آتشبس یا آتشبازی؟ توافق هرمز، صحنه رقابت تازه ایران و آمریکا
جنگ متوقف شد، اما صلحی در کار نیست. دونالد ترامپ در ترکیه اعلام کرد آتشبس میان آمریکا و ایران پایان یافته است. پنجره مذاکراتی که سه هفته پیش گشوده شده بود، حالا دارد بسته میشود. انگار نه انگار که تفاهمنامهای امضا شده بود. هر دو طرف همدیگر را به نقض آتشبس متهم میکنند و حملات تازهای آغاز شده که از زمان امضای تفاهم بیسابقه است.
این توافق قرار بود راهی برای خروج از بحران باشد. باز شدن تنگه هرمز، کاهش فشار بر بازار انرژی و شروع مذاکراتی برای صلحی پایدارتر. اما چه شد؟ آنچه در هفتههای بعد رخ داد، بیشتر شبیه ادامه جنگ با ابزارهای محدودتر بود. برخوردهای نظامی در خلیج فارس، اختلاف بر سر مسیر کشتیها، تنش بر سر لبنان و جدل بر سر تعهدات. این وضعیت از مشکلات عمیقتر و ساختاریتری حکایت دارد. همان اختلافهایی که جنگ را راه انداختند، حالا در قالبی تازه خودشان را نشان میدهند.
چرا توافق هرمز به میدان رقابت تبدیل شد؟
موسسه سلطنتی خدمات متحد بریتانیا (روسی) در تحلیلی در ۱۹ ژوئن گفته بود که این تفاهم فشار فوری بر بازار انرژی را کم میکند اما سختترین اختلافها را به آینده موکول کرده است. همین تعبیر خلاصه وضعیت امروز است. توافقی که قرار بود بحران را مهار کند، خود به میدان تازهای برای رقابت تبدیل شده است.
در نگاه اول، ادامه تنشها ممکن است به معنای نقض توافق از سوی یکی از دو طرف به نظر برسد. اما مسئله پیچیدهتر است. تفسیرهای متفاوت و اظهارات متناقض مقامهای دو کشور نشان میدهد که ایران و آمریکا حتی بر سر معنای متنی که آن را به امضا رساندهاند با یکدیگر اختلاف نظرهای بنیادین دارند.
تنگه هرمز؛ میدان اصلی نبرد تفسیرها
چتم هاوس در تحلیلی در ۱۹ ژوئن روی همین نقطه دست گذاشت. به نوشته این اندیشکده، تفاهم ایران و آمریکا درباره تنگه هرمز از عباراتی استفاده کرده که راه را برای برداشتهای متفاوت باز میگذارد. متن میگوید ایران برای ۶۰ روز از دریافت هزینه یا عوارض عبور کشتیها خودداری میکند و برای عبور امن کشتیهای تجاری «بهترین تلاش» خود را به کار میگیرد. اما پس از این دوره، تکلیف بسیاری از مسائل روشن نیست.
حمیدرضا عزیزی، پژوهشگر روابط بینالملل، در گفتوگو با بیبیسی فارسی میگوید: «ایران این بند را به معنای باقی ماندن مدیریت تنگه هرمز در اختیار خود میداند. از نگاه تهران، امتیاز ایران فقط این بوده که در دوره ۶۰ روزه عوارضی نگیرد، نه اینکه از نقش خود در تعیین ترتیبات عبور و مرور عقبنشینی کند. آمریکا اما برداشت متفاوتی دارد و معتقد است در این دوره، رفتوآمد باید بدون محدودیت انجام شود و مسیرهای قابل دسترسی به تنگه نباید به هماهنگی با ایران وابسته باشد. همین تفاوت ظاهرا حقوقی، در عمل به اختلافی امنیتی تبدیل شده است.»
لبنان؛ دیگر میدان رقابت پنهان
اختلاف تفاسیر تنها به تنگه هرمز مربوط نمیشود. مسئله لبنان هم در این چند هفته چالشهایی به همراه داشته است. آقای عزیزی در این رابطه میگوید: «در حالی که ایران اشاره به لبنان در متن تفاهم را به معنای پذیرفته شدن نقش خود در حل و فصل این پرونده میداند، اما آمریکا موضوع را محدودتر میخواند: تاکید بر حاکمیت و تمامیت ارضی لبنان، بدون آنکه لزوما نقش ویژهای برای تهران در روند سیاسی آینده تعریف شود.»
اگر تفاهم فقط درباره آتشبس بود، شاید ابهامهایش قابل مدیریت میشد. اما مسئله این است که همین متن قرار است سکوی مذاکرات نهایی باشد. برای همین، هر بند آن میتواند به اهرمی برای مرحله بعد تبدیل شود.
رقابت برای نظم پس از جنگ
موسسه بینالمللی مطالعات راهبردی در تحلیلی در ۲۶ ژوئن نوشت که کشورهای عربی خلیج فارس از تفاهم ایران و آمریکا حمایت عمومی کردهاند، چون نمیخواهند جنگ دوباره شعلهور شود. اما این توافق پرسشهای مهمی را بیپاسخ گذاشته است؛ از آینده ترتیبات امنیتی خلیج فارس تا نقش ایران و جایگاه کشورهای عربی در اجرای توافق.
اختلاف بر سر متن تفاهمنامه فقط بخشی از ماجراست. آنچه امروز در تنگه هرمز، لبنان و حتی پرونده سرمایهگذاری دیده میشود، نشان میدهد تهران و واشنگتن در عمل بر سر شکل دادن به نظم پس از جنگ رقابت میکنند. نظمی که قرار است جایگاه، نفوذ و اهرمهای هر کدام را در سالهای آینده مشخص کند.
حمیدرضا عزیزی هم از همین زاویه به ماجرا نگاه میکند. به گفته او، دوره ۶۰ روزه فقط دوره اجرای تفاهم نیست، بلکه دوره رقابت برای تقویت اهرمهای مذاکره است. هر دو طرف تلاش میکنند پیش از توافق نهایی، دست برتر را به دست آورند. آمریکا با محدود کردن ابزارهای ایران و ایران با تثبیت امتیازهایی که معتقد است در جنگ و تفاهم به دست آورده است.
این تحلیلگر روابط بینالملل میگوید: «ایالات متحده تلاش دارد اهرمهایی چون وضعیت در تنگه هرمز و همچنین گنجاندن مسئله لبنان را که در متن تفاهمنامه به ایران داده است، از دست ایران بگیرد و این کار را با روشهای مختلفی چون ایجاد یک مسیر عبور جایگزین در حاشیه جنوبی تنگه هرمز و همچنین امضای توافقی میان دولت لبنان و اسرائیل انجام میدهد. اما ایران در نقطه مقابل تلاش دارد این اهرمهایی که در جنگ و متن تفاهم به دست آورده، تثبیت کند.»
مشوقهای اقتصادی؛ طعمه یا اهرم؟
یکی از مهمترین مولفههایی که طرفداران توافق در ایران از آن به عنوان دستآورد تیم مذاکرهکننده ایرانی یاد میکردند، عواید اقتصادی حاصله از این متن بود. تفاهمی که قرار بود برای ایران مشوق اقتصادی داشته باشد. بخشی از این مشوقها به سرمایهگذاری و بازسازی اقتصادی مربوط میشد و انتظار میرفت کشورهای خلیج فارس در آن نقش داشته باشند.
اما خیلی زود مشخص شد که حتی مشوقهای اقتصادی هم قرار نیست از رقابت سیاسی و امنیتی جدا بمانند. مرکز پژوهشی سوفان (The Soufan Center) در تحلیلی در ۱۸ ژوئن نوشت توافق شامل حمایت آمریکا از سرمایهگذاری کشورهای عربی خلیج فارس برای بازسازی و توسعه ایران است، اما رهبران خلیج فارس احتمالا فقط در صورتی وارد چنین مسیری میشوند که شروط و تضمینهای روشنتری وجود داشته باشد.
حمیدرضا عزیزی میگوید: «همین جا آمریکا تلاش میکند از مشوقهای اقتصادی برای گرفتن امتیازهایی استفاده کند که در متن اولیه تفاهم به صراحت نیامده بود. از برنامه موشکی و پهپادی ایران تا رفتار گروههای همسو با تهران در منطقه.»
مارکو روبیو در سفر خود به خلیج فارس، سرمایهگذاری مشترک در ایران را به تحقق شروطی مانند برنامه موشکی و پهپادی ایران و تغییر رفتار منطقهای جمهوری اسلامی منوط کرد. شروطی که هیچکدام از آنها در متن تفاهمنامه اولیه نیامده بودند. رویهای که به نظر میرسد هدفش استفاده از مشوقهای اقتصادی برای تغییر سیاست خارجی ایران باشد.
تله افزایش تنش؛ بازی با آتش
رابرت پیپ، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو، این وضعیت را «تله افزایش تنش» مینامد. وضعیتی که در آن هر اقدام محدود، طرف مقابل را به واکنش محدود دیگری سوق میدهد. در چنین چرخهای، هیچکدام از دو طرف شاید جنگ کامل نخواهند، اما هر دو ممکن است قدمبهقدم به همان سمت کشیده شوند.
نشانههای این روند را میتوان در رفتار هر دو طرف دید. از نگاه تهران، برخوردهای اخیر تلاشی برای جلوگیری از تثبیت مسیر جایگزین در تنگه هرمز است. در مقابل، آمریکا با گسترش حملات محدود و افزایش فشار اقتصادی میکوشد اهرمهای ایران را محدودتر کند.
پیپ این وضعیت را به نتیجه جنگ و برداشت متفاوت دو طرف از آن پیوند میزند. او در گفتوگو با بیبیسی فارسی میگوید: «در نتیجه این جنگ ایران قویتر شد و موازنه قدرت در منطقه تغییر کرد. ایرانیها توانستند در متن تفاهم تقریبا تمام چیزهایی را که میخواستند به دست بیاورند.»
به گفته او، مشکل اینجاست که ترامپ «نمیخواهد شکست راهبردی که متحمل شده را بپذیرد.» پیپ میگوید: «او نمیتواند بپذیرد که ایران کنترل تنگه هرمز را در دست داشته باشد و به همین دلیل بعد از مدتی از زمان امضای تفاهم، او و مارکو روبیو تلاش کردند که بندهای مختلف در تفاهم را تضعیف کنند.»
از نگاه پیپ، «مسئله هرمز برای ایران فقط درآمد نیست. اگر آمریکا آن را مثل یک معامله تجاری ببیند و بپرسد چقدر باید به ایران بدهیم تا دست از هرمز بردارد؟، احتمالا پاسخ درستی پیدا نمیکند. برای تهران، هرمز بخشی از بنیان امنیتی و راهبردی بعد از جنگ است.»
اینجاست که خطر اشتباه محاسباتی جدی میشود. ممکن است واشنگتن افزایش حضور نظامی یا ایجاد مسیر جایگزین را صرفا اقدامی برای حفظ آزادی کشتیرانی بداند، اما تهران همان اقدام را تلاشی برای از بین بردن مهمترین اهرم راهبردی خود تفسیر کند. در مقابل، ایران ممکن است تشدید کنترل بر عبور کشتیها را اجرای مفاد تفاهم بداند، در حالی که آمریکا آن را عبور از خط قرمز تلقی کند.
مشکل دقیقا همینجاست. هر دو طرف تصور میکنند در حال دفاع از مواضع خود هستند، اما همان رفتار از نگاه طرف مقابل میتواند آغاز مرحله تازهای از بحران باشد.
نتیجهگیری: نه صلح، نه جنگ
وضعیت فعلی را شاید بتوان با این عبارت توضیح داد: نه صلح، نه جنگ. امروز اگر به نقشه منطقه نگاه کنیم، شاید آتش جنگ خاموش شده باشد. اما تقریبا همه عواملی که آن را شعلهور کردند، هنوز سر جای خود هستند. اختلاف بر سر تنگه هرمز، آینده لبنان، نقش منطقهای ایران و حتی نحوه اجرای توافق، هنوز حل نشدهاند.
این همان وضعیتی است که بسیاری از تحلیلگران درباره آن هشدار میدادند. نه صلحی پایدار شکل گرفت و نه جنگ کاملا پایان یافت. حملات متقابل روزهای اخیر، از حملات آمریکا به اهدافی در ایران تا پاسخ نظامی تهران، نشان میدهد که آتش درگیری دوباره شعلهور شده، بیآنکه اختلافهای اصلی دو طرف حل شده باشد.
به همین دلیل، آنچه امروز میان ایران و آمریکا جریان دارد، شاید بیش از آنکه بر سر میدان جنگ باشد، بر سر شکل دادن به نظم پس از جنگ و تفسیر توافقی است که قرار بود به همان جنگ پایان دهد.
سوالات متداول (FAQ)
آیا آتشبس ایران و آمریکا به طور کامل شکست خورده است؟
آتشبس به طور رسمی پایان یافته و حملات تازهای آغاز شده است. اما هنوز درهای مذاکره کاملا بسته نشده و دو طرف در حال آزمودن خطوط قرمز یکدیگرند.
چرا توافق هرمز به نتیجه نرسید؟
توافق هرمز با ابهامات زیادی نوشته شده بود. هر دو طرف تفسیرهای متفاوتی از بندهای آن داشتند و این اختلافات به رقابتی بر سر نظم پس از جنگ تبدیل شد.
نقش کشورهای عربی خلیج فارس در این میان چیست؟
کشورهای عربی از توافق حمایت کردند اما نگران تثبیت نقش ایران در منطقه هستند. آنها سرمایهگذاری در ایران را به شروط و تضمینهای روشنتری موکول کردهاند.