در دنیای سیاست، تهدید وقتی ارزش دارد که پشتش عمل باشد. اما محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی رژیم تهران، تازه فهمیده که تهدید کردن آسان است و عقبنشینی از آن، سختتر. او سه روز پیش با قاطعیت گفت که اگر کشورهای منطقه پروازهای هواپیماهای ایرانی را محدود کنند، تهران هم متقابلاً دسترسی آنها را محدود خواهد کرد. اما حالا، دبیرخانه همان شورا اعلام کرده که خبری از مقابله به مثل نظامی نیست. این فقط یک اشتباه ساده نبود؛ این نشانهای از محدودیتهای ساختاری رژیمی است که در توهم قدرت غرق شده.
تهدیدهای توخالی و اعتبار از دست رفته
توماس شلینگ، اقتصاددان برنده نوبل، سالها پیش گفت که قدرت فقط توانایی آسیب زدن نیست؛ بلکه توانایی باوراندن این است که واقعاً آسیب خواهی زد. رژیم ایران میتواند تهدید کند، اما وقتی طرف مقابل بداند که اجرای تهدید برای تهران هزینهاش از فایدهاش بیشتر است، آن تهدید تبدیل به یک شوخی بیمزه میشود. این دقیقاً همان چیزی است که برای رضایی اتفاق افتاد. او فکر میکرد با یک تهدید تند میتواند کشورهای منطقه را بترساند، اما غافل از اینکه آنها هم میدانند رژیم ایران در چه وضعیت رقتباری است.
وابستگی نامتقارن؛ زنجیری که تهران را به پای همسایهها بسته
اقتصاد هوایی خاورمیانه یک شبکه به هم پیوسته است. کشورهای منطقه فقط رقیب نیستند؛ آنها بخشی از یک سیستم مشترک حملونقل، ترانزیت و تجارت هستند. رژیم ایران در شرایط تحریم و انزوای بینالمللی، بیش از هر زمان دیگری به این شبکه وابسته است. رابرت کیوهان و جوزف نای، دو نظریهپرداز روابط بینالملل، این وضعیت را «وابستگی متقابل نامتقارن» مینامند. یعنی وقتی یک طرف گزینههای جایگزین بیشتری دارد، در بازی قدرت دست بالاتر را دارد. در اینجا، کشورهای منطقه گزینههای زیادی دارند، اما رژیم ایران نه. اگر تهران دسترسی آنها را محدود کند، آنها به راحتی از مسیرهای دیگر استفاده میکنند. اما اگر آنها دسترسی ایران را محدود کنند، شرکتهای هواپیمایی ایرانی عملاً در بنبست قرار میگیرند. این یعنی تهدید رضایی نه تنها ترسناک نیست، بلکه خندهدار هم هست.
سیاست نمایشی در برابر سیاست واقعی
رژیمهای متمرکز همیشه دو زبان دارند: یکی برای مردم خودشان و یکی برای دنیای بیرون. برای مخاطب داخلی، پیام این است: «ما در برابر فشارها نمیایستیم و کوتاه نمیآییم.» اما برای طرفهای خارجی، پیام دیگری ارسال میشود: «ما آماده مذاکره و کاهش تنش هستیم.» این دوگانگی باعث میشود که مقامات رژیم تهدیدهای تند بکنند و بعد بدون اعتراف به اشتباه، عقبنشینی کنند. این دقیقاً همان بازیای است که رضایی انجام داد. او یک تهدید علنی کرد، اما وقتی دید که هزینههای اجرای آن از فوایدش بیشتر است، ترجیح داد سکوت کند و بگذارد دبیرخانه شورا حرفش را پس بگیرد.
بازی تهدید یا بازی چانهزنی؟
عقبنشینی رضایی را میتوان بازگشتی از بازی تهدید به بازی چانهزنی دانست. در بازی تهدید، پیام این است: «اگر شما اقدامی کنید، ما هم اقدام میکنیم.» اما در بازی چانهزنی، پیام تغییر میکند: «ما میتوانیم هزینه ایجاد کنیم، اما ترجیح میدهیم مذاکره کنیم.» این تغییر لزوماً نشانه شکست نیست؛ گاهی عقبنشینی عاقلانه است. اما وقتی این عقبنشینیها به یک الگوی تکرارشونده تبدیل شوند، اعتبار رژیم به کلی از بین میرود. طرفهای خارجی یاد میگیرند که تهدیدهای تهران را جدی نگیرند، چون میدانند که پشت آنها هیچ عملی نیست.
اعتبار؛ سرمایهای که یکبار مصرف نیست
در روابط بینالملل، اعتبار نتیجه یک اقدام منفرد نیست؛ بلکه حاصل سابقه رفتار است. اگر یک رژیم بارها تهدید کند و بعد عقبنشینی کند، طرفهای مقابل در آینده تهدیدهایش را با تردید بیشتری ارزیابی میکنند. این دقیقاً همان چیزی است که برای رژیم ایران در حال رخ دادن است. کشورهای منطقه به این نتیجه رسیدهاند که تهدیدهای تهران بیشتر برای مصرف داخلی است تا برای اقدام واقعی. و این یعنی هزینه نادیده گرفتن تهدیدهای ایران برای آنها هر روز کمتر میشود.
نتیجهگیری؛ قدرت واقعی در برابر قدرت نمایشی
مسئله اصلی به ساختار قدرت منطقهای برمیگردد. جمهوری اسلامی در محیطی فعالیت میکند که بخش قابل توجهی از زیرساختهای حیاتیاش در دست همسایههاست. قدرت نظامی و سیاسی تهران لزوماً به معنای قدرت چانهزنی برابر نیست. تمایز میان قدرت بالقوه، قدرت قابل استفاده و قدرت معتبر، برای فهم رفتار خارجی رژیم ضروری است. پرونده پروازها فقط یک نمونه کوچک از یک مشکل بزرگتر است: هرچه وابستگیهای خارجی یک کشور بیشتر و گزینههای جایگزینش کمتر باشد، تهدید کردن برایش گرانتر تمام میشود. عقبنشینی محسن رضایی نه یک تغییر موضع فردی، بلکه برخورد گفتمان قدرت با محدودیتهای ساختاری قدرت است. و این برخورد، هر بار که تکرار شود، رژیم را ضعیفتر و تهدیدهایش را پوچتر میکند.
سوالات متداول درباره عقبنشینی محسن رضایی
چرا محسن رضایی از تهدید خود عقبنشینی کرد؟
زیرا اجرای تهدید برای رژیم ایران هزینههای سنگینی داشت. رژیم به شبکه حملونقل منطقهای وابسته است و قطع دسترسی کشورهای منطقه به فرودگاههای ایران، برای تهران گرانتر از آنها تمام میشد.
آیا عقبنشینی رضایی نشانه ضعف رژیم است؟
بله. این عقبنشینی نشان میدهد که تهدیدهای رژیم بیشتر جنبه نمایشی دارند و پشت آنها اراده واقعی برای اقدام نیست. این موضوع اعتبار تهدیدهای آینده تهران را نیز زیر سوال میبرد.
تاثیر این عقبنشینی بر روابط ایران با کشورهای منطقه چیست؟
کشورهای منطقه به این نتیجه میرسند که تهدیدهای تهران را نباید جدی بگیرند. این موضوع هزینه نادیده گرفتن تهدیدهای ایران را برای آنها کاهش میدهد و موقعیت رژیم را در مذاکرات آینده تضعیف میکند.
