای وسکس، مرسیا و نورثآمبریا، نخستین پادشاه کل انگلستان شد. در نبرد برونانبور در سال ۹۳۷، ائتلافی از وایکینگها، اسکاتها و ولزیهای استراثکلاید را شکست داد و پادشاهی نوپایش را نجات داد. سارا فوت، استاد پیشین کرسی سلطنتی تاریخ کلیسا در آکسفورد، میگوید: «او میدانست که نوعی پادشاهی نوین پدید آورده و وحدتی به جزایر بریتانیا بخشیده که از زمان رومیها دیده نشده بود.»
چرا تاریخ او را به حاشیه راند؟
پاسخ مورخان ساده است: زندگینامه نداشت. آلفرد کبیر راهبی ولزی به نام آسر داشت که در دوران حیاتش زندگیاش را نوشت. اتلستن چنین شانسآفرینی نداشت. زندگینامهای هم که پس از مرگش در قرن دهم نوشته شد، امروز گم است؛ قربانی آتشسوزی، سیل یا تخریب عمدی کتابها.
در دوران الیزابت، جستوجوی روایت خاستگاه انگلستان او را نادیده گرفت. در عصر ویکتوریا، وقتی تاریخنگاران برای تقویت ایدههای امپراتوری به گذشته رجوع میکردند، اتلستن بهزحمت یک اشاره کوتاه در حاشیه بود. پدربزرگ معروف، سایهای سنگین بود.
«انگلیسی بودن» از ابتدا یکدست نبود
دیوید وودمن، استاد تاریخ در کالج رابینسون کمبریج و نویسنده زندگینامهای از اتلستن، میگوید داستان این پادشاه تصور چند قرنی یکپارچگی فرهنگی انگلستان را به چالش میکشد: «اوایل قرن دهم واقعا دورهای بسیار متنوع بود. در گردهماییهای سلطنتی اتلستن افرادی به زبانهای ولزی باستان، نورس باستان، انگلیسی کهن و لاتین سخن میگفتند.»
وودمن حتی میافزاید بسیاری از پژوهشگران دیگر از واژه «آنگلوساکسون» استفاده نمیکنند، چون این اصطلاح به دست راست افراطی افتاده و بهصورت تکبعدی به کار میرود. کلر داونهام، استاد تاریخ قرون وسطی در دانشگاه لیورپول، هم میگوید: «چیزی به نام وحدت انگلیسی که از سال ۵۰۰ میلادی آغاز شده باشد، وجود نداشت.»
میراثی که ماند
پادشاهی اتلستن پس از مرگش در سال ۹۳۹ تجزیه شد، اما ایده یک پادشاهی یکپارچه ماند و از سال ۹۵۴ دیگر انگلستان بهطور دائم تقسیم نشد. بسیاری از دعاها و مناسک تاجگذاری چارلز سوم، از جمله آیین تدهین، همانهایی هستند که هزار و صد سال پیش در زمان اتلستن انجام میشدند. نخستین پرتره دستنویس یک پادشاه انگلیسی هم تصویری از اوست با تاجی بر سر و کتابی در دست، در برابر کاتبرت قدیس.
فوت میگوید: «به عنوان نخستین پادشاه تمام انگلستان، او باید جایگاه بالایی در حافظه جمعی میداشت.» ماند. اما نه. تاریخ نشان میدهد ملتها حافظهشان را خودشان انتخاب میکنند؛ گاهی به خاطر بیمهری، گاهی به دست حکومتهایی که از پادشاهان واقعی میترسند.
چرا اتلستن امروز کمتر شناخته شده است؟
به گفته مورخان، علت اصلی نبود زندگینامه معاصر است. آلفرد کبیر زندگینویس داشت، اتلستن نه. زندگینامه قرن دهم او نیز از میان رفته و اسناد باقیمانده، مانند فرمانها و احکام، جذابیت روایی زندگینامهها را ندارند.
اتلستن چه دستاوردی داشت؟
او نخستین پادشاه کل انگلستان بود، سنت تاجگذاری را بنیان گذاشت، نظارت مرکزی بر اداره حکومت را آغاز کرد، سیاست خارجی منسجمی در اروپا ساخت و در نبرد برونانبور در سال ۹۳۷ وحدت پادشاهیاش را تثبیت کرد.
